چكيده مقاله
این مقاله پس از تعریف رفتارهای پرخطر به بررسی و تحلیل تعدادی از مقالات علمی داخلی و خارجی در خصوص عوامل موثر در گرایش جوانان به بعضی از رفتارهای پرخطر از جمله شایع ترین این رفتارها یعنی مصرف سیگار می پردازد.بنا به تعریف رفتارهای پرخطر رفتارهایی هستند که سلامت و بهزیستی نوجوانان و جوانان را در معرض تهدید قرار می دهند.این رفتارها هم برای خود فرد و هم برای دیگران تهدید کننده می باشد. از جمله ی رفتارهای پرخطر می توان به سیگار کشی ،مصرف مواد مخدر و الکل و رفتارهای جنسی غیر معمول اشاره کرد.هدف اين مقاله آنست كه با استفاده از تكنيك فرا تحليل، نتايج 40 تحقيق و يا اثر مكتوب را در اين خصوص وا كاوي كرده و با طبقهبندي عوامل موثر در گرایش نوجوانان و جوانان به رفتارهای پرخطر در ايران و خارج از ديدگاه انديشمندان و محققان، راه حلهايي را در اين خصوص جستجو نمايد. يافته هاي تحقيق نشان ميدهد که مهمترین عامل گرایش نوجوانان و جوانان به رفتارهای پرخطر ، دوستان سیگاری و ارتباط با این افراد است . بر اين اساس، براي برون رفت از اين وضعیت، توجه و تلاش همه جانبه به رفع هر عاملی که محیط سالم خانواده را مخدوش و مسموم می سازد تا بستر مناسبی را برای فرزندان ایجاد کرده و آنها ناخواسته به این دوستان گرایش پیدا کنند ، ضروري است. در راه عملي شدن اين مهم،از شيوه هايي چون انجام پژوهشهاي متعدد، برگزاري سلسله همايشهاي علمي، بهره گيري از ديدگاه دانشمندان در زمینه آسیب شناسی خانواده و جوانان و دادن آموزش های درست به نوجونان و جوانان در این زمینه که آگاهی آنها را افزایش دهد، مي توان استفاده نمود.
کلید واژه: رفتار پرخطر،جوانان، سیگار کشیدن،فراتحلیل، خانواده
نویسنده: محمد رضا سلیمانی – کارشناس ارشد جامعه شناسی دانشگاه مازندران-عضو گروه جامعه شناسی استان مازندران
بیان مسئله
بیش از 70 در صد مشکلاتی که برای نوجوانان و جوانان بوجود می آید درارتباط مستقیم با شیوه زندگی آنها می باشد. شیوه زندگی پرخطری که این قشر بیش از دیگران انتخاب می کنند منجر به بروز بسیاری از مشکلات و بیماریهای مزمن می شود. تنها راه حل برون رفت از این وضعیت تغییر شیوه زندگی و نیز آن دسته از رفتارهای پر خطری است که تبدیل به عادت شده است. اكثر قريب به اتفاق صاحب نظران بر اين مقوله اتفاق نظر دارند كه نوجواني دوراني بسيار بحراني است كه عوامل خطر ضمن تهديد سلامت رواني، اجتماعي و عاطفي نوجوان مي توانند بر پيكر وجودي آنها هم تاثيرات جبران ناپذيري وارد آورند. از طرفی زندگي انسان در عصر تكنولوژي و فراتكنولوژي توام با غفلت از برخي ارزشهاي اجتماعي و شيوع رفتارهاي پر خطر و غير بهداشتي بوده است رفتارهای پرخطر رفتارهایی تعریف می شوند که سلامت و بهزیستی نوجوانا و جوانان یا افراد جامعه را در معرض خطر قار می دهد. براین اساس رفتارهای پرخطر به دو گروه تقسیم می شوند: رفتارهایی است که بروز آنها سلامت خود فرد را به خطر می اندازد و گروه دوم رفتارهایی هستند که سلامت و تندرستی دیگر افراد جامعه را تهدید می کنند. لذا از آنجایی که میزان خطر پذیری نوجوانان و جوانان درصد بسیار بالاتری نسبت به دیگر ان را دارا می باشد گرایش بیشتری به این نوع رفتارها در آنها دیده می شود. از جمله رفتارهای پرخطری که برای دیگران تهدید کننده می باشد می توان به رفتار های ضد اجتماعی مثل دزدی ،پرخاشگری،گریز از مدرسه،فرار از خانه و رفتارهای جنسی و از جمله رفتارهای پرخطری که برای خود فرد خطرزا می باشد نیز می توان به مصرف الکل ،مصرف سیگار ،روابط جنسی غیر مطمئن و مصرف سیگار اشاره کرد. . مصرف سيگار يكي از رفتارهاي غير بهداشتي در جوامع بشري است كه متأسفانه شيوع روزافزون آن در بين همه اقشار بخصوص دانش آموزان نگراني هاي زيادي را به وجود آورده است,. مطالعه بر روی دانش آموزان ایالات متحده در سال 1997 نشان داد ه است که 61درصد دانشآموزان سال آخر یک بار سیگار مصرف کردهاند و 19درصد آنها مصرف روزانه سیگار را گزارش نمودهاند. بر اساس نتایج تحقیقاتی که گیووینو انجام داده است . تخمین زده میشود 40درصد دانش آموزان آمریکایی سیگار مصرف میکنند. بر اساس تحقیقات انجام شده در سال 2000، میزان مصرف سیگار در میان دانشآموزان نروژی 40 درصد گزارش شده است. سیگار به عنوان دروازه سوء مصرف مواد مخدر محسوب میشود.در اصفهان حدود 5/22درصد دانش آموزان مورد بررسی سیگاری بودهاند كه اولین سیگار رادر سنین 13-10 سالگی تجربه كرده بودند .پژوهش بعمل آمده ديگري در ایران در سال 1368 نشان داده است که 1/8 درصد دانش آموزان مورد بررسی سیگاری بوده اند . تحقيق ديگري نشان ميدهد که در شهرستان تبریز میزان مصرف سیگار در بین دانش آموزان 6/12درصد بوده است .تراگوت و چلات معتقدند كه كشيدن سيگار افزون بر زيان هاي جسمي، سلامت رواني افراد را نيز به مخاطره مي اندازد و زمينه ساز اعتياد به مواد افيوني نيز مي باشد.
