X
تبلیغات
روانشناسی

روانشناسی

آشنایی با بیماری های روانی

چه کسانی شرور می شود چرا و چگونه؟

تمام رفتارهای نابهنجار در هر انسانی، زمينه های علت و معلولی دارد و برای شناخت يک رفتار نابهنجار بايد علل و عوامل آن را ريشه يابی کرد که به چه دلايلی اين امر اتفاق افتاده است، آن وقت است که می تواند در جهت تخفيف يا از بين بردن ناهنجاری اقدام کرد، اين که چرا نوجوان يا جوانی دست به شرارت می زند چون و چرايی اين پديده را در گفتگو با محمدحسن پروند دکترای تعليم و تربيت از آمريکا عضو هيات علمی دانشکده روان شناسی و علوم تربيتی تهران مورد بررسی قرار داده ايم.

چرا نوجوان يا جوانی به هنجارشکنی روی می آورد؟

شرور بودن هم می تواند جنبه توارثی داشته باشد و هم جنبه محيطی، ولی در موارد بسيار معدودی شاهد آن هستيم که برخی از انسانها،    رگه های شرارت را به صورت ارثی داشته اند از جمله قاتلين بالفطره، عامل اصلی شرارت باز می گردد به عواملی محيطی، طبق بررسی های انجام شده فقط حدود 5 درصد از افراد شرور دارای جنبه های ارثی هستند و 95 درصد ديگر تحت تاثير خانواده و نوع تربيت آن قرار می گيرند پس  می توان نتيجه گيری کرد که خانواده و در راس آن  ( مادر ) نقش بسيار مهمی را در انحراف يا عدم انحراف نوجوان و جوان در جامعه بازی می کند.

آيا اين نکته صحيح است که بگوييم شرارت از کودکی، شکل می گيرد؟

برايتان نتايج تحقيقات 40 ساله برخی از روان شناسان، جامعه شناسان و متخصصان تعليم و تربيت را مثال می زنم تا خودتان به پاسخ مورد نظر برسيد « بنجامين بلوم » يک محقق آمريکايی در سال 1968 مقاله ای در خصوص اين ادعا مطرح کرد که بعدها بسياری از انديشمندان به آن رای مثبت دادند، طبق نظر وی 75 درصد خصوصيات شخصيتی يک نفر از بدو تولد تا 6 سالگی وی شکل می گيرد که عوامل دوران جنينی را نيز نبايد فراموش کرد، 20 درصد شخصيت ديگر انسان از 6 سالگی تا 18 سالگی و 5 درصد بقيه از 18 سالگی تا آخر عمر شکل می گيرد، پس طبق اين نظريه ما متوجه می شويم بخش اعظم خصوصيات پنداری، گفتاری و رفتاری انسان در خانواده از بدو تولد تا 6 سالگی است و اين که می گويند (بهشت زير پای مادران است ) به خاطر تاکيد بر نقش انسان سازی مادران است.

نگرش ها و رفتارهای خصمانه چطور و چگونه به سراغ نوجوان يا جوان   می آيد؟

اين حقيقت در اروپا تاييد شده است، بين کودکانی که در يک جو آرام، پرمحبت و بدون مشاجره بزرگ شده اند و کودکانی که در محيط های ناسالم و پرمشاجره بزرگ می شوند تفاوت بسياری است، کودکان  محيط های آرام در بزرگسالی تبديل به افرادی متين و سالم می شوند ولی کودکان محيط های آلوده، به خاطر اين که از جو عاطفی سالم تغذيه نمی شوند، زمينه های شرارت در آنها شکل گرفته و نسبت به برخی از چيزها بدبين می شوند و نگرش هايشان جنبه خصمانه می گيرد که تحت تاثير عوامل محيطی از قبيل رفتار همسالان به آنها کمک می کند تا ابراز خشونت برايشان آسان شود. مثلا ديدن فيلمهای خشونت بار در فرزندانی که در خانواده های سالم بزرگ شده اند بسيار کم تاثير تر از خانواده های پرخشونت است.

آيا نحوه آموزش ها در کودکان نيز می تواند متاثر از اين امر باشد؟

اگر بيشتر توجه آموزش های رسمی ( آموزش های مصوب در مدارس) و آموزش های غير رسمی ( مجله، رسانه ها و ... ) سوق دادن کودک به سوی خشونت باشد و اين حس را تقويت کند مسلما به تدريج نوجوانانی شرور در جامعه متولد خواهند شد که پس از مدتی تحت تاثير عوامل ديگر مثل دوستان ناباب سر از بزهکاری های کوچک از قبيل دزدی در می آورند که ممکن است بعدها ختم به قتل هم شود.

علل و عواملی که در بزهکار شدن و يا نشدن کودکان ما سهيم هستند، کدامند؟

  1. خانواده

  2. محله

  3. مدرسه ( دبستان )

  4. جامعه

همان طور که فرهنگ و اقتصاد در خانواه می تواند نقش بسيار مهمی در اين مورد داشته باشد، يک محله سالم و بری از هر گونه دعوا و نزاع نيز می تواند در شکل گيری تربيت يک کودک يا نوجوان موثر باشد، همچنين خشونت معلم و ناظم در دوران دبستان نيز ريشه های کينه جويی را در دل دانش آموز می کارد بنابراين وقتی يک خانواده می تواند جوان خوبی را تحويل جامعه دهد که تمام موارد ياد شده در مورد او رعايت شده باشند.

برنامه ريزی آموزش درسی در نحوه صحيح به ترتيب فرزندان تا چه حد موثر است؟

خيلی زياد، برنامه ريزی آموزش درسی از کودکستان تا سال آخر دانشگاه بايد طوری تنظيم شود که در جهت خشونت زدايی حرکت کنند به طوری که اثرات برخی رفتارهای نامطلوب در خانواده و محله را به حداقل رسانده و از بين ببرد. همچنين در زمينه آموزش های غير رسمی نيز عواملی مثل فرهنگسراها، مساجد، مراسم مذهبی و برنامه های راديو و تلويزيونی که جنبه علمی ارشادی دارند می توانند جلوی تخريب خصوصيات شخصيتی رفتاری را گرفته و از شدت شرارت ها بکاهند ولی متاسفانه در کشور ما هنوز استفاده کامل از اين علم نشده است و سيستم آموزشی ما در اين زمينه کاستی های بسياری دارد.

نقش و اهميت تربيت دختران با توجه به نقش کليدی آنها در تربيت فرزندان آينده چگونه بايد باشد؟

بايد نسبت به تربيت دختران قبل از سنين ازدواج اقدامات ويژه ای صورت گيرد، مدارس بهترين مکان برای تربيت آنها خواهد بود تا مادران خوبی را تحويل جامعه دهد، ولی متاسفانه نظام آموزشی کشور در اين خصوص نيز بسيار ضعيف عمل کرده است.

تفاوت ميان شرارت و شيطنت در چيست ؟

« شرارت نوعی ابراز عصيان و سرکشی در مقابل عرف جامعه است که در حقيقت ريشه در نوعی اعتراض دارد، ولی شيطنت همان جنبش کودک است و تضمين کننده سلامت کودک است و هيچ جنبه منفی به همراه ندارد در حالی که شرارت عکس آن است و خشونت سرپيچی و نزاع را به همراه خواهد داشت که با عرف جامعه در تضاد است.

آيا تنبيه در تربيت فرزندان موثر است؟

کلمه تنبيه از « تنبه » می آيد و به معنی بيدار کردن و آگاه کردن است، بنابراين می توان با قدری مطالعه، تمهيداتی انديشيد که جايگزين کتک زدن شود، مثلا کم محلی يک از ابزارهای بسيار مهم تربيتی است که اثرات آن را کتک زدن نيز بيشتر است.

در باره عواملی که باعث می شود نوجوان وارد فضای شرارت و بزهکاری شود، توضيح بيشتری دهيد؟

دو عامل درونی و بيرونی در اين خصوص بسيار تاثيرگذار است. عقده ها و کمبودهای دوران طفوليت ( عوامل درونی ) و جمع دوستان، هم بازيها و رسانه ها ( عوامل بيرونی ) همگی دست به دست هم داده و ممکن است شرايطی را مهيا کنند که نتيجه بزهکاری کودک و نوجوان باشد ولی خاطرنشان می کنم يکی از مهمترين عواملی که در جامعه ما ترويج خشونت می کند فيلمهای خشونت آميزی است که طرفداران بسيار زيادی نيز دارد و اصولی ترين راه در اين هنگام، فيلتر کردن اين گونه فيلمهاست که بسيار مثمرثمر خواهد بود.

باپروری افراد شرور بايد چگونه باشد؟

همانند ساير کشورهای پيشرفته بازپروری بايد در مناطقی خوش آب و هوا باشد و در ضمن به بزهکاران کار مفيد آموخت و همزمان مشاوران و روانکاوان روی آنها کار کنند، چون کسی که 20 سال شرارت در او شعله ور بوده است به آسانی قادر به پاک و مطهر شدن نخواهد بود، ولی با اين وجود اگر حداقل بتوانيم آن را در يک جايی متوقف کنيم، خواهيم توانست جلوی تشديد آن را نيز بگيريم و موسسات بازپروری می توانند در اين زمينه نقش بسيار مهمی را ايفاد کنند.

همانطور که قديمی ها گفته اند، يک مثقال پيشگيری، بهتر از صد خروار درمان است. البته در اجرای چنين طرحی حمايت دولت بسيار مهم است چون فقر باعث فساد است و افراد شرور اغلب در خانواده هايی با درآمد زير خط فقر رشد و نمو می يابند.

در باره نقش تربيت دينی و اثرات آن در نوجوان چه توضيحی داريد؟

در خانواده هايی که مسائل اعتقادی، دينی و مذهبی جايگاه ويژه ای دارند به مراتب جوانان آنها در مقابل عوارض شرارت زا مقاوم ترند و کمتر دچار شرارت می شوند.

آيا تنبيه شرور در ملاء عام موثر خواهد بود؟

تنبيه شخص شرور در ملاء عام دو اثر به همراه دارد.

  1. باعث تنبه و عبرت سايرين می شود.

  2. شخص ممکن است به جای متنبه شدن، حس انتقام جويی اش بيدار شده و درصدد تلافی برآید.

 ****

منبع: " با گفت وگو دکتر محمدحسن پروند  عضو هيات علمی دانشکده روان شناسی و علوم تربيتی تهران   "  -روزنامه جام جم- بخش تپش- صحفه آسيب شناسی - چهارشنبه 24مرداد 1386

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم مهر 1387ساعت 12 بعد از ظهر  توسط محمدعلی جویا  | 

محيط خانواده و بزهكاري نوجوانان

اجتماعی

کد مقاله: 1044 منبع : بخش اجتماعي وب سايت مراغه چاپايميل
تاریخ ثبت: ۲۶ آذر ۱۳۸۴ تعداد بازدید: 901
رتبه بندي توسط كاربر : هنوز هیچ امتیازی داده نشده است.    تعداد آرا :0     


 