نکته اساسی در این ارتباط اینست که اغلب این رفتارها در زمان فراغت و بیکاری اینها صورت می گیرد. با توجه به اهمیت مسله سلامت جسمانی و روانی این قشر از افراد جامعه هیچ برنامه ریزی و یا فشاری متوجه آنها و یا کسانی که بستر مناسبی برای این نوع رفتارها فراهم می کنند وجود ندارد. در این مقاله سعی شده است به دو سئوال پاسخ داده شود که: چه عواملی در ایجاد گرایش نوجوانان و جوانان به مصرف سیگار دخیل هستند؟ و مهمترین عامل گرایش به مصرف سیگار از دیدگاه این محققان کدامست؟
رويكردهاي جامعه شناختي انحرافات رفتاری
يك تبيين رضايتبخش از ماهيت انحراف بايد تبيين جامعهشناختي باشد زيرا ماهيت انحراف به نهادهاي اجتماعي جامعه بستگي دارد. يكي از مهمترين جنبههاي تفكر جامعهشناختي درباره انحراف تأكيد بر ارتباطات متقابل ميان همنوايي و كجروي در زمينههاي اجتماعي مختلف است. جوامع امروزي خرده فرهنگهاي بسيار متفاوتي دارند و رفتاري كه با هنجارهاي يك خرده فرهنگ خاص همنوايي دارد ممكن است خارج از آن خردهفرهنگ كجروانه تلقي شود .جامعهشناسان معتقدند كه بسياري از صورتهاي رفتار انحرافآميز از شخصي به شخص ديگر انتقال مييابد. و اين فراگرد آموزشي نيز همان مكانيسمهاي فراگردهاي آموزشي ديگر را دارد . جامعهشناسان به دنبال اين نيستند كه چرا اشخاص معيني به اعمال انحرافي دست ميزنند بلكه آنها مايل هستند بفهمند چرا انحراف اصولاً بروز ميكند، چرا از الگوهاي معيني پيروي ميكنند و چرا بعضي اعمال و نه بعضي ديگر در ابتدا انحرافي ناميده ميشوند .جامعهشناسان براي تبيين عوامل مؤثر بر رفتار انحرافي بر حسب اجتماعي شدن نارسا شيوههاي مختلفي را برميگزينند. يكي از شيوهها اين است كه فرض كنيم افرادي كه به صورت صحيح اجتماعي نشدند هنجارهاي فرهنگي را در خود جايگزين نكردند و بدينسان قادر نيستند بين رفتار مناسب و نامناسب تمايز قايل شوند. شيوه دوم اين است كه نخست بايد معلوم شود كه فرد چگونه رفتار انحرافي را آموخت؟ زيرا انواع صور كجروي از فردي به فرد ديگر منتقل ميشود و سوم آنكه انحراف را نتيجه نارسائيهاي موجود بين فرهنگ و ساخت اجتماعي بدانيم .در اين نوشتار نظريههاي زير بعنوان رویکرد نظري تحقيق استفاده شده است:
1) نظريه پيوند اجتماعي هيرشي[3]
2) نظريههاي يادگيري اجتماعي[4] كه خود شامل دو نظريه است:
الف) نظريه پيوند افتراقي ساترلند[5]
ب) نظريه تقويت افتراقي اكرز[6]
نظريه پيوند اجتماعي هيرشي
هيرشي با تركيب ديگر نظريههاي كنترل اجتماعي، تصويري روشن از آنچه كه از قيود اجتماعي تلقي ميشد را ارائه كرد. بنابراين تنها نظريهپردازي كه با نظريههاي كنترل اجتماعي به شدت احساس نزديكي ميكند، تراويس هيرشي است .هيرشي كه مهمترين پايهگذار اين نظريه است، موضوع پيوند اجتماعي را مطرح كرده است و بر اين باور است كه كجرفتاري زماني واقع ميشود كه پيوند ميان فرد و جامعه ضعيف گردد . چهار عنصر اساسی در نظریه هیرشی عبارتند از:
پيوستگي[7]: پيوستگي را ميتوان در ميزان ارتباط و علاقه والدين، مدرسه و دوستان مشاهده كرد. كساني كه به ديگران علاقه و توجه دارند، خواست و احساسات ايشان را در نظر ميگيرند و از اين رو مايلند با مسئوليت عمل كنند..
تعهد[8] : تعهد بر اين فرض استوار است كه سازماندهي جامعه به گونهاي است كه منفعت اغلب افراد چنان چه وارد اعمال خلاف شوند، به مخاطره ميافتاد. اغلب افراد با زندگي در يك جامعهي سازمان يافته، اموال، شهرت و اميدواريهايي به دست ميآورند كه نميخواهند آنها را از دست بدهند. آنها اين امتيازات را با گردن نهادن به قوانين حفظ ميكنند.
مشغوليت[9]: مشغوليت مربوط ميشود به درجهاي كه افراد به فعاليتهاي عرفي مشغولند. افزايش مشغوليت سبب ميشود فرد زمان كمتري براي ارتكاب رفتار بزهكارانه داشته باشد .
باور[10] : پيرامون عنصر باور گفته ميشود اين اعتقادات مؤثر است كه رفتارهاي نابهنجار را كاهش ميدهد نه اعتقادات متناقض. يكي از سؤالاتي كه در زمينهي باور مطرح ميشود اين است كه اعتقادات به راستي تا چه حد بر كنش افراد تأثيرگذار است؟
نظريه پيوند افتراقي ساترلند
ساترلند معتقد است كه پيوند افتراقي چگونگي انتقال رفتار انحرافي را تبيين ميكند و توضيح ميدهد كه رفتار انحرافي چگونه ياد گرفته ميشود.ساترلند معتقد است كه افراد از طريق ارتباط با ديگران كه حامل هنجارهاي تبهكارانه هستند بزهكار يا تبهكار ميشوند به نظر ساترلند اكثر رفتار تبهكارانه در درون گروههاي نخستين به ويژه گروههاي همالان فرا گرفته ميشود . به باور ساترلند انواع الگوهاي درستكاري و انحراف اجتماعي در جامعه وجود دارد اما توزيع آنها و احتمال برخورد افراد با آنها به نظارت اجتماعي بستگي دارد .
نظريه تقويت افتراقي اكرز
در هسته نظریه تقويت افتراقي اكرز اينطور فرض شده است كه فرآيند آموزشي يكسان، هر دو رفتار انحرافي و سازگارانه را توليد ميكند. در نظريه تقويت افتراقي اين فرآيند عمدتاً از آموزش مؤثري تشكيل ميشود كه ميتواند مستقيم رخ ميدهد مثلاً از طريق پاداشها و مجازاتهايي كه براي رفتار گذاشته ميشود يا اينكه غيرمستقيم انجام شود مثلاً از طريق سرمشقگير يا مشاهده رفتار و نتايجي كه آن رفتار براي ديگران در پي دارد. فرد تعاريف شناختي از رفتار را كه به عنوان پيامدهاي رايج آن رفتار ميشناسد، ياد ميگيرد. يادگيري بين گروههايي كه به فرد نزديكتر هستند مؤثرتر انجام ميشود و بنابراين آنها هم به عنوان مدلهاي رفتاري برجسته عمل كرده و هم منابع عمده تقويت فرد را كنترل ميكنند. اكرز معتقد است تقويتكنندهها هم ميتوانند اجتماعي و هم غيراجتماعي باشند اما تقويتگرهاي اجتماعي بسيار مهمتر هستند .اكرز معتقد است كه رفتارهاي انحرافي ابتدا از طريق معاشرتهاي ترجيحي، تعريفها، تقليد و تقويتهاي اجتماعي كسب شده آموخته ميشود سپس از طريق تقويتهاي اجتماعي و غيراجتماعي، حفظ ميشود و تداوم مييابد .عوامل يادگيري اجتماعي كه بيشتر با استعمال سيگار مرتبط است، همان نگرشها و رفتارهاي دوستان در پيوندهاي افتراقي مختلف ميباشد.