اصلاح بزهكاري نوجوانان نخستين باز در انگلستان و در قرن نوزدهم سال 1815 ميلادي مطرح شد، در آن دوران جرائم نوجوانان افزايش يافته بود و چند تن از آنان مجازات و به اعدام محكوم شدند لذا از آن پس اين واژه در تمام كشورها رايج شد. بزهكاري نوجوانان پديده‌اي است كه امروز اكثر كشورهاي دنيا با آن مواجه هستند و تدابير مختلفي را براي پيشگيري و درمان اين معضل اتخاذ كرده‌اند. علل و عوامل متعددي نظير عوامل فيزيولوژيكي، روانشناسي، گروه همسالان، عوامل اجتماعي و خانواده در بروز بزهكاري مؤثر مي‌باشند، از آنجايي كه محيط خانواده نقش تعيين كننده‌اي در بروز و پيشگيري از اين پديده در اين مقاله به بررسي نقش خانواده در بزهكاري پرداخته‌ايم. محيط خانواده (محيط اصلي) محيطي است كه فرد در آنجا چشم به دنيا گشوده و رشد خود را آغاز مي‌كند. در سنين ادامه زندگي، با اين كه كودك هنوز راه نمي‌رود و حرف نمي‌زند لكن تمام حركات اطرافيان خود را تقليد و رفتار و كردار آنان در ضمير او حك و شخصيت طفل پي‌ريزي مي‌گردد. از اواخر قرن 19 دانشمندان با تحقيق و پژوهش‌هاي اجتماعي و بررسي آمارهاي كيفري آناليز وضع محيط خانوادگي را در بروز جرائم تأييد و اذعان داشته‌اند كه وضع محيط خانوادگي رابطه مستقيم با بروز حالت خطرناك و ارتكاب جرم دارد. روانپزشكان معتقدند كه زيربناي خانواده بايستي متكي بر اصول، ارضاء و رفع حوائج و نيازهاي اساسي جسمي و رواني و سازگار نمودن اطفال به زندگي عادي اجتماعي باشد. در بررسي تأثير محيط خانوادگي بايستي چگونگي وضع خانواده روابط افراد خانواده با يكديگر و همچنين موقعيت طفل در بين افراد خانواده مورد توجه قرار گيرد. 1ـ رابطه طفل با والدين: آرامش و امنيت، مهر و محبت در خانواده از عوامل بسيار مهم در رشد جسمي و رواني اطفال و نوجوانان است. مهر و محبت والدين را مي‌توان ويتامين رواني كودك ناميد، احتياج به محبت يك حس ذاتي بشري است كه در تكوين شخصيت هر فرد فوق‌العاده مؤثر است. كمبود محبت بروز بيماري‌هاي رواني و اختلال منش و انواع انحرافات گشته و در چندين نسل اثر مي‌گذارد. طفلي كه از محبت خانوادگي محروم است خود را از خانواده و اجتماع طرح شده و منزوي تلقي كرده و همواره در صدد انتقام جويي است و پس از ارتكاب اعمالي بر خلاف قوانين و مقررات آداب و رسوم اجتماعي قلبا احساس شعف و رضايت خاطر مي‌كند. احتياج به محبت محدود به زمان خاص در دوره طفوليت نيست، اطفال و جوانان در هر زمان به نوعي محبت و عطوفت نياز دارند و پيوسته نيازها در هر سني نيازهاي، زيستي، رواني و اجتماعي هستند. سن بلوغ نيازهاي خاص اجتماعي خود را دارد. با اين كه حس بشر دوستي و نوع پرستي، در دوره طفوليت پايه گذاري مي‌شود ولي افراد در دوره بلوغ نيز اجتماع به عاطفه، محبت، هدايت و حمايت را دارند. در صورت كمبود محبت و محروميت از عواطف انساني، عدم هدايت و حمايت به طرف ارتكاب جرائم سوق داده مي‌شوند. در كوششي براي شناخت سبب شناسي بزهكاري روز نبيوم (1989) دريافت كه نوجواناني كه پيوند قومي با والدينشان دارند كمتر مستعد براي انجام بزهكاري هستند. فالانري و همكاران (1999) گزارش داده‌اند كه نوجوانان بدون والدين به ويژه در زمان ساعات بعد از مدرسه استعداد بيشتري براي دست زدن به اقدامات بزهكارانه دارند. فيشرراستون و همكاران (1993) عنوان كرده‌اند كه در جوانان خانواده‌هاي والديني سالم (زوج والديني) مشكلات مدرسه كمتري گزارش مي‌شود و نسبت به كودكان خانواده‌هاي تك والديني. 2ـ محيط متشنج خانواده از ويژگي‌هاي ديگر خانواده‌هاي نوجوانان بزهكار مي‌توان به فقدان ارتباطات صميمي، تفاهم متقابل و كمبود محبت اشاره كرد. در اين خانواده‌‌هاي خصومت‌هاي متقابل،‌ احساس طرد شدگي، بي‌تفاوتي، جر و بحث و خشونتهاي شديد مشاهده مي‌شود. اثرات رواني محيط متشنج خانوادگي در دوران اوليه طفوليت و دوران بلوغ با انواع اختلالات و بيماري‌هاي رواني ظاهر مي‌گردد. طفل به علت عدم آرامش رواني به تحصيل و كار خود بي‌علاقه شده و دائما مضطرب و پريشان است و ثبات ندارد. آثار اين ناراحتي‌ها بعدا در سنين بلوغ و بزرگسالي به صورت عصيان، پرخاشگري، سركشي از مقررات و قوانين اجتماعي و يا بي‌تفاوتي و انزوا و گوشه گيري ظاهر و منجر به ارتكاب جرائم مختلف مي‌گردد. گلارك و شيلذر (1997) گزارش داده‌اند كه سطح ارتباطات خانوادگي مرتبط است با رفتارهاي بزهكارانه نوجوانان. كاشيون و راك (1996) نيز يافته‌اند كه يك محيط خانوادگي منسجم كاهش مي‌دهد شناس رفتار بزهكارانه را در نوجوانان، مشابه آنها شيلذر و كلارك (1995) عنوان كرده‌اند كه سطوح پايين قابليت سازگاري در خانواده‌ نتيجه‌اش در سطوح بالاي بزهكاري نمايان است. طبق تحقيقاتي كه در فرانسه به عمل آمده 80 درصد از اطفال بزهكار از خانواده‌هايي هستند كه به علت نفاق و ناسازگاري و عدم تفاهم بين افراد خانواده محيط خانوادگي آنان دائما متشنج است. 3ـ از هم گسيختگي خانواده طلاق و جدايي بين پدر و مادر سبب اضطراب و نگراني و تشويش خاطر فرزندان آنها مي‌گردد و در موقع جدايي پدر و مادر نمي‌توان دقيقا تعيين كرد كه طفل به كدام يك از آنان بيشتر انس و علاقه دارد. در اثر محروميت از ديدار پدر و مادر، اطفال احساس فقدانن محبت مي‌كنند كه واكنش ناراحتي‌هاي رواني مذكور، بعدا با حالتهاي عصبي، بدخلقلي، تمرد از ادامه پدر و مادر و ديگران و بالاخره ناسازگاري و عدم انطباق اجتماعي بروز مي‌كند. فوت پدر و يا مادر در تعادل رواني طفل مؤثر است. طفل يتيمي كه بايد در خانواده ناپدري و يا نامادري و در محيطي غير از محيط خانوادگي خود بسر مي‌برد غمگين و پريشان بوده و دائما مضطرب و بي‌ثبقات است. بيماري‌هاي مزمن و طولاني پدر و يا مادر در روان فرزندان مؤثر و خاطرات تلخ به جاي مي‌گذارد. از هم گسيختگي خانواده در دختران غالبا منجر به فرار از منزل و مدرسه و ولگردي مي‌گردد. پسران كوچه را بر محيط خانواده از هم پاشيده ترجيح داده و با قبول عضويت در باندها به ارتكاب جرائم مختلف كشانده مي‌شوند. طبق گزارشي كه گالي براي سومين كنگره جرم شناسي كه در سال 1955 در لندن تشكيل شد در مورد 300 نفر از دزدان سابقه‌دار بزرگسال تهيه كرده بود، 70 درصد از آنان خانواده گسسته و در هم ريخته داشته‌اند و آمار مشابه در كشور ايران بر روي اطفال كانون اصلاح و تربيت شهر تهران (51 ـ 1348) نشان داد كه بين 40 الي 50 درصد اين اطفال متعلق به خانواده‌هاي گسسته بوده‌اند كه طلاق، فوت و جدايي والدين و يا علل ديگر سبب اين گسستگي بوده است. 4ـ تأثير رفتار و كردار والدين در سالهاي نخستين زندگي كه شخصيت اطفال در حال تكامل است طرز رفتار، كردار و اعمال و معاشرتهاي پدر و مادر و ساير و والدين در پرورش شخصيت كودك فوق العاده مؤثر است. اعتياد پدر و مادر يا هر دو به الكل و مواد مخدر، منازعات و مشاجراتي كه ناشي از اعتياد بروز مي‌كند و همچنين وضع غم انگيز و محيط اسفناك خانواده‌هاي قمار باز اثرات وخيم در روحيه طفل باقي مي‌گذارد. پيشينه قضايي و محكوميت پدر و مادر به علت ارتكاب جرائم مختلف و يدن صحنه‌هاي تأثير انگيز دستگيري پدر و يا مادر و جلسات محاكمه و بالاخره ملاقات در زندان، سبب اختلال عاطفي و رواني اطفال گشته و آنان را منحرف و به سوي ارتكاب سوق مي‌دهد (تاج زمان دانش، 1379 ، ص 314) از طرف ديگر به نقل از كلين و همكاران، مهارتهايي والدين خوب به عنوان يك حفاظ در برابر بزهكاري اطفال عمل مي‌كند. 5ـ روابط عاطفي و تربيتي والدين با ازدياد سن و رشد جسمي و رواني كودك، وضعيت اجتماعي او تغيير يافته و پيچيده‌تر مي‌گردد و طفل با تماس با افراد مختلف، مهارتهاي اجتماعي را ياد گرفته و ارزش و موقعيت خود را درك و براي كسب محبوبيت در اجتماع، ملزم به كنترل اعمال و رفتار خويش مي‌گردد. هر نوع ارتباط غير معقول و نادرست پدر و مادر، سبب ناسازگاري اجتماعي خواهد شد. الف: زياده‌روي در محبت و سهل انگاري در امر و نهي از نيك و بد و اغماض بي‌مورد: در خانواده‌هايي كه انجام هر ا مري براي طفل مجاز است كودك سهل انگار، خود خواه و زود رنج شده و احساس ناامني و تزلزل مي‌نمايد. ب : تشويق و تنبيه دو ركن اساسي تعليم و تغيير رفتار كودك است و مي‌بايست متناسب با نوع رفتار طفل باشد، دو سو گرايي و عدم ثبات در برخورد با رفتارهاي مناسب و يا نامناسب كودك حالت تزلزل در كودك ايجاد مي‌نمايد. ج: وجود يك مبداء امن خانوادگي براي رشد شخصيت هر طفل ضروري است، فقدان محبت خانوادگي، سبب عدم اعماد به نفس و بي‌ثباتي و تشويق دروني طفل مي‌گردد. اطفال طرد شده را به تحقير تعبير نموده، احساس تنهايي كرده و حس اعتماد به نفس كه لازمه رشد شخصيت است در آن تضعيف مي‌گردد، اطفال براي جبران كمبود محبت از خانه فرار و به ديگران پناه مي‌برند

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم مهر 1387ساعت 12 بعد از ظهر  توسط محمدعلی جویا  | 

عوامل مستعدکننده بزهکاري

فقر يکي از عوامل مهم انحرافات
، از جمله دزدي و انحراف جنسي در مردم بويژه در کودکان و نوجوانان است 

. بيشتر محروميتها و بر آورده نشدن تمايلات که موجب عدم اطمينان اجتماعي مي شود ناشي از فقر است و نمي توان آن را ناديده گرفت .

بيکاري، کمبود مواد غذايي و پوشاک ، بي سوادي ، عقب افتادگي ، جهل و خرافات ، عدم بهداشت کافي و انواع بيماريهاي روحي و جسمي ، حتي در سطح جهاني ، جنگها و خونريزيها ريشه در نيازهاي مادي و ترس از فقر دارد

هنگامي که در طبقات بالاي اجتماع بعلت نفع و حرص وولع براي رفاه بيشتر ، رحم شفقت و انصاف فراموش مي شود ، نمي توان از طبقات محروم انتظار دوستي و رحم شفقت داشت .

خانواده هاي فقير ،توانايي تامين مخارج تحصيل فرزندان خود را ندارند .         بي لباسي و ژنده پوشي ، آلودگي ميکروبي ابتلا به انواع بيماريهاي مسري و غير مسري نتيجه مسلم فقر است .

عمده ترين بزه در ميان کودکان ، دزدي است . در ميان برخي از انواع کجرويها و وضع اقتصادي مانند روسپيگري ، گدايي و برخي دزديها و بيماريهاي روحي رابطه وجود دارد .

مسکن ، يکي از نيازهاي اوليه هر خانواده است . خانواده اکثر بزهکاران خردسال در زاغه ها يا اتاقهاي مخروبه و کثيف زندگي مي کنند و شرايط بسيار نامساعد وغير بهداشتي دارند و اکثراَ همه خانواده در يک اتاق زندگي مي کنند .

.عدم تغذيه کافي و مناسب ، نبود پوشاک کافي و … موجب ضعف ، عصبانيت و خودخواهي آنان مي شود و آنها را بسوي تقلب و کلاهبرداري مي کشاند .

مهاجرت :

مهاجران و فرزندانشان در شهرها گرفتار سرگرداني و بي اعتقادي به نظامها و مقررات اجتماعي شده به انواع انحرافات کشيده مي شوند . بررسيها نشان دهنده آن است که انواع جرايم از قبيل سرقت ، رابطه نامشروع و… در ميان مهاجران بيش از ديگران است و فقر، بيکاري و نبود تعليم وتربيت صحيح و کافي از عوامل مهم آن مي باشد .

عوامل خانوادگي :

1-  تبعيض : تبعيض در خانواده و توجه بيشتر والدين به برخي از فرزندان وتوجه کمتر نسبت به برخي ديگر سبب ايجادعقده کسري و احساس نفرت و بد بيني در کودک مي شود .

2-  خشونت : پاره اي از روان شناسان معتقدند که ريشه اصلي جنايات و خشونتها در جامعه اعمال خشونت و تنبهات بدني است که باعث ايجاد عقده هاي رواني در آنان مي شود .

3-   ننري ولوسي :محبت بيش از اندازه همان اثر و نتيجه را دارد که بي مهري و بي توجهي

4-  سن والدين : بالا بودن سن والدين و عدم انطباق آنان با کودک و نوجوانان و نديده گرفتن نيازها و تمايلات کودک و نوجوانشان مي تواند از عوامل بزهکاري باشد .

5- عقب ماندگي والدين : خانواده هايي که با زمان پيش نمي روند . فرزند آنان نيز با راه و رسم قديمي و کهنه زندگي را ادامه مي دهند و موجبات ناسازگاري رواني فرزندان با جامعه را فراهم مي آورند . کودک و خانواده   مي بايد فعالانه در امور اجتماعي سهيم باشند .

6-  يتيمي : يتيمي ناشي از مرگ پدر يا مادر يکي از مهمترين علل ناکامي – ولگردي عقب افتادگي در مدرسه و اجتماع و ارتکاب بزه و تبهکاري و ساير بيماريهاي رواني است .

7-  طلاق و کشمکش : گسستگي خانواده تاثيري مسلم و قطعي در بروز رفتارهاي ضد اجتماعي در کودکان دارد . بالبي (bowlby ) معتقد است جدايي کودک از والدين بخصوص مادر موجب نا تواني در برقراري رابطه عاطفي سالم وصحيح به هنگام بلوغ مي شود . طلاق و گسيخته شدن خانواده خيلي بيش از نزاع ميان زن وشوهر موجب ناراحتي اطفال و بزهکاري آنان مي شود و از علل استثنايي ارتکاب جرم بشمار مي آيد .

8-  غيبت والدين از خانواده : وجود والدين در منزل ، بخصوص مادر نقش موثري در تربيت عاطفي ،رواني کودکان دارد و عدم حضور هر يک از والدين باعث ايجاد مشکلات تربيتي و اختلالات عاطفي در کودک مي شود.

9-  انحراف والدين : انحراف والدين يا يکي از اعضاي خانواده و زوال اخلاقي آنان ، ارتباط مسلمي با انحراف کودکان و نوجوانان دارد .

10-   بيسوادي : پائين بودن سطح فرهنگ و عدم آگاهي به مسائل پرورشي و علمي کودکان و نوجوانان زمينه ساز ارتکاب جرم وانحراف به شمار مي رود .

11-   بازداشتگاه : نگهداري کودکان و نوجواناني که براي اولين بار دچار انحراف از مقررات اجتماعي مي شوند با مجرمان و سازمان سابقه دار در زندانها و دارالتاديها موجب تشويق و بد آموزيهاي بيشتر آنان مي شود .