با توجه به تئوریهای مرتبط با موضوع که در این بخش توضیح داده شده اند آنچه در ارتباط با گرایش به رفتارهای پرخطر مثل کشیدن سیگار میتوان گفت این است که تمایل به سیگار کشیدن مثل دیگر رفتارهای پرخطر از دوران بلوغ و شروع نوجوانی در افراد بوجود میآ ید و چون باورهای افراد، میزان تعهد و سرمایه گذاریهای اجتماعی ، تعهد و وابستگی به دیگران از جمله والدین هنوز در نوجوان نهادینه نشده است و از طرف گرایش به دوست یابی و احساس استقلال در انها به اوج خود رسیده و معاشرت و همنشینی با اغیار و همالان در راس برنامه های عادی و روتین نوجوانان وجوانان قرار دارد ، لذا با ید در انتظار بروز چنین رفتارهای پرخطری از سوی این گروه بوده و ان را امری شا یع دانست.
روش
اين پژوهش مطالعه اي اسنادي و كتابخانهاي است. پس از گردآوريِ منابعِ مكتوبِ قابلِ دسترس در خصوص عوامل گرایش به رفتارهای پرخطر در ايران و خارج، سعي شده است با استفاده از تكنيك فراتحليل به سؤال اصلي اين پژوهش پاسخ داده شود. به اين ترتيب، ميتوان اين مطالعه را يك فراتحليل دانست. جامعه آماري پژوهش حاضر شامل 40 اثر داخلی و خارجی مرتبط با موضوع می باشدکه در بخش یافته های تحقیق به طور مبسوط در باره آنها بحث می شود .
معيار اصلي براي انتخاب اين آثار، تمركز آنها در توجه و تحليل عوامل موثر در گرایش نوجوانان و جوانان به سیگار و دیگر رفتارهای پرخطر بوده است.
يافتهها
در اين بخش مهمترين عوامل موثر در گرایش نوجوانان و جوانان به سیگار و دیگر رفتارهای پرخطر از نگاه صاحب نظران اين حوزه (با توجه به جامعه آماري اشاره شده) تبيين مي شود:
1-رجائيفرد (1377) تحقيقي را با عنوان « بررسي ميزان گرايش به استعمال سيگار و علل مرتبط با آن در بين دانشجويان دانشگاه علوم پزشكي شيراز» انجام داده است.. از بين مهمترين عوامل استعمال سيگار، 5/36 درصد معاشرت با دوستان را بيان نمودند.
2-ضيايي (1377) تحقيقي را تحت عنوان « بررسي آگاهي و باور دانشآموزان پيشدانشگاهي شهر تهران درباره تأثيرات مصرف سيگار» انجام داده است اين بررسي نشان داد كه آگاهي نوجوانان و جوانان از پيامدهاي زيانبار مصرف سيگار سبب دوري آنان از اين ماده ميشود و يا مصرف آن را كاهش ميدهد.
3- سلیمانی(1386) در تحقیقی تحت عنوان تبیین جامعه شناختی گرایش به مصرف سیگار ،به بررسی این موضوع پرداخت. از مهمترین نتایج این تحقیق اینست که متغیر باور به عنوان مهمترین عامل گرایش به سیگار در بین نوجوانان و جوانان دانش آموز شناخته شده است و متغیر دوستان سیگاری در رتبه بعدی قراردارد.
4-هاشمي (1380) تحقيقي را تحت عنوان « بررسي ميزان گرايش به استعمال سيگار و علل آن در دانشجويان پسر دانشگاه علوم پزشكي ياسوج» انجام داده است. دادههاي تحقيق نشان دادند كه هماهنگ شدن با دوستان سيگاري مهمترین علت گرایش به سیگار می باشد.
5-حيدري (1380) تحقيقي تحت عنوان « بررسي ميزان و علل نابهنجاري اجتماعي ميان دانشآموزان انجام داده است. بنابرنتایج تحقیق فوق ،ميان اوقات فراغت زياد و بزهكاري رابطه معنيدار وجود دارد.
6-موساييفرد (1381) تحقيقي را تحت عنوان « بررسي عوامل مؤثر در گرايش نوجوانان به مصرف سيگار» انجام داده است. مهمترین نتيجه بدست آمده از اين تحقيق عبارتست از:
- هر قدر سطح تحصيلات والدين بالاتر باشدو هر قدر، فرزندان بيشتر با والدين مشورت كنند، فرزندان آنان براي رويارويي با مسائل روزمره آمادهتر ميشوند و كمتر دچار لغزش و مشكلات ميگردند.
7-ملازاده (1381) در مقالهاي به « علل و انگيزههاي سيگار كشيدن در بين نوجوانان» پرداخته است. مهمترين انگيزههاي مصرف سيگار را در 3 مقوله تقسيمبندي كرده است كه به شرح زير است:
1-محيط مدارس
2- نگرش و تصور ذهني نسبت به سيگار و مواد مخدر
3- مصرف سيگار توسط كاركنان آموزشي مدارس
8- سوري (1381) تحقيقي را تحت عنوان «بررسي الگوي مصرف دخانيات در جمعيت بالغين شهر اهواز» انجام داده است. مصرف و توزيع سیگار و دیگر مواد مخدر در ارتباط با عواملي چون سن، جنس، سطح تحصيلات و وضعيت اقتصادي رابطه معنی دار داشته است.
9-صادقي (1382) تحقيقي را تحت عنوان «استعمال دخانيات در جوانان: برنامه قلب سالم اصفهان» انجام داده است. براساس نتایج این تحقیق وجود والدين سيگاري و سطح تحصيلات با سيگاري بودن جوانان رابطه عليتي داشت.
10- كاظمي (1383) تحقيقي را تحت عنوان « بررسي الگوي مصرف سيگار در بين دانشآموزان پسر دبيرستانها و مراكز پيشدانشگاهي دولتي شهر اصفهان و ارتباط آن با سبك والدي مادر» انجام داده است. در اين تحقيق داشتن دوستان سيگاري به عنوان يك فاكتور مهم گرايش به مصرف محسوب ميشود.
11- سراجزاده (1383) تحقيقي را تحت عنوان « شيوعشناسي مصرف سيگار در بين دانشجويان» انجام داده است. از عوامل مؤثر بر مصرف سيگار ميتوان به سيگاري بودن والدين كه رابطه معنيداري با مصرف سيگار دانشجويان داشتهاند.
12- محتشم (1384) تحقيقي را تحت عنوان « تعيين الگوهاي مصرف سيگار در سربازان نيروهاي نظامي و انتظامي استان گيلان» انجام دادهاند. آزمون X2 بين مصرف سيگار در حال حاضر با داشتن دوستان سيگاري (05/0 P<) رابطه معنيداري را نشان ميدهد.
13- اوليوارز (Olivares, 1969) در تحقيقي تعداد 577 نفر از افراد بزرگسال مرد و زن را با استفاده از طرح برش مقطعي و بطور كاملاً تصادفي انتخاب نموده و ميزان تكرار دفعات انجام 20 عمل انحرافي را در 12 ماه گذشته مثل استفاده از داروهاي مخدر و مصرف سيگار مورد سنجش قرار داده است. نتايج بدست آمده حاكي از آن است كه فرصتهاي در اختيار هر چه بيشتر باشد احتمال گرايش به انحراف و بزه نيز بيشتر ميشود.
14- هيرشي (Hirschi, 1969) در تحقيقي به بررسي علل انحراف پرداخته است. دادههاي تحقيق نشان دادهاند كه هر چه ميزان پيوستگي و تعهد به نهادهاي درگير كه فرد عضو آنها ميباشد مثل خانواده، مدرسه، دانشگاه و. . . بيشتر باشد و نيز هر چه ميزان باور و ميزان درگيري و مشغوليت فرد بيشتر باشد احتمال انحراف كمتر است.
15- تامپسون (Thompson , 1982) با انجام تحقيقي در بين 2353 دانشآموز دبيرستاني انجام داده است.از نتایج این تحقیق اینست که ميان پيوستگي به والدين و گرايش به مصرف سيگار به عنوان يك انحراف، رابطه منفي وجود داشته است.
16- كران و ماسي (Krohn and Massey, 1984) تحقيقي را تحت عنوان « تبيين رفتار انحرافي از جمله گرايش به مصرف سيگار در سنين نوجواني» انجام دادند . دادههاي اين پژوهش نشان داده است كه ميان پيوند اجتماعي و سيگار كشيدن رابطه معكوس وجود دارد.
17- مک دونالد در تحقیقی با عنوان سيگار در بين نوجوانان، يك فاجعه به بررسي ميزان مصرف سيگار پرداخته است. براساس نتایج این تحقیق قرار گرفتن در شبكه دوستان منحرف و مجرم (مصرف كننده تنباكو و الكل) در سنين پائين، بهترين موقعيت براي مصرف اين مواد ميباشد.
18- ماركوس (Marcos, 1986) در تحقيقي درصدد بود تا بداند عوامل استفاده از سيگار در ميان نوجوانان چیست؟ دادههاي اين پژوهش پيمايشي بيان ميدارد كه قويترين متغير تبيينكننده رفتارهاي انحرافي و مخصوصاً مصرف سيگار، متغير دوستان سيگاري ميباشد همچنين بين پيوستگي به والدين و مدرسه با مصرف سيگار رابطه منفي وجود داشته است.
19- جانسون (Johnson, 1986) تحقيقي را تحت عنوان « شيوه مصرف سيگار و دارو و عوامل مؤثر بر آن توسط نوجوانان» انجام داده است. نمونه تحقيق به تعداد 2626 نوجوان دختر و پسر بوده است.نتایج نشان داده است که همنشيني با دوستان سيگاري، فرآيندي است كه منجر به اعتياد به مواد و دارو در نوجوانان ميشود.
20- گرينبرگ (Grinberg, 1987) تحقيقي را تحت عنوان سنجش رابطه ميان فاكتورهاي محيط خانوادگي، روابط با همالان و تأمين نيازها با سلامت و رفاه فردي و دوري از رفتارهاي پرخطر بهداشتي مثل مصرف الكل و سيگار و ماري جواناانجام داد. نتايج بدست آمده حاكي از این است که مهمترين عامل در گرايش جوانان به رفتارهاي پرخطر و تهديد سلامت فردي، عدم وابستگي به محيط خانواده گزارش شده است.