12-   انحراف جنسي : تربيت نادرست و کمبودهاي عاطفي و علل اجتماعي ديگر باعث انحراف جنسي مي شود .

برخي علل انحراف جنسي :

12-1- خانواده : خانواده هاي متعصب . فاقد معلومات کافي در تحليل مسائل جنسي براي فرزندانشان زمينه هاي ارتکاب بزه را فراهم مي کنند .

12-2- ضعف مالي

12-3- عوامل فرهنگي و تربيتي : فساد اخلاق و زير بناي اخلاقي نادرست يکي از عوامل انحراف جنسي است .

12-4- سؤ استفاده از جاذبه جنسي: براي جلب نظر مصرف کننده و تامين منافع هر چه بيشتر اقتصادي و تجارت است که با اين روش ، نيازهاي جنسي را تحريک مي کنند و عدم ارضاي آن به انحرافات اخلاقي و جنسي منجر مي شود . تبليغات ، تقليد، داستانهاي غير اخلاقي ، فيلمهاي محرک و… موجبات انحراف را فراهم  مي آورد .

12-5- کمبود عاطفي : روابط آشفته خانواده و طرد از خانواده زمينه مناسبي براي احساس تنهايي و تسليم به افراد شهوت طلب را فراهم مي آورد .

12-6- جنگ :موجبات سست شدن بنيان خانواده و بدبيني به مقررات اجتماعي را فراهم مي آورد و عامل زمينه ساز است .

12-7- نقص عقل : نقص عقل مانع از آن است که شخص از ارزشهاي انساني خود آگاه شود و در نتيجه در موقع مقتضي نمي تواند تصميم مطلوب و پسنديده آغاز کند و تحت تاثير عوامل نامساعد محيطي قرار مي گيرد .

12-8- عوامل تربيتي : پس از خانواده ،مدرسه از عوامل مهم براي باور ارزشها و معيارهاي ذهني وتفکر و راه و روش کودکان در جامعه بشمار مي رود .


عوامل موثري که در مدرسه مي توانند باعث انحراف کودکان شود

الف) نقش معلم

ب)عدم هماهنگي و انطباق برنامه هاي آموزشي

ج) عدم راهنمايي صحيح

د) عدم تماس دائم بين مربيان با خانواده

ه) نداشتن امکانات کافي

12-9- گروه همسالان : که نقش بسيار مهمي در يادگيري و تلقين و تقليد کودکان و نوجوانان دارد .

12-10- رسانه هاي گروهي : از قبيل راديو، تلويزيون و سينما مي توانند در جهت بهبود و يا انحراف اخلاق اجتماعي کودکان و نوجوانان موثر باشند .

ارزشهاي تربيتي خانواده : خانواده اولين پايه گذار شخصيت و ارزشها ومعيارهاي فکري است که نقش مهمي در تعيين سرنوشت و خط مشي زندگي آينده فرد دارد. واکنش کودک نسبت به محيط خود به تبع تحت تاثير موازين اجتماعي و فرهنگي گروهي است که در ميان آنها بزرگ شده .

تمام کساني که نيازمنديهاي کودک را بر آورده مي سازند از محبت وي برخوردار شده و بنوعي سرمشقي براي او مي شوند . و در تماس با ديگران است که تقليد ، پيروي از جمع و خوب و بد جامعه را مي آزمايد .

بعضي از دانشمندان محيط را به دومحيط عام شامل تمام اوضاع و اصول و مقتضيات عمومي و اجتماعي و محيط خاص شامل محدودة فرد و اطرافيان وي مانند مدرسه ، محيط کار تقسيم مي کنند . و بيسوادي ، تهيدستي و از هم پاشيدگي خانواده را از علل مهم انحراف کودکان و نوجوانان مي دانند . بنابراين خانواده است که مي تواند تمام ويژگيهاي مثبت و سازنده يا منفي و مخرب در کودکان  بوجود آورد . و تمام حالات و رفتارهاي دوران بلوغ چه اجتماعي و چه ضد اجتماعي ريشه در تجربيات دوران کودکي دارد.

خانواده در عين حال که کوچکترين واحد اجتماعي است از بزرگترين منابع ثروت  است و بعنوان يک نيروي ملي شناخته مي شود که بزرگترين مقامها را در جامعه بشري دارد . چنانچه کودک از خانواده محبت ببيند و به محبت بزرگترها اطمينان داشته باشد به محيط پيرامونش اعتماد کامل خواهد داشت در غير اينصورت همه چيز براي او ناراحت کننده و خطرناک خواهد بود و موجبات اضطراب او را فراهم خواهد کرد . روانشناسان بر اين باورند که کودکي که از لحاظ عاطفي رشد نيافته ، توانايي تحمل رنج و عذاب يا به تعويق انداختن ارضاي مستقيم تمايلات خود را ندارد و اين محروميت عاطفي از مهمترين علل بزهکار جوانان است .

عدم پاسخگويي به نيازها، نشان داده بي حوصلگي و در ناراحتي نگه داشتن کودکان و نوجوانان و تاثيرات مخربي در آنان بجاي مي گذارد . هر عاملي که در برابر رشد سالم جسماني و عاطفي کودک قرار گيرد مي تواند موجب اختلالات عاطفي شود که همواره ريشه جرم است و بشکل خصومت ، نفرت ، آزردگي ، خرده گيری، پرخاش و نابسامانيهاي رواني آشکار مي شود.محبت تفاهم ، حس همدردي براي کودکان به همان اندازه نيازهاي فيزيولوژيک مهم است .

عوامل رواني در بزهکاري :

نوجوانان بزهکار خويشتن را افرادي نا مطلوب مي دانند و گرايش و تمايلي براي دوست داشتن ، ارزش گذاري و احترام بخود ندارند عموماَ افرادي آشفته ، درهم ، نامطمئن و متغير هستند .

روانشناسان مي توانند افراد بزهکار آينده را در کودکي پيش بيني کنند اينان از مشکلات رفتاري ، مشکل در تمرکز و مشکلات تحصيلي برخوردار بودند و اينگونه مشکلات در واقع بازتاب مشکلات عاطفي آنان است .

خصوصيات شخصيتي افراد بزهکار :

زمينه شخصيتي وابسته ، ناايمني ، تنهايي و انزوا

بهره هوشي و بزهکاري

امروزه بسياري از مطالعات تجربي بر اين باورند که ميان بهرة هوشي پائين و ميزان بالاي اقدام به بزهکاري همبستگي مداوم و پايداري وجود دارد . در ميان کودکاني که کمي پس از تولد به فرزند خواندگي پذيرفته شده اند بزهکاري و جرايم در بزرگسالي بيشتر به الگوي رفتار والدين اصلي آنان نزديک بود تا والدين قيم ، شايد اين يافته مؤيد اين نکته باشد که عوامل ژنتيکي احتمالاَ نقش غير مستقيم در زمينه ارتکاب بزهکاري دارد .

مبارزه با بزهکاري

تريازمن از جمله جامعه شناساني است که معتقد است جدايي ميان انسان و اجتماعي که در حال دگرگوني است از مهمترين علل ازدياد بزهکاري نوجوانان به شمارمي رود . زيرا سرعت تحولات وتغييرات خيلي بيشتر از ميزان سازگاري فرد با محيط است . شرايط زندگي بايد به گونه اي فراهم شود که نه تنها فرد از رفاه مادي برخوردار باشد بلکه احساس امنيت ، مسئوليت و محبت هم در فرد تقويت شود .

گروههاي کودک و نوجوان بايد بتوانند با وجود امکانات و تسهيلات فرهنگي به سوي هدفهاي سازنده راهنمايي شوند و خانه هاي فرهنگي ،مکانهايي براي نمايشگاهها و آموزشها است . کارگاههاي کوچک کارهاي دستي کودکان – کانونهاي پرورش فکري – باشگاههاي ورزشي و… باعث سازماندهي اوقات فراغت نوجوان مي شود و او را از حالت انفعالي در مي آورد . نتيجه اين امور براي والدين و بخصوص براي کودکان و نوجوانان بسيار ارزشمند است . زيرا انزوا ، خستگي و افسردگي و بحران هويت را کاهش مي دهد و باعث کاهش فشار رواني در خانواده ها و افراد  مي گردد و تعادل ومحيط امني براي رشد کودک و نوجوانان فراهم مي آورد .


+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت 12 بعد از ظهر  توسط محمدعلی جویا  | 

گروه آموزشی علوم اجتما عی (جا معه شناسی)

علمی و آمو زشی(سازمان آموزش وپرورش استان مازندران)

چكيده مقاله

 

این مقاله پس از تعریف رفتارهای پرخطر به بررسی و تحلیل تعدادی از مقالات علمی داخلی و خارجی در خصوص عوامل موثر در گرایش جوانان به بعضی از رفتارهای پرخطر از جمله شایع ترین این رفتارها یعنی مصرف سیگار  می پردازد.بنا به تعریف رفتارهای پرخطر رفتارهایی هستند که سلامت و بهزیستی نوجوانان و جوانان را در معرض تهدید قرار می دهند.این رفتارها هم برای خود فرد و هم برای دیگران تهدید کننده می باشد. از جمله ی رفتارهای پرخطر می توان به سیگار کشی ،مصرف مواد مخدر و الکل و رفتارهای جنسی غیر معمول اشاره کرد.هدف اين مقاله آنست كه با استفاده از تكنيك فرا تحليل، نتايج  40   تحقيق و يا اثر مكتوب را در اين خصوص وا كاوي كرده و با طبقه‌بندي عوامل موثر در گرایش نوجوانان و جوانان به رفتارهای پرخطر در ايران و خارج  از ديدگاه انديشمندان و محققان، راه حلهايي را در اين خصوص جستجو نمايد. يافته هاي تحقيق نشان ميدهد که مهمترین عامل گرایش نوجوانان و جوانان به رفتارهای پرخطر ، دوستان سیگاری و ارتباط با این افراد است . بر اين اساس، براي برون رفت از اين وضعیت، توجه و تلاش همه جانبه به رفع هر عاملی که محیط سالم خانواده را مخدوش و مسموم می سازد تا بستر مناسبی را برای فرزندان ایجاد کرده و آنها ناخواسته به این دوستان گرایش پیدا کنند ، ضروري است. در راه عملي شدن اين مهم،از شيوه هايي چون انجام پژوهشهاي متعدد، برگزاري سلسله همايشهاي علمي، بهره گيري از ديدگاه دانشمندان در زمینه آسیب شناسی خانواده و جوانان و دادن آموزش های درست به نوجونان و جوانان در این زمینه که آگاهی آنها را افزایش دهد، مي توان استفاده نمود.

 

 

کلید واژه: رفتار پرخطر،جوانان، سیگار کشیدن،فراتحلیل، خانواده

 

نویسنده: محمد رضا سلیمانی – کارشناس ارشد جامعه شناسی دانشگاه مازندران-عضو گروه جامعه شناسی استان مازندران   

بیان مسئله 

بیش از 70 در صد مشکلاتی که برای نوجوانان و جوانان بوجود می آید درارتباط مستقیم با شیوه زندگی آنها می باشد. شیوه زندگی پرخطری که این قشر بیش از دیگران انتخاب می کنند منجر به بروز بسیاری از مشکلات و بیماریهای مزمن می شود. تنها راه حل برون رفت از این وضعیت تغییر  شیوه زندگی و نیز آن دسته از رفتارهای پر خطری است که تبدیل به عادت شده است. اكثر قريب به اتفاق صاحب نظران بر اين مقوله اتفاق نظر دارند كه نوجواني دوراني بسيار بحراني است كه عوامل خطر ضمن تهديد سلامت رواني، اجتماعي و عاطفي نوجوان مي توانند بر پيكر وجودي آنها هم تاثيرات جبران ناپذيري وارد آورند. از طرفی زندگي انسان در عصر تكنولوژي و فراتكنولوژي توام با غفلت از برخي ارزشهاي اجتماعي و شيوع رفتارهاي پر خطر و غير بهداشتي بوده است رفتارهای پرخطر رفتارهایی تعریف می شوند که سلامت و بهزیستی نوجوانا و جوانان یا افراد جامعه را در معرض خطر قار می دهد. براین اساس رفتارهای پرخطر به دو گروه تقسیم می شوند: رفتارهایی است که بروز آنها  سلامت خود فرد را به خطر می اندازد و گروه دوم رفتارهایی هستند که سلامت و تندرستی دیگر افراد جامعه را تهدید می کنند. لذا از آنجایی که میزان خطر پذیری نوجوانان و جوانان درصد بسیار بالاتری نسبت به دیگر ان را دارا می باشد گرایش بیشتری به این نوع رفتارها در آنها دیده می شود. از جمله رفتارهای پرخطری که برای دیگران تهدید کننده می باشد می توان به رفتار های ضد اجتماعی مثل دزدی ،پرخاشگری،گریز از مدرسه،فرار از خانه و رفتارهای جنسی و از جمله رفتارهای پرخطری که برای خود فرد خطرزا می باشد نیز می توان به مصرف الکل ،مصرف سیگار ،روابط جنسی غیر مطمئن و مصرف سیگار  اشاره کرد. . مصرف سيگار يكي از رفتارهاي غير بهداشتي در جوامع بشري است كه متأسفانه شيوع روزافزون آن در بين همه اقشار بخصوص دانش آموزان نگراني هاي زيادي را به وجود آورده است,. مطالعه بر روی دانش آموزان ایالات متحده در سال 1997 نشان داد ه است که 61درصد دانش‌آموزان سال آخر یک بار سیگار مصرف کرده‌اند و 19درصد آنها مصرف روزانه سیگار را گزارش نموده‌اند. بر اساس نتایج تحقیقاتی که گیووینو انجام داده است . تخمین زده می‌شود 40درصد دانش آموزان آمریکایی سیگار مصرف می‌کنند. بر اساس تحقیقات انجام شده در سال 2000، میزان مصرف سیگار در میان دانش‌آموزان نروژی 40 درصد گزارش شده است. سیگار به عنوان دروازه سوء مصرف مواد مخدر محسوب میشود.در اصفهان حدود 5/22درصد دانش آموزان مورد بررسی سیگاری بوده‌‌اند كه اولین سیگار رادر سنین 13-10 سالگی تجربه كرده بودند .پژوهش بعمل آمده ديگري در ایران در سال 1368 نشان داده است که 1/8 درصد دانش آموزان مورد بررسی سیگاری بوده اند . تحقيق ديگري نشان مي‌دهد که در شهرستان تبریز میزان مصرف سیگار در بین دانش آموزان 6/12درصد بوده است .تراگوت و چلات معتقدند كه كشيدن سيگار افزون بر زيان هاي جسمي، سلامت رواني افراد را نيز به مخاطره مي اندازد و زمينه ساز اعتياد به مواد افيوني نيز مي باشد.

نکته اساسی در این ارتباط اینست که اغلب این رفتارها در زمان فراغت و بیکاری اینها صورت می گیرد. با توجه به اهمیت مسله سلامت جسمانی و روانی این قشر از افراد جامعه هیچ برنامه ریزی و یا فشاری متوجه آنها و یا کسانی که بستر مناسبی برای این نوع رفتارها فراهم می کنند وجود ندارد. در این مقاله سعی شده است به دو  سئوال پاسخ داده شود که: چه عواملی در ایجاد گرایش نوجوانان و جوانان به مصرف سیگار دخیل هستند؟ و مهمترین عامل گرایش به مصرف سیگار از دیدگاه این محققان کدامست؟ 

 

 

رويكردهاي جامعه ‌شناختي انحرافات رفتاری

يك تبيين رضايت‌بخش از ماهيت انحراف بايد تبيين جامعه‌شناختي باشد زيرا ماهيت انحراف به نهادهاي اجتماعي جامعه بستگي دارد. يكي از مهمترين جنبه‌هاي تفكر جامعه‌شناختي درباره انحراف تأكيد بر ارتباطات متقابل ميان همنوايي و كجروي در زمينه‌هاي اجتماعي مختلف است. جوامع امروزي خرده فرهنگهاي بسيار متفاوتي دارند و رفتاري كه با هنجارهاي يك خرده فرهنگ خاص همنوايي دارد ممكن است خارج از آن خرده‌فرهنگ كجروانه تلقي شود .جامعه‌شناسان معتقدند كه بسياري از صورت‌هاي رفتار انحراف‌آميز از شخصي به شخص ديگر انتقال مي‌يابد. و اين فراگرد آموزشي نيز همان مكانيسم‌‌هاي فراگردهاي آموزشي ديگر را دارد . جامعه‌شناسان به دنبال اين نيستند كه چرا اشخاص معيني به اعمال انحرافي دست مي‌زنند بلكه آنها مايل هستند بفهمند چرا انحراف اصولاً بروز مي‌كند، چرا از الگوهاي معيني پيروي مي‌كنند و چرا بعضي اعمال و نه بعضي ديگر در ابتدا انحرافي ناميده مي‌شوند .جامعه‌شناسان براي تبيين عوامل مؤثر بر رفتار انحرافي بر حسب اجتماعي شدن نارسا شيوه‌هاي مختلفي را برمي‌گزينند. يكي از شيوه‌ها اين است كه فرض كنيم افرادي كه به صورت صحيح اجتماعي نشدند هنجارهاي فرهنگي را در خود جايگزين نكردند و بدينسان قادر نيستند بين رفتار مناسب و نامناسب تمايز قايل شوند. شيوه دوم اين است كه نخست بايد معلوم شود كه فرد چگونه رفتار انحرافي را آموخت؟ زيرا انواع صور كجروي از فردي به فرد ديگر منتقل مي‌شود و سوم آنكه انحراف را نتيجه نارسائيهاي موجود بين فرهنگ و ساخت اجتماعي بدانيم .در اين نوشتار نظريه‌هاي زير بعنوان رویکرد نظري تحقيق استفاده شده است:

1) نظريه پيوند اجتماعي هيرشي[3]

2) نظريه‌هاي يادگيري اجتماعي[4] كه خود شامل دو نظريه است:

الف) نظريه پيوند افتراقي ساترلند[5]

ب) نظريه تقويت افتراقي اكرز[6]

نظريه پيوند اجتماعي هيرشي

هيرشي با تركيب ديگر نظريه‌هاي كنترل اجتماعي، تصويري روشن از آنچه كه از قيود اجتماعي تلقي مي‌شد را ارائه كرد. بنابراين تنها نظريه‌پردازي كه با نظريه‌هاي كنترل اجتماعي به شدت احساس نزديكي مي‌كند، تراويس هيرشي است .هيرشي كه مهمترين پايه‌گذار اين نظريه است، موضوع پيوند اجتماعي را مطرح كرده است و بر اين باور است كه كج‌رفتاري زماني واقع مي‌شود كه پيوند ميان فرد و جامعه ضعيف گردد . چهار عنصر اساسی در نظریه هیرشی عبارتند از:

 پيوستگي[7]: پيوستگي را مي‌توان در ميزان ارتباط و علاقه والدين، مدرسه و دوستان مشاهده كرد. كساني كه به ديگران علاقه و توجه دارند، خواست و احساسات ايشان را در نظر مي‌گيرند و از اين رو مايلند با مسئوليت عمل كنند..

تعهد[8] : تعهد بر اين فرض استوار است كه سازمان‌دهي جامعه به گونه‌اي است كه منفعت اغلب افراد چنان چه وارد اعمال خلاف شوند، به مخاطره مي‌افتاد. اغلب افراد با زندگي در يك جامعه‌ي سازمان يافته، اموال، شهرت و اميدواري‌هايي به دست مي‌آورند كه نمي‌خواهند آنها را از دست بدهند. آن‌ها اين  امتيازات را با گردن نهادن به قوانين حفظ مي‌كنند.

مشغوليت[9]: مشغوليت مربوط مي‌شود به درجه‌اي كه افراد به فعاليت‌هاي عرفي مشغولند. افزايش مشغوليت سبب مي‌شود فرد زمان كمتري براي ارتكاب رفتار بزهكارانه داشته باشد .

باور[10] : پيرامون عنصر باور گفته مي‌شود اين اعتقادات مؤثر است كه رفتارهاي نابهنجار را كاهش مي‌دهد نه اعتقادات متناقض. يكي از سؤالاتي كه در زمينه‌ي باور مطرح مي‌شود اين است كه اعتقادات به راستي تا چه حد بر كنش افراد تأثيرگذار است؟  

نظريه پيوند افتراقي ساترلند

ساترلند معتقد است كه پيوند افتراقي چگونگي انتقال رفتار انحرافي را تبيين مي‌كند و توضيح مي‌دهد كه رفتار انحرافي چگونه ياد گرفته مي‌شود.ساترلند معتقد است كه افراد از طريق ارتباط با ديگران كه حامل هنجارهاي تبهكارانه هستند بزهكار يا تبهكار مي‌شوند به نظر ساترلند اكثر رفتار تبهكارانه در درون گروه‌هاي نخستين به ويژه گروه‌هاي همالان فرا گرفته مي‌شود . به باور ساترلند انواع الگوهاي درستكاري و انحراف اجتماعي در جامعه وجود دارد اما توزيع آنها و احتمال برخورد افراد با آنها به نظارت اجتماعي بستگي دارد .

نظريه تقويت افتراقي اكرز

در هسته نظریه تقويت افتراقي اكرز اينطور فرض شده است كه فرآيند آموزشي يكسان، هر دو رفتار انحرافي و سازگارانه را توليد مي‌كند. در نظريه تقويت افتراقي اين فرآيند عمدتاً از آموزش مؤثري تشكيل مي‌شود كه مي‌تواند مستقيم رخ مي‌دهد مثلاً از طريق پاداش‌ها و مجازات‌هايي كه براي رفتار گذاشته مي‌شود يا اينكه غيرمستقيم انجام شود مثلاً از طريق سرمشق‌گير يا مشاهده رفتار و نتايجي كه آن رفتار براي ديگران در پي دارد. فرد تعاريف شناختي از رفتار را كه به عنوان پيامدهاي رايج آن رفتار مي‌شناسد، ياد مي‌گيرد. يادگيري بين گروه‌هايي كه به فرد نزديكتر هستند مؤثرتر انجام مي‌شود و بنابراين آنها هم به عنوان مدل‌هاي رفتاري برجسته عمل كرده و هم منابع عمده تقويت فرد را كنترل مي‌كنند. اكرز معتقد است تقويت‌كننده‌ها هم مي‌توانند اجتماعي و هم غيراجتماعي باشند اما تقويت‌گرهاي اجتماعي بسيار مهمتر هستند .اكرز معتقد است كه رفتارهاي انحرافي ابتدا از طريق معاشرت‌هاي ترجيحي، تعريف‌ها، تقليد و تقويت‌هاي اجتماعي كسب شده آموخته مي‌شود سپس از طريق تقويت‌هاي اجتماعي و غيراجتماعي، حفظ مي‌شود و تداوم مي‌يابد .عوامل يادگيري اجتماعي كه بيشتر با استعمال سيگار مرتبط است، همان نگرش‌ها و رفتارهاي دوستان در پيوندهاي افتراقي مختلف مي‌باشد.

 با توجه به تئوریهای  مرتبط با موضوع که در این بخش توضیح داده شده اند آنچه در ارتباط با گرایش به رفتارهای پرخطر مثل کشیدن سیگار میتوان گفت این است که تمایل به سیگار کشیدن مثل دیگر رفتارهای پرخطر از دوران بلوغ و شروع نوجوانی در افراد بوجود میآ ید و چون  باورهای افراد، میزان تعهد و سرمایه گذاریهای اجتماعی ، تعهد و وابستگی به دیگران از جمله والدین هنوز در نوجوان نهادینه نشده است و از طرف گرایش به دوست یابی و احساس استقلال  در انها به اوج خود رسیده و معاشرت و همنشینی با اغیار و همالان در راس برنامه های عادی و  روتین نوجوانان وجوانان قرار دارد ، لذا با ید در انتظار بروز چنین رفتارهای پرخطری از سوی این گروه بوده و ان را امری شا یع دانست.   

روش

اين پژوهش مطالعه اي اسنادي و كتابخانه‌اي است. پس از گردآوريِ منابعِ مكتوبِ قابلِ دسترس در خصوص عوامل گرایش به رفتارهای پرخطر در ايران و خارج، سعي شده است با استفاده از تكنيك فراتحليل به سؤال اصلي اين پژوهش پاسخ داده شود. به اين ترتيب، مي‌توان اين مطالعه را يك فراتحليل دانست. جامعه آماري پژوهش حاضر شامل 40 اثر داخلی و خارجی مرتبط با موضوع می باشدکه در بخش یافته های تحقیق به طور مبسوط در باره آنها بحث می شود  .

معيار اصلي براي انتخاب اين آثار، تمركز آنها در توجه و تحليل عوامل موثر در گرایش نوجوانان و جوانان به سیگار و دیگر رفتارهای پرخطر بوده است.   

يافته‌ها

در اين بخش مهمترين عوامل موثر در گرایش نوجوانان و جوانان به سیگار و دیگر رفتارهای پرخطر از نگاه صاحب نظران اين حوزه (با توجه به جامعه آماري اشاره شده) تبيين مي شود:

 

1-رجائي‌فرد (1377) تحقيقي را با عنوان « بررسي ميزان گرايش به استعمال سيگار و علل مرتبط با آن در بين دانشجويان دانشگاه علوم پزشكي شيراز» انجام داده است.. از بين مهمترين عوامل استعمال سيگار، 5/36 درصد معاشرت با دوستان را بيان نمودند.

2-ضيايي (1377) تحقيقي را تحت عنوان « بررسي آگاهي و باور دانش‌آموزان پيش‌دانشگاهي شهر تهران درباره تأثيرات مصرف سيگار» انجام داده است اين بررسي نشان داد كه آگاهي نوجوانان و جوانان از پيامدهاي زيانبار مصرف سيگار سبب دوري آنان از اين ماده مي‌شود و يا مصرف آن را كاهش مي‌دهد.

3- سلیمانی(1386) در تحقیقی تحت عنوان تبیین جامعه شناختی گرایش به مصرف سیگار ،به بررسی این موضوع پرداخت. از مهمترین نتایج این تحقیق اینست که متغیر باور به عنوان مهمترین عامل گرایش به سیگار در بین نوجوانان و جوانان دانش آموز شناخته شده است و متغیر دوستان سیگاری در رتبه بعدی قراردارد.

4-هاشمي (1380) تحقيقي را تحت عنوان « بررسي ميزان گرايش به استعمال سيگار و علل آن در دانشجويان پسر دانشگاه علوم پزشكي ياسوج» انجام داده است. داده‌هاي تحقيق نشان دادند كه هماهنگ شدن با دوستان سيگاري مهمترین علت گرایش به سیگار می باشد.

5-حيدري (1380) تحقيقي تحت عنوان « بررسي ميزان و علل نابهنجاري اجتماعي ميان دانش‌آموزان انجام داده است. بنابرنتایج تحقیق فوق ،ميان اوقات فراغت زياد و  بزهكاري رابطه معني‌دار وجود دارد.

6-موسايي‌فرد (1381) تحقيقي را تحت عنوان « بررسي عوامل مؤثر در گرايش نوجوانان به مصرف سيگار» انجام داده است. مهمترین نتيجه بدست آمده از اين تحقيق عبارتست از:

- هر قدر سطح تحصيلات والدين بالاتر باشدو هر قدر، فرزندان بيشتر با والدين مشورت كنند،  فرزندان آنان براي رويارويي با مسائل روزمره آماده‌تر مي‌شوند و كمتر دچار لغزش و مشكلات مي‌گردند.