21- ديويد لي (David Lee, 1991) تحقيقي را تحت عنوان رفتارهاي بهداشتي، عوامل خطر و شاخصهاي بهداشتي در رابطه با گرايش به مصرف سيگار انجام دادهاند. مهمترين برداشت از اين تحقيق اين است كه قرار گرفتن در مسير بسياري از رفتارهاي خطرزا در محيط زندگي در دوران كودكي، احتمال به مصرف سيگار يا الكل را افزايش ميدهد
22- بركايست (Berkaist, 1991) تحقيقي تحت عنوان « انگيزههاي مصرف سيگار» انجام دادهاند. بر اساس دادههاي اين تحقيق كودكان و نوجوانان بيشتر به خاطر فرار از فشارهاي ناشي از خانواده رو به سيگار ميآورند.
23- گراس ميك و بارسیك (Grasmick and Bursik, 1993) تعداد 2383 نفر از جوانان كانادايي را بطور تصادفي و به صورت طرح گزينش نمونه و به روش بررسي آزاد مورد بررسي قرار دادهاند. نتايج بدست آمده نشان داده است كه عامل (فرصت × خودداري) بهترين تأثير را در گرايش افراد به مصرف سيگار و مواد مخدر و دارو داشته است.
24- گوتيرز (Gutirres, 1994) در مقالهاي به سيگار كشيدن نوجوانان پرداخت. براساس داده های این تحقیق ، سيگاري شدن بيشتر از آنكه اتفاقي باشد كه در لحظه رخ دهد يك فرايند تحولي است يعني روند مداومي است كه سعي دارد كشيدن يك سيگار را بيچون و چرا به يك سيگاري معتاد تبديل كند.
25- فلاي (Flay, 1994) به بررسي تفاوت تأثير دوستان و والدين سيگاري بر شروع به سيگار كشيدن و تشديد آن در بين نوجوانان پرداختهاند. نتايج نشان داده است كه سيگار كشيدن دوستان بطور مستقيم و غيرمستقيم بر شروع به سيگار كشيدن نوجوان تأثيرگذار است .
26- جيمز هادون (James Hadon , 1996) به مطالعهاي تحت عنوان «سبك زندگي بزهكارانه» پرداخته است. به نظر وی كساني كه دچار انحراف شدهاند و ميزان ارتكاب آنها به اعمال انحرافي مثل مصرف سيگار يا الكل يا ماريجوانا بسيار بيشتر است الگوهاي سالم سبك زندگي در زندگي روزمره آنها اصلاً ديده نميشود و يا بسيار كم است.
27- مك كارتي (Mc Karty, 1997) تحقيقي را تحت عنوان « تعلق خاطر به والدين و گروه همسالان و رابطهاش با سلامت فيزيولوژيكي در دوران جواني و عدم گرايش به رفتارهاي بزه و انحرافي انجام داده است. نتايج تحقيق نشان داده است كه اگر نوع و ميزان و شدت رابطه با گروه همالان ،مثبت ارزيابي نشود، رفتارهاي بزهكارانه ترجيح داده ميشود.
28- کودری، فیتزهوگ و وانگ Cowdery , Fitzh , Wang, 1997) ( تحقيقي را با عنوان «باورها و نگرشهای افراد در ارتباط با سیگار» انجام شدهاند. مهمترین عامل در گرایش به سیگار معاشرت با دوستان بوده است(93درصد)که نسبت به سایر متغیرهای مستقل تاثیر مهمتری را نشان داده است.
29- هاودون (Hawdon, 1999) در تحقيقي به بررسي رابطه ميان مشغوليت روزانه و گرايش به مصرف سيگار پرداخته است. بر اساس دادههاي تحقيق هر چه ميزان مشغوليتهاي روزانه فرد بيشتر و منظمتر باشد، گرايش به مصرف سيگار، الكل و ماريجوانا بسيار كمتر ميباشد.
30- اساکی، مینوا و می (Osaki, Minowa & Mei ,1999) به بررسي تطبيقي رفتار سيگار كشيدن و عوامل مرتبط با آن پرداخته اند. بررسی نتیجه گرفتند که مهمترین اقدام برای پیشگیری از مصرف سیگار حمایت از دانش موزان در بکار گیری تکنیک های مقاومت علیه فشار گروه دوستان است.
31- بروس و دنیس (Bruce & Denice , 1999) تحقیقی را با عنوان « تاثیرات خانواده و دوستان بر روی گرایش به سیگار در میان نوجوانان» انجام دادهاند. این تحقیق همچنین نشان داد ه است نوجوانانی که در سن 19-13 سالگی بوده اند و والدین آنها نیز سیگاری بوده اند بیشتر به سیگار کشیدن تمایل نشان میدهند.