7-ملازاده (1381) در مقاله‌اي به « علل و انگيزه‌هاي سيگار كشيدن در بين نوجوانان» پرداخته است. مهمترين انگيزه‌هاي مصرف سيگار را در 3 مقوله تقسيم‌بندي كرده است كه به شرح زير است:

1-محيط مدارس

2- نگرش و تصور ذهني نسبت به سيگار و مواد مخدر

3- مصرف سيگار توسط كاركنان آموزشي مدارس

8- سوري (1381) تحقيقي را تحت عنوان «بررسي الگوي مصرف دخانيات در جمعيت بالغين شهر اهواز» انجام داده است. مصرف و توزيع سیگار و دیگر مواد مخدر  در ارتباط با عواملي چون سن، جنس، سطح تحصيلات و وضعيت اقتصادي رابطه معنی دار داشته است.

9-صادقي (1382) تحقيقي را تحت عنوان «استعمال دخانيات در جوانان: برنامه قلب سالم اصفهان» انجام داده است. براساس نتایج این تحقیق  وجود والدين سيگاري و سطح تحصيلات با سيگاري بودن جوانان رابطه عليتي داشت.

10- كاظمي (1383) تحقيقي را تحت عنوان « بررسي الگوي مصرف سيگار در بين دانش‌آموزان پسر دبيرستانها و مراكز پيش‌دانشگاهي دولتي شهر اصفهان و ارتباط آن با سبك والدي مادر» انجام داده است. در اين تحقيق داشتن دوستان سيگاري به عنوان يك فاكتور مهم گرايش به مصرف محسوب مي‌شود.

11- سراج‌زاده (1383) تحقيقي را تحت عنوان « شيوع‌شناسي مصرف سيگار در بين دانشجويان» انجام داده است. از عوامل مؤثر بر مصرف سيگار مي‌توان به سيگاري بودن والدين كه رابطه معني‌داري با مصرف سيگار دانشجويان داشته‌اند.

12- محتشم (1384) تحقيقي را تحت عنوان « تعيين الگوهاي مصرف سيگار در سربازان نيروهاي نظامي و انتظامي استان گيلان» انجام داده‌اند. آزمون X2 بين مصرف سيگار در حال حاضر با داشتن دوستان سيگاري (05/0 P<) رابطه معني‌داري را نشان مي‌دهد.


13- اوليوارز (Olivares, 1969) در تحقيقي تعداد 577 نفر از افراد بزرگسال مرد و زن را با استفاده از طرح برش مقطعي و بطور كاملاً تصادفي انتخاب نموده و ميزان تكرار دفعات انجام 20 عمل انحرافي را در 12 ماه گذشته مثل استفاده از داروهاي مخدر و مصرف سيگار مورد سنجش قرار داده است. نتايج بدست آمده حاكي از آن است كه فرصت‌هاي در اختيار هر چه بيشتر باشد احتمال گرايش به انحراف و بزه نيز بيشتر مي‌‌شود.

14- هيرشي (Hirschi, 1969) در تحقيقي به بررسي علل انحراف پرداخته است. داده‌هاي تحقيق نشان داده‌اند كه هر چه ميزان پيوستگي و تعهد به نهادهاي درگير كه فرد عضو آنها مي‌باشد مثل خانواده، مدرسه، دانشگاه و. . . بيشتر باشد و نيز هر چه ميزان باور و ميزان درگيري و مشغوليت فرد بيشتر باشد احتمال انحراف كمتر است.

15- تامپسون (Thompson , 1982) با انجام تحقيقي در بين 2353 دانش‌آموز دبيرستاني  انجام داده است.از نتایج این تحقیق اینست که ميان پيوستگي به والدين و گرايش به مصرف سيگار به عنوان يك انحراف، رابطه منفي وجود داشته است.

16- كران و ماسي (Krohn and Massey, 1984) تحقيقي را تحت عنوان « تبيين رفتار انحرافي از جمله گرايش به مصرف سيگار در سنين نوجواني» انجام دادند . داده‌هاي اين پژوهش نشان داده است كه ميان پيوند اجتماعي و سيگار كشيدن رابطه معكوس وجود دارد.

17- مک دونالد در تحقیقی با عنوان سيگار در بين نوجوانان، يك فاجعه به بررسي ميزان مصرف سيگار پرداخته است. براساس نتایج این تحقیق قرار گرفتن در شبكه دوستان منحرف و مجرم (مصرف كننده تنباكو و الكل) در سنين پائين، بهترين موقعيت براي مصرف اين مواد مي‌باشد.

18- ماركوس (Marcos, 1986) در تحقيقي درصدد بود تا بداند عوامل استفاده از سيگار در ميان نوجوانان چیست؟ داده‌هاي اين پژوهش پيمايشي بيان مي‌دارد كه قوي‌ترين متغير تبيين‌كننده رفتارهاي انحرافي و مخصوصاً مصرف سيگار، متغير دوستان سيگاري مي‌باشد همچنين بين پيوستگي به والدين و مدرسه با مصرف سيگار رابطه منفي وجود داشته است.

19- جانسون (Johnson, 1986) تحقيقي را تحت عنوان « شيوه مصرف سيگار و دارو و عوامل مؤثر بر آن توسط نوجوانان» انجام داده است. نمونه تحقيق به تعداد 2626 نوجوان دختر و پسر بوده است.نتایج نشان داده است که  همنشيني با دوستان سيگاري، فرآيندي است كه منجر به اعتياد به مواد و دارو در نوجوانان مي‌شود.

20- گرينبرگ (Grinberg, 1987) تحقيقي را تحت عنوان  سنجش رابطه ميان فاكتورهاي محيط خانوادگي، روابط با همالان و تأمين نيازها با سلامت و رفاه فردي و دوري از رفتارهاي پرخطر بهداشتي مثل مصرف الكل و سيگار و ماري جواناانجام داد. نتايج بدست آمده حاكي از این است که مهمترين عامل در گرايش جوانان به رفتارهاي پرخطر و تهديد سلامت فردي، عدم وابستگي به محيط خانواده گزارش شده است.

21- ديويد لي (David Lee, 1991) تحقيقي را تحت عنوان رفتارهاي بهداشتي، عوامل خطر و شاخصهاي بهداشتي در رابطه با گرايش به مصرف سيگار انجام داده‌اند. مهمترين برداشت از اين تحقيق اين است كه قرار گرفتن در مسير بسياري از رفتارهاي خطرزا در محيط زندگي در دوران كودكي، احتمال به مصرف سيگار يا الكل را افزايش مي‌دهد

22- بركايست (Berkaist, 1991) تحقيقي تحت عنوان « انگيزه‌هاي مصرف سيگار» انجام داده‌اند. بر اساس داده‌هاي اين تحقيق كودكان و نوجوانان بيشتر به خاطر فرار از فشارهاي ناشي از خانواده رو به سيگار مي‌آورند.

23- گراس ميك و بارسیك (Grasmick and Bursik, 1993) تعداد 2383 نفر از جوانان كانادايي را بطور تصادفي و به صورت طرح گزينش نمونه و به روش بررسي آزاد مورد بررسي قرار داده‌اند. نتايج بدست آمده نشان داده است كه عامل (فرصت × خودداري) بهترين تأثير را در گرايش افراد به مصرف سيگار و مواد مخدر و دارو داشته است.

24- گوتيرز (Gutirres, 1994) در مقاله‌اي به سيگار كشيدن نوجوانان پرداخت. براساس داده های این تحقیق ، سيگاري شدن بيشتر از آنكه اتفاقي باشد كه در لحظه رخ دهد يك فرايند تحولي است يعني روند مداومي است كه سعي دارد كشيدن يك سيگار را بي‌چون و چرا به يك سيگاري معتاد تبديل كند.

25- فلاي (Flay, 1994) به بررسي تفاوت تأثير دوستان و والدين سيگاري بر شروع به سيگار كشيدن و تشديد آن در بين نوجوانان پرداخته‌اند. نتايج نشان داده است كه سيگار كشيدن دوستان بطور مستقيم و غيرمستقيم بر شروع به سيگار كشيدن نوجوان تأثيرگذار است .

26- جيمز هادون (James Hadon , 1996) به مطالعه‌اي تحت عنوان «سبك زندگي بزهكارانه» پرداخته است. به نظر وی  كساني كه دچار انحراف شده‌اند و ميزان ارتكاب آنها به اعمال انحرافي‌ مثل مصرف سيگار يا الكل يا ماري‌جوانا بسيار بيشتر است الگوهاي سالم سبك زندگي در زندگي روزمره آنها اصلاً ديده نمي‌شود و يا بسيار كم است.

27- مك كارتي (Mc Karty, 1997) تحقيقي را تحت عنوان « تعلق خاطر به والدين و گروه همسالان و رابطه‌اش با سلامت فيزيولوژيكي در دوران جواني و عدم گرايش به رفتارهاي بزه و انحرافي انجام داده است. نتايج تحقيق نشان داده است كه اگر نوع و ميزان و شدت رابطه با گروه همالان ،مثبت ارزيابي نشود، رفتارهاي بزهكارانه ترجيح داده مي‌شود.

28- کودری، فیتزهوگ و وانگ Cowdery , Fitzh , Wang, 1997) ( تحقيقي را با عنوان «باور‌ها و نگرشهای افراد در ارتباط با سیگار» انجام شده‌اند. مهمترین عامل در گرایش به سیگار معاشرت با دوستان بوده است(93درصد)که نسبت به سایر متغیرهای مستقل تاثیر مهمتری را نشان داده است.

29- هاودون (Hawdon, 1999) در تحقيقي به بررسي رابطه ميان مشغوليت روزانه و گرايش به مصرف سيگار پرداخته است. بر اساس داده‌هاي تحقيق هر چه ميزان مشغوليت‌هاي روزانه فرد بيشتر و منظم‌تر باشد، گرايش به مصرف سيگار، الكل و ماري‌جوانا بسيار كمتر مي‌باشد.

30- اساکی، مینوا و می (Osaki, Minowa & Mei ,1999) به بررسي تطبيقي رفتار سيگار كشيدن و عوامل مرتبط با آن پرداخته اند. بررسی نتیجه گرفتند که مهمترین اقدام برای پیشگیری از مصرف سیگار حمایت از دانش موزان در بکار گیری تکنیک های مقاومت علیه فشار گروه دوستان است.

31- بروس و دنیس (Bruce & Denice , 1999) تحقیقی را با عنوان « تاثیرات خانواده و دوستان بر روی گرایش به سیگار در میان نوجوانان» انجام داده‌اند. این تحقیق همچنین نشان داد ه است نوجوانانی که در سن 19-13 سالگی بوده اند و والدین آنها نیز سیگاری بوده اند بیشتر به سیگار کشیدن تمایل نشان میدهند.

32- مک آردل (McArdel, 2000) پژوهشی با عنوان « بررسی تأثير خانواده در گرايش نوجوانان به سيگار انجام داده بودند. نتایج بدست آمده نشان دادکه تاثیر ساختار سنتی خانواده بر روی نوجوانان در گرایش یا عدم گرایش به سیگار  بسیار بیشتر است.

33- بروس سيمونز (Bruse simons, 2001) در تحقيقي تأثيرات همالان و والدين را بر مصرف سيگار و الكل در سالهاي ابتداي نوجواني بررسي نموده است. نتايج بدست آمده نشان داده است كه فشار همالان و رفاقت با دوستاني كه مشكلات رفتاري دارند رابطه مستقيم و مستقلي با مصرف سيگار و الكل داشته است.

34-ديويد بست و مانينگ (David Best and Maning ,2001) پژوهشي تحت عنوان « مصرف افراطي سيگار و ديگر رفتارهاي مسئله‌ساز در بين دانش‌آموزان 6-14 ساله» انجام داده‌اند. مصرف سيگار با تشديد استفاده از حشيش، گرايش به انواع مواد مخدر، داروهاي غيرمجاز، روابط نامشروع جنسي، كاهش اميد تحصيلي، ميزان افسردگي بالا، افزايش فرار از مدرسه همراه بوده است و ارتباط مستقيم با هر يك از رفتارهاي مسئله‌ساز داشته است.

35- مارك (Mark. 2002) تحقيقي را تحت عنوان « تأثير دوستان بر بزه‌هاي كوچك نوجوانان مثل مصرف سيگار و به منظور بررسي تأثيرات همالان» انجام داده است.  نتيجه مهم اين است كه همالان سيگاري بيشتر از آنكه سيگاري شدن را در فرد پرورش دهند، الگوهاي مختلف آن را به فرد ارائه مي‌دهند و عرضه اين الگوها زمينه گرايش به انواع انحرافات در فرد مي‌شود.

36- دانا و هايني (Dana & Haynie, 2002) در تحقيقي تحت عنوان « شبكه دوستان و گرايش به مصرف سيگار به بررسي ماهيت ارتباط با گروه بزهكار همسال» پرداخته‌اند . از نتايج اين پژوهش اين است حضور در گروه دوستان سيگاري، نگرش به مصرف سيگار و يا هر نوع رفتار انحرافي ديگر مثبت مي‌شود و اتفاق‌نظر در بين اعضاي گروه بوجود مي‌آيد.

37- استیسی و های ریون (Stacey, Hye- Ryeon, 2004)تحقیقی را با عنوان « گرایش به سیگار در نوجوانان و اهمیت مدلهای همجنس و همسان» انجام داده‌اند. بر اساس نتایج بدست آمده جوانانی که روزانه سیگار مصرف می‌‌كردند بصورت موثرتری تحت تاثیر نگرشهای طرفدارانه وموافق سیگار و رفتارهای اعضای همجنس و همسان قرار داشته‌اند.

38- لاري (Lary , 2006) تحقيقي را تحت عنوان « انتخاب دوستان، شروع به مصرف سيگار در بين نوجوانان پسر در آمريكا» انجام داده است. چنين به نظر مي‌رسد كه ويژگي‌هايي نظير شباهت در رفتار، برجسته‌ترين عاملي است كه پيوندهاي دوستي نوجوانان را شكل مي‌دهد. گروه‌هاي دوستي بين نوجوانان گرايش به دسته‌بندي بر اساس مصرف سيگار توسط آنها در بين خودشان دارند بطوريكه مشاهده شده است سيگاري‌ها با سيگاري‌ها و غيرسيگاري‌ها نيز با غيرسيگاري‌ها دوست مي‌شوند.