32- مک آردل (McArdel, 2000) پژوهشی با عنوان « بررسی تأثير خانواده در گرايش نوجوانان به سيگار انجام داده بودند. نتایج بدست آمده نشان دادکه تاثیر ساختار سنتی خانواده بر روی نوجوانان در گرایش یا عدم گرایش به سیگار بسیار بیشتر است.
33- بروس سيمونز (Bruse simons, 2001) در تحقيقي تأثيرات همالان و والدين را بر مصرف سيگار و الكل در سالهاي ابتداي نوجواني بررسي نموده است. نتايج بدست آمده نشان داده است كه فشار همالان و رفاقت با دوستاني كه مشكلات رفتاري دارند رابطه مستقيم و مستقلي با مصرف سيگار و الكل داشته است.
34-ديويد بست و مانينگ (David Best and Maning ,2001) پژوهشي تحت عنوان « مصرف افراطي سيگار و ديگر رفتارهاي مسئلهساز در بين دانشآموزان 6-14 ساله» انجام دادهاند. مصرف سيگار با تشديد استفاده از حشيش، گرايش به انواع مواد مخدر، داروهاي غيرمجاز، روابط نامشروع جنسي، كاهش اميد تحصيلي، ميزان افسردگي بالا، افزايش فرار از مدرسه همراه بوده است و ارتباط مستقيم با هر يك از رفتارهاي مسئلهساز داشته است.
35- مارك (Mark. 2002) تحقيقي را تحت عنوان « تأثير دوستان بر بزههاي كوچك نوجوانان مثل مصرف سيگار و به منظور بررسي تأثيرات همالان» انجام داده است. نتيجه مهم اين است كه همالان سيگاري بيشتر از آنكه سيگاري شدن را در فرد پرورش دهند، الگوهاي مختلف آن را به فرد ارائه ميدهند و عرضه اين الگوها زمينه گرايش به انواع انحرافات در فرد ميشود.
36- دانا و هايني (Dana & Haynie, 2002) در تحقيقي تحت عنوان « شبكه دوستان و گرايش به مصرف سيگار به بررسي ماهيت ارتباط با گروه بزهكار همسال» پرداختهاند . از نتايج اين پژوهش اين است حضور در گروه دوستان سيگاري، نگرش به مصرف سيگار و يا هر نوع رفتار انحرافي ديگر مثبت ميشود و اتفاقنظر در بين اعضاي گروه بوجود ميآيد.
37- استیسی و های ریون (Stacey, Hye- Ryeon, 2004)تحقیقی را با عنوان « گرایش به سیگار در نوجوانان و اهمیت مدلهای همجنس و همسان» انجام دادهاند. بر اساس نتایج بدست آمده جوانانی که روزانه سیگار مصرف میكردند بصورت موثرتری تحت تاثیر نگرشهای طرفدارانه وموافق سیگار و رفتارهای اعضای همجنس و همسان قرار داشتهاند.
38- لاري (Lary , 2006) تحقيقي را تحت عنوان « انتخاب دوستان، شروع به مصرف سيگار در بين نوجوانان پسر در آمريكا» انجام داده است. چنين به نظر ميرسد كه ويژگيهايي نظير شباهت در رفتار، برجستهترين عاملي است كه پيوندهاي دوستي نوجوانان را شكل ميدهد. گروههاي دوستي بين نوجوانان گرايش به دستهبندي بر اساس مصرف سيگار توسط آنها در بين خودشان دارند بطوريكه مشاهده شده است سيگاريها با سيگاريها و غيرسيگاريها نيز با غيرسيگاريها دوست ميشوند.
39- پاول (pawell , 2006) در تحقيقي تحت عنوان « نقش همسالان بر مصرف سيگار توسط نوجوانان به بررسي تأثيرات همسالان بزهكار و سيگاري بر گرايش نوجوانان به سيگار» پرداخته است . مهمترین نتیجه بدست آمده از این قرار است که اگر والدين رفتاري خصومتآميز، سهلانگارانه يا استشهاد گرايانه داشته باشند همسالان علاقمند و توانا نه تنها مفري براي نوجوانان محسوب ميشوند بلكه او را درك كرده و از او حمايت ميكنند.