39- پاول (pawell , 2006) در تحقيقي تحت عنوان « نقش همسالان بر مصرف سيگار توسط نوجوانان به بررسي تأثيرات همسالان بزهكار و سيگاري بر گرايش نوجوانان به سيگار» پرداخته است . مهمترین نتیجه بدست آمده از این قرار است که اگر والدين رفتاري خصومت‌آميز، سهل‌انگارانه يا استشهاد گرايانه داشته باشند همسالان علاقمند و توانا نه تنها مفري براي نوجوانان محسوب مي‌شوند بلكه او را درك كرده و از او حمايت مي‌كنند.  

40- اوبيرن (Obyren , 2006) تحقيقي را تحت عنوان « تأثير روش فرزند‌پروري در انتخاب دوستان سيگاري» انجام داده‌اند. اين مطالعه نشان داده است كه داشتن دوستان سيگاري بخصوص دوستان نزديك سيگاري، ارتباط تنگاتنگي با مصرف سيگار در بين گروه مورد مطالعه دارد 

نتیجه گیری

 بررسي آثار توصيف شده در اين مقاله نشان مي دهد كه عوامل موثر در گرایش نوجوانان و جوانان و راه حلهاي برون رفت از آن را مي توان بر حسب رويكرد هاي عمده در جامعه شناسي احرافات رفتاری  طبقه بندي و تحليل نمود. در پاسخ به این  سئوال که چه عواملی در گرایش به رفتارهای پرخطر وجود دارن با ید گفت که عواملی نظیر وجود محیط های ناسالم خانوادگی و روابط نا صحیح در داخل کانون خانواده مثل  ناسازگاریهای میان والدین، ناسازگاریهای میان والدین و فرزندان ، ناسازگاریهای میان فرزندان با فرزندان و  الگوهای نامناسب فرزندپروری ، داشتن دوستان منحرف و حضور در شبکه همالان بزهکار و تعمل و معاشرت با این قبیل افراد، نگرش و تصور نادرست از مواد افیونی و حتی سیگار در قبل از مصرف آنها، داشتن خود پنداری غلط از خود که باعث عدم اعتماد به نفس در نوحوانان و جوانان می شود و رسیدن به مرز اعتماد نفس را تنها در سا یه مصرف این مواد و در داشتن این نوع از رفتارهای پرخطر می دانند، فرصتهای فردی در اختیار نوجوانان و جوانان و عوامل محیطی که خود مشروعیت بخش بعضی از رفتارهای پرخطر در سطح جامعه مثل رسانه ها و محیط های تحصیلی و شغلی اند، از مهمترین دلایل گرایش به رفتارهای پرخطر در بین نوجوانان و جوانان از دیدگاه محققان حوزه آسیب شناسی اجتماعی مورد بررسی در این مقاله می باشد. اما اینکه کدام عامل را می توان به عنوان مهمترین عامل گرایش به رفتارهای پرخطر در بین این قشر دانست باید گفت، يافته هاي تحقيق حاضر  نشان مي دهدکه متغير دوستان سيگاري با 40 درصد در بين همه عوامل مشخص شده در بین  40 اثر علمي مرتبط با  با موضوع ، مهمترين عامل گرايش به مصرف سيگار در بین نوجوانان و جوانان است و پس از آن متغير تأثيرات خانوادگي با 20 درصد در رتبه دوم است و بقيه عوامل در رتبه‌هاي بعدي قرار دارند.  

طبقه‌بندي مهمترين عوامل تأثيرگذار بر مصرف يا گرايش به رفتارهای پرخطر برگرفته از 40 اثر مطالعه شده در اين تحقيق

رديف

عامل

آثار مربوطه

سهم عامل

تعداد

درصد

1

تأثيرات خانواده

 

Grinberg (1987), Mc-Ardele (2000), Thompson(1982)Berkaist(1991)Bros&Denis(1999)

 ، موسايي‌فرد (1381)، سراج‌زاده (1383)،صادقی(1382)

8

20

2

تأثيرات دوستان

 

Mgdonald (1984), Flay (1994), Mckarty (1997), Bruce (2001), , Mark (2002), Dana (2002), Cowdery(1997), Marcoss (1986), Jhonson(1986) Osaky(1999)Lary(2006)Pavel(2006)Obyren(2006)

رجايي‌فرد (1377)،هاشمی(1380) کاظمی (1383)،محتشم(1384)

16

40

رديف

عامل

آثار مربوطه

سهم عامل

تعداد

درصد

3

فرصت در اختيار و مشغوليت فردي

olivers (1999) Gerasmik(1993)Howdon(1999)حیدری(1380)

4

10

4

عوامل فردي (استرس، فشار رواني، بلوغ جنسي، جنس، خستگي، تنهايي) و. . .

David (2001), James Howdon(1996)

سوری(1381)

3

7.5

5

 باورها، آگاهي و نگرش به سيگار و سيگاري‌ها

Steysy(2004)

ضيايي (1377)، ملازاده (1381)سلیمانی(1386)

4

10

6

عوامل محيط اجتماعی

 Kron(1984)David(1991)Gotires(1993)   James(1996)Hirschi(1969)

 

 

4

 

12.5

 

طبقه بندي فوق به درك روشنتر مسأله و شفاف سازي عوامل مورد نظرمحققان مورد بحث در اين مقاله و ديگر ژوهشگران عرصهآسیب شناسی اجتماعی  كمك مي كند. البته اگرچه تحليل موردی و در سطح خرده گروههایی مثل نوجوانان و جوانان داراي اهميت است، اما كافي نيست. لذا ضروري است در سطوح کلان  و بخصوص به تفكيك حوزه ها ی فعالیت فردی و اجتماعی درون گروهی و برون گروهی  نیز این عوامل  ع شناسايي گردد ونسبت به رفع آنها تلاش شود. در پایان باید متذکر شد که عوامل اجتماعی گرایش نوجوانان و جوانان به رفتارهای پر خطر بخصوص سیگار کشیدن  صرفاً منحصر به آنچه آثار مكتوب مورد وصف اين مقاله اشاره كردند، نمي شود و مي توان از موانع ديگري نيز نام برد كه فعلا از مجال این مقاله خارج است.  

 قابل توجه خوانندگان محترم:

منابع مورد استفاده در این مقاله به علت زیر چاب بودن آن از این بخش حذف شده است///

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم آذر 1386ساعت 19:16  توسط گروه علو م اجتماعی استا ن ما زندران  |  3 نظر

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت 11 قبل از ظهر  توسط محمدعلی جویا  | 

بزهکاری کودکان- چگونه با مشکل ناسازگاری و بزهکاری کودکان مبارزه کنیم؟

شهلا رضایی

 
بزهکاریها:
بزه عبارتست از اقدام به عملی که بر خلاف موازین ، مقررات ، قوانین و معیارهای ارزشی و فرهنگی جامعه باشد. دوره نوجوانی به خاطر تحولات بلوغ و ارزش ها و بحران هویت ، مرحله ای است که در آن بزه بیشتر اتفاق می افتد. گزارش اداره بهداشت مدارس از دانش آموزانی که اختلالات عاطفی و روانی داشتند حاکی از آن است که بزهکاری ها رقم بیشتری را به خود اختصاص داده است .

اگر بی قراری را نیز نوعی علامت بزهکاری محسوب کنیم ، بیش از 3/2 دانش آموزان مراجعه کننده ، بزهکاری هایی از قبیل ولگردی ، پرخاشگری ، فرار از مدرسه ، دزدی و بی قراری داشته اند. تحقیق در مورد 96 نوجوان بزهکار در کانون اصلاح و تربیت تهران ، بیشترین مورد را بین سنین 15-17 سالگی نشان می دهندو توزیع سنی 225 بزهکار جوان در کانون اصلاح و تربیت مشهد به این صورت بوده است.

19

13-15                                95

15-16                              111

حداقل سن بزهکاری در اصفهان 12 سال گزارش شده است.و در کانونهای اصلاح و تربیت تهران و مشهد حداقل سن 10 سال بوده است.

 

بقیه افراد بزه خرید و فروش مواد مخدر ، قتل ، مشروب خواری ريا، اعتیاد ، زنا و ولگردی را ذکر کرده اند.

از نظر اجتماعی بزهکاری را به سه دسته تقسیم کرده اند:

1-بزهکاری بر علیه اشخاص عادی جامعه مانند ضرب و جرح ، تجاوز به عنف ، کشتن عمد یاغیر عمد

1-2- بزهکاری بر علیه دارایی و مالکیت دیگران مانند دزدی ، جعل اسناد

1-3- بزهکاری بر علیه نظم عمومی مانند فحشا و خرید و فروش مواد مخدر

بزهکاری را نمی توان منحصر به طبقه خاصی دانست . شاید عده ای راه فرار از قانون را بدانند و یا با حیله از چنگ قانون فرار کنند و طبعا جزء آمار محسوب نگردند . آنچه مسلم است بزهکاری د ر تمام طبقات وجود دارد ولی میزان آن در طبقات پایین اجتماع بیشتر است.

بررسی فراوانی که از کانون های اصلاح وتربیت شده است نشان می دهد در ماههای تیر و مرداد و خرداد بر میزان بزهکاری افزوده شده است.

و این فراوانی را می توان در نتیجه فراغت بیشتر نو جوانان و امکان بیشتر تحرک آنان در این ماهها دانست.

وقتی علت ژنتیک در توجیه بزهکاری ها ناکافی به نظر آید . می توان علت بزهکاری ها را یادگیری دانست . بلر و جونز با صراحت گفته اند که بزهکاری یک رفتار آموخته شده است.

فرد بزهکار از مهر و محبت محروم بوده و جای امنی در این جهان ندارد و در اجتماع نیز دارای مقام و ارزش نیست و هیچ نوع احساس ارزش نمی کند

کودکی که در مدرسه چندان موفقیت ندارد و در تردید به سر می برد و در خارج از مدرسه هم برای او امکان تفریح و سرگرمی  کردن وجود ندارد در خانه هم کاری از او ساخته نیست بنابر این تنها یک راه برای او باز می ماند و آن رو آوردن به ولگردی و شرکت در فعالیت های گروهی نامطلوب و احتمالا دست زدن به جنایت است. این نوع رفتار بزهکارانه به جوان ، نوعی احساس ارزش و اهمیت می دهد و او را برای گروهش قابل قبول تر می سازد.

اولین محیطی که زمینه بزهکاری را در فرد بوجود می آورد خانواده است.

جدول زیر وضعیت خانوادگی نوجوانان بزهکار در کانون اصلاح و تربیت تهران را نشان می دهد.

به هیچوجه کودک بزهکار وجود ندارد ، بلکه هدایت شده به بزهکاری وجود دارد.

کودکان امروزی در شرایطی پا به عرصه وجود می گذارند که در هر دقیقه ی آن 4 جنایت جدی اتفاق می افتد . آمار نشان داده شده در این راستا نشان می دهد که وضع کنونی جوامع انسانی بسیار ناهمگون بوده است و اگر بر تعداد و ارقام جنایات رخ داده ؛آمار جنایات مخفی و یا جرم های پنهانی را نیز بیفزاییم ، انگاه مشخص می شود که دور نمای زندگی بشری در شرایط فعلی بسی ناامید کننده تر از آن است که تصورش را بکنیم.

اگر متوجه شویم که در شرایط فعلی کود کانمان تا چه اندازه ای تحت تاثیر شرایط ناهمگون در مجادلات تمایز بین خوب و بد و ارزش و ضد ارزش و... می باشند،آن زمان در می یابیم که با کمی غفلت و سهل انگاری و با لحظه ای درنگ و ساده اندیشی ، نا خواسته فرزندا نمان را به عوامل ضد اجتماعی بدل خواهیم کرد و آن ها را در مسیر انحرافی ناسازگاری اجتماعی و بزهکاری مشاهده خواهیم نمود.

یکی از دانشمندان امر تربیت کودک به نام ایوی.بننت ادعا دارد که "در میان انسانها کسی نیست که مرتکب گناه و یا خطا نشده باشد و کسانی که به دفعات مرتکب خطا می شوند ، به یقین خطاهای تکراری را ناچیز و غیر مهم می شمارند "

کودک به هیچوجه در کودکی جرم را نشناخته و کاری را که لقب جرم و بزهکاری بر آن تصور است، درک نمی کند . اما با توجه به علایق و روحیاتش دست به کارهایی می زند که در نظرش منطقی و یا کم اهمیت بوده ولی همان حالات و رفتار به نوعی مقدمه ی بزهکاری و اعمال ضد اجتماعی تلقی می شود. اگر چنین اعمالی از سوی والدین و یا سرپرستان کودک نادیده انگاشته شود ، به تدریج تبدیل به معضل اجتماعی خواهد شد و رفتار فرد قالب بزرگی گرفته و با قدرت هرچه تمام تر جامعه را تکان خواهد داد.

جوان امروزی چیزی را می داند که ما در سن جوانی از آن غافل بودیم و یا نمی دانستیم . او به چیزی نیاز دارد که ایجاب زمان بوده ولی ما از درک آن عاجز می باشیم. جوان امروزی از 

مطالبی بحث می کند که ما پیرامون آن یا اصلا فکر نکرده ایم یا این که نیازی به اندیشیدن ندیده ایم. لذا باید تفاوت میان خود و فرزندمان را درک کنیم تا بتوانیم با شناخت تفاوت ها فاصله خودمان را تقلیل دهیم.

جامعه شناسان علل متعددی را برای بزهکاری ذکر کرده اند همانگونه که اتو کلاین برگ گفته است : امروزه این اعتقاد رواج دارد که هیچ علتی به تنهایی برای رفتار پیچیده و متنوعی مانند بزه عموما و بزه جوانان خصوصا کافی نیست. یا اینکه ریشه درد در جامعه هاست و اوضاع و شرایط نامساعد اجتماعی و ضعف کنترل و آموزشهای نادرست به ارتکاب جرم کمک می کند و وسائل ارتباط جمعی در شکل گیری آن دخالت می نماید ولی نمی توان این عوامل را به تنهایی علت بزه دانست شاید مجموعه ای از علت ها نوجوان را به بزه بکشاند و رفتار ضد اجتماعی از خود بروز دهد.