40- اوبيرن (Obyren , 2006) تحقيقي را تحت عنوان « تأثير روش فرزندپروري در انتخاب دوستان سيگاري» انجام دادهاند. اين مطالعه نشان داده است كه داشتن دوستان سيگاري بخصوص دوستان نزديك سيگاري، ارتباط تنگاتنگي با مصرف سيگار در بين گروه مورد مطالعه دارد
نتیجه گیری:
بررسي آثار توصيف شده در اين مقاله نشان مي دهد كه عوامل موثر در گرایش نوجوانان و جوانان و راه حلهاي برون رفت از آن را مي توان بر حسب رويكرد هاي عمده در جامعه شناسي احرافات رفتاری طبقه بندي و تحليل نمود. در پاسخ به این سئوال که چه عواملی در گرایش به رفتارهای پرخطر وجود دارن با ید گفت که عواملی نظیر وجود محیط های ناسالم خانوادگی و روابط نا صحیح در داخل کانون خانواده مثل ناسازگاریهای میان والدین، ناسازگاریهای میان والدین و فرزندان ، ناسازگاریهای میان فرزندان با فرزندان و الگوهای نامناسب فرزندپروری ، داشتن دوستان منحرف و حضور در شبکه همالان بزهکار و تعمل و معاشرت با این قبیل افراد، نگرش و تصور نادرست از مواد افیونی و حتی سیگار در قبل از مصرف آنها، داشتن خود پنداری غلط از خود که باعث عدم اعتماد به نفس در نوحوانان و جوانان می شود و رسیدن به مرز اعتماد نفس را تنها در سا یه مصرف این مواد و در داشتن این نوع از رفتارهای پرخطر می دانند، فرصتهای فردی در اختیار نوجوانان و جوانان و عوامل محیطی که خود مشروعیت بخش بعضی از رفتارهای پرخطر در سطح جامعه مثل رسانه ها و محیط های تحصیلی و شغلی اند، از مهمترین دلایل گرایش به رفتارهای پرخطر در بین نوجوانان و جوانان از دیدگاه محققان حوزه آسیب شناسی اجتماعی مورد بررسی در این مقاله می باشد. اما اینکه کدام عامل را می توان به عنوان مهمترین عامل گرایش به رفتارهای پرخطر در بین این قشر دانست باید گفت، يافته هاي تحقيق حاضر نشان مي دهدکه متغير دوستان سيگاري با 40 درصد در بين همه عوامل مشخص شده در بین 40 اثر علمي مرتبط با با موضوع ، مهمترين عامل گرايش به مصرف سيگار در بین نوجوانان و جوانان است و پس از آن متغير تأثيرات خانوادگي با 20 درصد در رتبه دوم است و بقيه عوامل در رتبههاي بعدي قرار دارند.
طبقهبندي مهمترين عوامل تأثيرگذار بر مصرف يا گرايش به رفتارهای پرخطر برگرفته از 40 اثر مطالعه شده در اين تحقيق
|
رديف |
عامل |
آثار مربوطه |
سهم عامل |
|
تعداد |
درصد |
|
1 |
تأثيرات خانواده
|
Grinberg (1987), Mc-Ardele (2000), Thompson(1982)Berkaist(1991)Bros&Denis(1999)
، موساييفرد (1381)، سراجزاده (1383)،صادقی(1382) |
8 |
20 |
|
2 |
تأثيرات دوستان
|
Mgdonald (1984), Flay (1994), Mckarty (1997), Bruce (2001), , Mark (2002), Dana (2002), Cowdery(1997), Marcoss (1986), Jhonson(1986) Osaky(1999)Lary(2006)Pavel(2006)Obyren(2006)
رجاييفرد (1377)،هاشمی(1380) کاظمی (1383)،محتشم(1384) |
16 |
40 |
|
رديف |
عامل |
آثار مربوطه |
سهم عامل |
|
تعداد |
درصد |
|
3 |
فرصت در اختيار و مشغوليت فردي |
olivers (1999) Gerasmik(1993)Howdon(1999)حیدری(1380) |
4 |
10 |
|
4 |
عوامل فردي (استرس، فشار رواني، بلوغ جنسي، جنس، خستگي، تنهايي) و. . . |
David (2001), James Howdon(1996)
سوری(1381) |
3 |
7.5 |
|
5 |
باورها، آگاهي و نگرش به سيگار و سيگاريها |
Steysy(2004)
ضيايي (1377)، ملازاده (1381)سلیمانی(1386) |
4 |
10 |
|
6 |
عوامل محيط اجتماعی |
Kron(1984)David(1991)Gotires(1993) James(1996)Hirschi(1969)
|
4
|
12.5 |
طبقه بندي فوق به درك روشنتر مسأله و شفاف سازي عوامل مورد نظرمحققان مورد بحث در اين مقاله و ديگر ژوهشگران عرصهآسیب شناسی اجتماعی كمك مي كند. البته اگرچه تحليل موردی و در سطح خرده گروههایی مثل نوجوانان و جوانان داراي اهميت است، اما كافي نيست. لذا ضروري است در سطوح کلان و بخصوص به تفكيك حوزه ها ی فعالیت فردی و اجتماعی درون گروهی و برون گروهی نیز این عوامل ع شناسايي گردد ونسبت به رفع آنها تلاش شود. در پایان باید متذکر شد که عوامل اجتماعی گرایش نوجوانان و جوانان به رفتارهای پر خطر بخصوص سیگار کشیدن صرفاً منحصر به آنچه آثار مكتوب مورد وصف اين مقاله اشاره كردند، نمي شود و مي توان از موانع ديگري نيز نام برد كه فعلا از مجال این مقاله خارج است.
قابل توجه خوانندگان محترم:
منابع مورد استفاده در این مقاله به علت زیر چاب بودن آن از این بخش حذف شده است///