1-عامل اقتصادی: با اینکه فقر گاهی عامل بزهکاری است ولی نمی توان آن را تنها عامل آن دانست و عوامل اجتماعی دیگر نیز در پیدایش بزهکاری ها دخالت داشته است بیشتر این افراد خانه به دوش ، هرگزعضوی از اجتماع نبوده و احساس شرکت در هیچ جماعتی را نداشته اند.

بیش از نصف آنان حداکثر عمر خود را به صورت فصلی کار کرده اند بعضی از آنان به علت بحران های اقتصادی مرتب تغییر شغل داده اند و تعدادی معدودی از آنان ، روابط صمیمانه و نزدیکی با خانواده های خود داشته اند . یک سوم از آنان تن به ازدواج می دهند و تقریبا همه آنان بر اثر فقر از همسران خود جدا می شوند و دوستان کمی می یابند.

2-عامل پس افتادگی فرهنگی و پیشرفت تکنولوژی : در جوامع در حال رشد وقتی یک زمینه صنعتی ایجاد می شود متناسب با آن زمینه ، تغییراتی در روابط خانوادگی و اجتماعی باید ایجاد شود اگر چنین تغییراتی صورت نپذیرد روابط خانوادگی را مختل می کند و طبعا باعث ناهنجاری هایی در فرزندان و احیانا بزهکاری ها می شود.

3-شهر نشینی: در شهرها روابط صمیمانه بین افراد کاهش می یابد و بیشتر افراد به سوی فرد گرایی حرکت می کنند . رشد سریع شهرها باعث دگرگونی های عمده ای در نقش های اجتماعی افراد می شود و گاهی باعث تضاد منافع و تصادم افراد می گردد شهرها به جوامعی مصرفی تبدیل می شود و نقش افراد در تولید به حداقل می رسد در چنین شرایطی نو جوان از یک محیط امن و روابط صادقانه بر خوردار نیست و آنان را به دام بزهکاری و انجام کارهای خلاف می اندازد.

4-تراکم و افزایش جمعیت : محلات شلوغ به محلاتی پر جمعیت اطلاق می شود که با سیستم خانه سازی غیر بهداشتی و ناقص شکل گرفته و از وسایل آسایش و رفاه کافی بر خوردار نیست. این محلات که در بدترین وضعیت اجتماعی و اقتصادی قرار دارد محل و ماوای بسیاری از مشکلات اجتماعی است. بررسی وضعیت بزهکاران در کانون اصلاح و تربیت تهران نشان می دهد که اکثر قریب به اتفاق آنان از مناطق شلوغ و پر جمعیت شهر بوده اند در این محلات تصادم و برخوردهای خشونت آمیز بیشتر بوده کنترل کمتر صورت می گرفته و زمینه تجاوز به حقوق دیگران فراهم تر بوده است.

5-حوادث غیر منتظره از قبیل جنگ ، زلزله و...حوادث پیش بینی نشده اجتماعی و شرایط نامناسب اجتماعی و اقتصادی می شود و بر میزان بزهکاری می افزاید.. در زمان جنگ یا حوادث دیگر از یک طرف دوام و بقای خانواده دچار تزلزل می شود و از طرفی بحران اقتصادی بوجود می آید و فقر و فاقه عمومی رو به افزایش می گذارد . و این دو عامل باعث سوق نوجوانان به ارتکاب جرم می شود.

6-وسایل ارتباط جمعی: وسایل ارتباط جمعی و حتی مطبوعات اثر عمیقی در شخصیت و طرز فکر فکر نوجوانان دارند. اگر فیلمهای سینمایی صحنه های غارت ، راهزنی ، تجاوز و انواع انحرافات را به نمایش بگذارند و فیلم بدون یک ارزیابی تمام می شود اثر نامطلوبی بر ذهن نوجوانان خواهد گذاشت. مطبوعات نیز ممکن است اثر مخربی داشته باشند .

برخی از کتاب ها و مقالات و نوشته های روزنامه خود محرک جرم و بزه در نوجوانان است. گزارش برخی از جرائم و نحوه آن در روزنامه ها و نمایش آن در تلویزیون نه تنها نتیجه هی نمی دهد بلکه برای آن که دنبال ماجرایی می گردد و روحی طغیانگر و آشفته دارد وسیله ای برای فراگرفتن و انجام دادن بزه می شود.

7-ضعف جریان های مناسب اجتماعی برای گسترش اخلاق انسانی: معمولا بزهکاری به خاطر غیر اخلاقی یا ضد اخلاقی بودن مورد انتقاد قرار می گیرد ولی این امر مورد بررسی قرار نمی گیرد که این رفتار غیر اخلاقی یا ضد اخلاقی از کجا آمده است.رفتار غیر اخلاقی را والدین یا مدرسه یا محیط به فرد بزهکار فرا داده است.

جامعه ای که در آن مبانی اخلاقی بر پایه اصول جهانشمولِ انسانی استوار نیست و همکاری جمعی برای حفظ چنین اصولی وجود ندارد آماده است هرگونه جریان غیر فکری غالب را بپذیرد .برای این دسته بزهکاری رفتاری مطلوب تر است زیرا باعث از هم پاشیده شدن بنیادهای اجتماعی و هتک حرمت فردی و جمعی می شود.

دسته دوم که نادانسته مبانی اخلاقی را متزلزل ساخته اند کسانی هستند که لفظا و در گفتار آدم های خوبی می نمایند و مدعی رفتار اخلاقی هستند ولی در عمل خلاف آن را دنبال می کنند و اصطلاحا عالم بی عمل هستند. وقتی نوجوان تعارض در رفتار وگفتار مدعیان می بیند الگوی مناسبی برای رفتار اخلاقی نمی تواند برگزیند و نمی داند که چه رفتاری درست و چه رفتاری نادرست است.

بخش دوم: نحوه پیشگیری و برخورد با بزهکاریها

در نشربه بعدی
بر گرفته از شماره ٦ نشريه کانون کودکان و زنان تهران

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت 11 قبل از ظهر  توسط محمدعلی جویا  | 



ریشه یابی بزهکاری اطٿال و نوجوانان
تاریخ : یکشنبه، 3 دی، 1385
موضوع : حقوق جزا


                               

مقدمه :

بیگمان ، جوامع بشری در هر شرایطی به همزیستی مسالمت آمیز با همنوعان خود نیازمند هستند. آنچه مسلم است تا امروز به دلیل اختلاٿات زیر بنایی و ریشه ای مختلٿی از جمله در مسا ئل عقیدتی ، ٿرهنگی و مذهبی و در عین حال تٿاوت هایی که در معیارهای سنجش ارزش ها در حیطه های گوناگونی وجود داشته ، یک تواٿق و تٿاهم عمومی و جهان شمول استقرار نیاٿته است. وانگهی ، تمام انسان ها از هر قوم و قبیله ، نژاد و مذهب ، دین و عقیده اتٿاق نظر دارند که یکی از محوری ترین اعمال ٿردی و اجتماعی ،تربیت و هدایت درست کودکان برای آینده می باشد . اقدامی که شرط ضروری و انکار ناپذیر رشد و ترقی جامعه ی انسانی تلقی می شود .

کودکان و نوجوانان سرمایه های معنوی جامعه می باشند و سلامت روح و جسم آن ها تضمین کننده ی سلامت جامعه در آینده است . بنابراین مسائل آنان از جمله مسائلی است که باید به آن ها توجه ویژه ای مبذول داشت . بررسی ریشه ای مسائل اطٿال و از آن جمله بزهکاری اطٿال ، برای رسیدن به یک جامعه ی ایده آل شرطی ضروری است.

در واقع از قدیم الایام گٿته اند ، پیشگیری بهترازدرمان است . طبعا اگر طٿلی به هر دلیلی از ابعاد جسمانی ، روانی و رٿتاری به نقصان و یا انحراٿی مبتلا گردد ، قهرا بازپروری وی مستلزم صرٿ هزینه های هنگٿت و مضاعٿی خواهد بود . از طرٿ دیگر بسیاری از اٿرادی که همواره مرتکب جرائم گوناگون می شوند ، همان کودکان بزهکار دیروز هستند .

از جمله مسائل همیشگی و مطرح نزد اندیشمندان و بالاخص حقوقدانان و جرم شناسان ،  موضوع بزهکاری اطٿال و نحوه مقابله با آن و شیوه های انحراٿ و کجروی آن ها در جامعه می باشد . از آن جا که دلایل و عوامل بروز جرم در میان اطٿال با اٿراد بزرگسال متٿاوت بوده و از سوی دیگر این طبقه از جامعه دارای وضع روانی و اجتماعی حساس تر و به مراتب آسیب پذیرتری نسبت به سایرین می باشند ، لذا باید روشی متناسب با شرایط و موقعیت این اٿراد اتخاذ شود . این روش تحت عنوان سیاست کیٿری مربوط به کودکان ونوجوانان بزهکاراهمیت ٿراوانی دارد . برخورداری از یک سیاست جنائی و کیٿری متناسب با شرایط و وضعیت صغار و نوجوانان می تواند به جامعه مدنی جهت پیشبرد یکی از اهداٿش که پیش گیری از وقوع جرائم در آینده است ، کمک ٿراوانی کند .

  تعریٿ طٿل بزهکار :

اصولا بزهکاری عبارت است از جرائم کم اهمیت و چون اطٿال معمولا مرتکب این نوع جرائم می شوند ، در مورد  اطٿال استٿاده  از واژه بزهکاری  بهتراز استٿاده از واژه مجرمیت است .

با یک تعریٿ ساده میتوان گٿت ، طٿل بزهکار ٿردی است که قبل از رسیدن به سن هیجده سالگی ، مرتکب جرمی شود .

تاریخچه ی واکنش اجتماعی در مقابل اطٿال و نوجوانان بزهکار:

اصلاح بزهکاری نوجوانان نخستین بار در انگلستان و در قرن نوزدهم ( سال 1815 میلادی ) مطرح شد . در آن دوران جرائم کودکان و نوجوانان اٿزایش یاٿته بود ، از آن پس واژه ی بزهکاری اطٿال در تمام کشورها متداول گردید . در آمریکا لایحه ی مربوط به تاسیس دادگاه اطٿال در سال1891 در شیکاگو به مجلس قانونگذاری ایلینویز تقدیم شد . این لایحه درسال 1899 به تصویب رسید و به صورت قانون در آمد . همزمان با تصویب این قانون دادگاه های اطٿال ونور تشکیل گردید و این اولین دادگاهی بود که رسما شروع به کار کرد . ٿکر تاسیس دادگاه های اطٿال به سرعت در تمام ایالت ها پیدا شد و امروز در تمام ایالات آمریکا دادگاه اطٿال وجود دارد.

همچنین در سال 1909 در شیکاگو سازمان بسیار مهم و ارزنده ای به نام موسسه ی پیسکوپاتیک جوانان تاسیس گردید که کار اصلی آن ، تحقیق و بررسی در رٿتار وسلوک نوجوانان و همکاری نزدیک با دادگاه اطٿال شهرشیکاگو بود .

در کشور ما تا قبل از تشکیل دادگاه های اطٿال  ( مصوب سال 1338  ) مرجع قضایی واحد  و صلاحیت داری  برای رسیدگی به بزهکاری اطٿال پیش بینی نشده بود . با تصویب این قانون دادگاه ویژه اطٿال تشکیل شد .

متاسٿانه با تصویب قانون اصلاح برخی از مواد قانون آیین دادرسی کیٿری مصوب سال 1361 و تشکیل دادگاه های کیٿری 1 و 2 ، حسب رای وحدت رویه قضایی شماره 6 – 23 / 2 / 64 ، دادگاه ویژه اطٿال از نظام قضایی حذٿ و رسیدگی به اتهامات اطٿال و نوجوانان بر حسب نوع و شدت جرم ارتکابی در صلاحیت دادگاه های کیٿری 1 و 2 قرار گرٿت .

از نظر تاریخی بنظر می رسد که اقدامات مقابله ای با بزهکاری اطٿال و نوجوانان و در عین حال ریشه یابی آن خیلی دیر انجام شده واین موضوع از جمله مسائلی است که نهایتا به یک یا دو قرن پیش باز می گردد .

قوانین مربوط به بزهکاران صغیر در حیطه بین الملل :

اسناد و قطعنامه های مختلٿی از سوی سازمان ملل صادر شده است که بعضی از آن ها به مثابه قانون است و جنبه الزامی دارند و در مقابل برخی دیگر از این اسناد جنبه ارشادی داشته و ٿاقد جنبه الزام است .

در مورد اسناد الزام آور ناظر بر اطٿال بزهکار باید گٿت که تنها معاهده حقوق کودک ، از این جنبه الزام آوری برخوردار است . این معاهده از طریق مراقبت های اساسی آموزشی و بهداشتی ، رسیدگی به حقوق کودکان را آغاز کرده و در عین حال از کودکان و نوجوانان در مقابل بهره کشی و سو استٿاده های مختلٿ من جمله بهره کشی در زمینه کاری حمایت می کند .

در مورد اسناد ارشادی ناظر بر اطٿال بزهکار در زمینه عدالت کیٿری اطٿال می توان به مجموعه قواعد حداقل سازمان ملل متحد درباره مدیریت و اعمال عدالت کیٿری اطٿال و همچنین قواعد ملل متحد راجع به حمایت از اطٿال محروم شده از آزادی اشاره کرد .

آمار و ارقام مربوط به بزهکاری اطٿال و نوجوانان :

در كوششي براي شناخت سبب شناسي بزهكاري روز نبيوم (1989) درياٿت كه نوجواناني كه پيوند قومي با والدينشان دارند كمتر مستعد براي انجام بزهكاري هستند . ٿالانري و همكاران (1999) گزارش داده‌اند كه نوجوانان بدون والدين به ويژه در زمان ساعات بعد از مدرسه استعداد بيشتري براي دست زدن به اقدامات بزهكارانه دارند. ٿيشرراستون و همكاران (1993) عنوان كرده‌اند كه در جوانان خانواده‌هاي والديني سالم (زوج والديني) مشكلات مدرسه كمتري  نسبت به كودكان خانواده‌هاي تك والديني گزارش مي‌شود .

طبق گزارشی که یکی از حقوقدانان به نام گادلی برای سومین کنگره جرم شناسی تهیه کرده بود ، نشان می داد که هٿتاد درصد از کودکان و نوجوانان بزهکار، خانواده گسسته و در هم ریخته داشتند و آمار مشابه در کشور ایران بر روی اطٿال کانون اصلاح وتربیت شهر تهران ( 1348 –       1351 ) نشان داد که بین چهل تا پنجاه درصد این اطٿال متعلق به خانواده های از هم گسیخته بوده اند .

همچنین در پژوهشی علمی دیگری که در بند اصلاح و تربیت اردبیل به انجام رسیده ، از لحاظ ٿراوانی بزهکاری نشان داده شده که بیشترین رقم بزهکاری را نوجوانان بین هیجده تا بیست سال مرتکب شده اند (8/53 درصد) . از لحاظ سطح تحصیلات نیز نتایج بدست آمده حاکی از اینست که دقیقا یک رابطه معکوس بین ٿراوانی بزه و تحصیلات این اٿراد بزهکار وجود دارد . در واقع هر چه سطح تحصیلات آن ها اٿزایش یاٿته ، درمقابل ٿراوانی ارتکاب جرم در آن ها کاهش یاٿته است . در مورد رابطه تعداد خانوار اٿراد بزهکاردر مقابل ٿراوانی بزه نیز باید گٿت که در کل نوجوانان بزهکار با خانواده پر جمعیت ، بیشتر ازنوجوانان بزهکار با خانواده کم جمعیت مرتکب اعمال ضد اجتماعی می شوند  .از اطلاعاتی که این پژوهش بدست آمده ، به خوبی نمایان است که خانواده بزهکاران دچار نوعی اختلال و اشکال به صور مختلٿی همچون ازدواج مجدد ، اعتیاد و ...  می باشند .

عوامل موثر در بزهکاری اطٿال و نوجوانان:

عوامل گوناگونی در بروز بزهکاری موثر است و تنها نمی توان علت خاص و واحدی را برای آن در نظر گرٿت . عوامل مختلٿی نظیر عوامل اجتماعی ، اقتصادی ، ٿیزیولوژیکی و ... در کنار هم باعث می شوند که بزهکاری در نوجوانان واطٿال به منصه ی ظهور برسد .

نقش خانواده:

محیط خانواده اولین محیطی است که ٿرد در آن رشد می کند و هنجارها را می آموزد . علی رغم اینکه بسیاری از عوامل در وقوع بزهکاری اطٿال و نوجوانان دخیل اند اما در گام نخست این خانواده ها هستند که نقش تعیین کننده ای در سرنوشت اطٿال دارند . چنانکه با تربیت درست می توانند کودک را به راه صحیح هدایت کنند ویا شرایط و محیط را برای تحقق بزهکاری توسط اطٿال مهیا سازند . معمولا والدین اطٿال یا نوجوانان بزهکاراز نظر رٿتاری یا بسیار خشن وسخت گیر هستند و یا نسبت به ٿرزند خود بسیار بی توجه و سهل انگار هستند . غالبا والدین این دسته از اطٿال و نوجوانان در ارتباط برقرار کردن با ٿرزند خود دچار اشکال هستند و نمی توانند به درستی به تکالیٿ خود نسبت به ٿرزندشان عمل کنند .

دانشمندان با پژوهش ها ی اجتماعی ، وضع نابسامان محیط خانوادگی را در بروز جرائم تایید کرده اند و اذعان داشته اند که وضع خانوادگی شخص رابطه ی مستقیم با بروز حالت خطرناک و بزهکاری وی دارد . از نظر تحصیلات و مسائل ٿرهنگی ، ٿرزندان خانواده های سطح پایین و متوسط به مراتب بیشتر از ٿرزندان خانواده های روشنٿکر وسطح بالای جامعه در معرض ارتکاب جرائم مختلٿ هستند . بنابراین نباید سیاست جنائی خاص بزهکاران صغیر و نوجوان را ازسیاست حمایت خانواده جدا دانست . به عبارت دیگر حمایت درست از نهاد مقدس خانواده  و نظارت اساسی  و کارشناسانه بر آن سبب کاهش جرائم خاص صغار و نوجوانان خواهد شد .

به نظر روانشناسان اگر شخصی در محیط خانواده از نظر رٿع نیاز های اساسی جسمی و روانی مانند نیاز های عاطٿی ارضا نشود ، به احتمال ٿراوان در آینده ای نه چندان دور به طرق مختلٿ به اعمال ضد اجتماعی دست زند . عدم وجود محبت ، ارتباطات صمیمی ، تٿاهم متقابل و در عین حال وجود تشنج در خانواده ، ازهم گسیختگی خانواده ، طلاق ، ٿوت والدین و... از جمله عواملی هستند که در وقوع بزه توسط نوجوانان واطٿال موثر است .

همچنین نحوه تنبیه والدین در مقابل سرپیچی های کودک و شلوغ کاری های وی نیز طبق بند 1 ماده 59 قانون مجازات اسلامی و همچنین  تبصره 2 ماده 49  باید همراه با دو شرط  باشد . اولا تادیب اطٿال باید در حد متعارٿ باشد و ثانیا این تنبیه باید ضرورت داشته باشد . در واقع این دو ماده به نوعی جنبه پیش گیری از بزهکاری اطٿال و نوجوانان دارند .

متاسٿانه در قوانین موضوعه ما مبنا و معیاری برای  ضرورت تنبیه اطٿال آورده نشده است و به نظر می رسد که این مساله توسط عرٿ جامعه تعیین می شود . بسیاری از ٿقیهان در مورد حد و میزانی که تنبیه ضرورت پیدا می کند ، نظرات گوناگونی داده اند که خود جای بحث دارد و در این مجال نمی گنجد .

عوامل اجتماعی:

جامعه ای که از یک ثبات و پایداری اجتماعی برخوردار نیست و دائما دچار هرج و مرج و بی نظمی از قبیل جنگ ، شورش ، اختلاٿات طبقاتی ، آلودگی هوا ، وضع بد سکونت ،  جمعیت بالا و ... باشد ، قطعا شرایط و بستر مساعدی را برای ارتکاب بزه ٿراهم می کند و بالعکس جامعه ای که ازیک ثبات و نظم اجتماعی واقعی برخوردار است ، می تواند به مرور زمان ریشه های بزهکاری و عوامل آن را در خود بخشکاند  .

عوامل اقتصادی:

ٿقر از عوامل اصلی ایجاد بزهکاری است . کمبود امکانات نظیر امکانات بهداشتی ، خوراک ، پوشاک و مسکن باعث می شود نیازهای اشخاص بر طرٿ نشده و موجب تحریک وترغیب  آن ها به ارتکاب بزه های مختلٿی می شوند . درچنین شرایطی برخی از والدین از کودکان خود برای ارتکاب جرائمی همچون سرقت استٿاده می کنند و یا با وادار کردن ٿرزندانشان به تکدی گری آن ها را وسیله ای برای امرار معاش قرار می دهند .

نقش دوستان و همسالان:

از دیگر عوامل موثر در بزهکاری اطٿال ، دوستی با اٿراد ٿاسد و بی بند وبار است . نوجوان اغلب رٿتار خود را با الگوهای رٿتاری دیگر دوستانش همانند سازی می کند و به شدت از آنان تاثیر می پذیرد . نوجوانی که از خانواده طرد می شود برای جبران کمبود های عاطٿی و روانی اش ، برای کسب حمایت و تایید به دوستان هم سن و سا ل خود روی می آورد . وی به دنبال اٿرادی می گردد که مانند خودش هستند . از این رو احتمال دارد با تحریک و تشویق دوستان نا باب خود دست به اعمال ضد اجتماعی و خلاٿ بزند .

عوامل روانشناختی:

روانشناسان عوامل گوناگونی را برای بزهکاری اطٿال احصا کرده اند . بزهکاری با صٿات روانشناختی مختلٿ و متنوعی همراه است که برخی از آنها عبارتند از هوش کمتر از متوسط ، خلق و خوی پرخاشگرانه و ... . روانشناسان ثابت کرده اند که بزهکاران نسبت به دیگراٿراد به مراتب از عزت نٿس پایین تری برخوردار بوده اند .   

اگر به گذشته ی اطٿال و نوجوانان بزهکار توجه داشته باشیم ، خواهیم دید که اکثر قریب به اتٿاق آن ها ، به نحوی از انحاء مورد آزار و اذیت قرار گرٿته اند . در مباحث روانشناختی ، این نظریه در بین قشری از روانشناسان وجود دارد که اگر کودکی که مورد آزار و اذیت قرار گرٿته ، ٿردی برون گرا باشد ، در آینده خود به طرق مختلٿی در مقام انتقام برخواهد آمد . همچنین میزان آزار و اذیت و مدت زمان این آزار و اذیت از عوامل موثر ارتکاب بزه در اطٿال و نوجوانان است که این عوامل تحت عنوان کودک آزاری بحث مٿصل و جداگانه ای را می طلبد که در این مجال نمی گنجد و به توضیح مختصر در مورد آن بسنده کردیم .

علت های دیگر بزهکاری:

از عواملی که سبب اٿزایش بزهکاری اطٿال و نوجوانان می شود ، می توان به مهاجرت از روستا به شهر و مشکلات مربوط به حاشیه نشینی اشاره کرد .

بعضی از جرم شنا سا ن  معتقدند که امروزه مهاجرت های داخلی و همینطور بین المللی ، یکی از دلایل عمده ی اٿزایش نرخ بزهکاری مخصوصا در میان نسل اول مهاجران است .

همچنین پیشرٿت و گسترش وسائل ارتباط جمعی می تواند از دیگر عوامل بزهکاری باشد . بدین صورت که پخش ٿیلم های رزمی و جنگی ، نشان دادن روش های سرقت و ... هر کدام به نوعی می تواند تاثیراتی منٿی بر کودکان بگذارد و در عین حا ل موجب سوق دادن آن ها به ارتکاب  بزه های گوناگون گردد .

همانطور که در عالم واقع می توان گٿت ، عامل مستقیم و مباشر اصلی این نوع جرائم خود طٿل یا نوجوان است و عنصر مادی جرم توسط وی واقع می گردد . در عین حال درعالم مجازی می توان گٿت عوامل دیگری نیز مانند عدم ثبات اجتماعی ، ٿقر، خانواده ی از هم گسیخته و ... به عنوان معاونان جرم دروقوع اینگونه بزه ها موثر هستند و به طورغیرمستقیم و به وسیله ی تحریک و ترغیب اطٿال یا نوجوانان تاثیر خود را بر عمل آن ها می گذارند .

در مورد اطٿالی که مرتکب جرائم گوناگون می شوند ، باید به این نکته مهم توجه داشت که بدلیل شرایط سنی حساس و ویژه این قشراز اٿراد جامعه ، نباید عناوینی همچون مجرم یا بزهکاربالٿطره را در مورد آن ها به کار برد . در واقع برچسب زنی و به کاربردن این عناوین از لحاظ روحی و شخصیتی می تواند تاثیرات زیانباری بر اطٿال داشته باشد .

متاسٿانه طبق مطالعاتی که در مورد اطٿال بزهکار انجام شده ، این موضوع مشخص شده که برچسب زنی زیر عنوان مجرم یا نقص کننده قانون به مراتب از سوی خانواده ها بیشتراز نهادهای کیٿری انجام می گیرد!  

به هر حال شایسته است برای  ریشه کن شدن مساله بزهکاری اطٿال و نوجوانان و پیشگیری از وقوع اینگونه جرائم در آینده  ودر نهایت رسیدن به جامعه ای مطلوب که  نظم و امنیت نسبی و در عین حال عدالت اجتماعی بر آن حاکم باشد ، در اتخاذ روش متناسب با وضعیت کودکان و نوجوانان تلاش شود . زیرا ممکن است برخورد نسنجیده و غیر کارشناسانه ، نتیجه معکوس به بار دهد و موجب تشدید وضعیت انحراٿی و بزهکاری این قشر از اٿراد جامعه گردد .  

پی نوشت :

1 - نجٿی توانا(دکتر علی ) ، نا به هنجاری و بزهکاری اطٿال و نوجوانان ، انتشارات راه و تربیت وابسته به مرکز آموزشی و پژوهشی سازمان زندان ها ، چاپ اول ، سال 1382

2 - عباچی (مریم ) : حقوق کیٿری اطٿال ، انتشارات مجد ، چاپ اول ، سال 1380

3 - پیراسته (بهرام ) ، روزنامه همشهری ، شماره 3959 ، مورخ 24 / 1 / 1385

4 - غٿاری ( مریم ) ،نقش مدرسه در تکوین شخصیت ،روزنامه همشهری مورخ 21 / 9 / 1384 www.linkestan.com

5 -  جوادی(سید محمد حسین)،محیط خانواده و بزهکاری،روزنامه حمایت مورخ 27 / 2 / 1383

6 - شناخت ویژگی های اطٿال بزهکار، انتشارات مرکز پژوهشی سازمان زندان ها

7 - خامی زاده ( رقیه ) ، نگاهی اجمالی به بزهکاری اطٿال و نوجوانان ، سایت دادستانی کل کشور www.dadsetani.ir

8 – سربازی ( ناصر ) ، نقش خانواده در بزهكاري كودكان و نوجوانان ، سایت وکالت

                                                                                               www.vekalat.org     

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت 11 قبل از ظهر  توسط محمدعلی جویا  | 

انحرافات جنسي نوجوانان و جوانان و بزهکاري نوجوانان
انحرافات جنسي
منظور از انحرافات جنسي، رفتارهاي مختلف عرف و قوانين مربوط به رابطه زناشويي بزرگسالي است. يکي از زمينه هاي انحرافات، اغتشاش هويت جنسي است.

همانطور که در جلسات گذشته بيان شد هويت جنسي در دوره کودکي خصوصاً از سن ٣ سالگي شروع به شکل گيري مي کند. چنانچه در اين دوره و دوره هاي بعدي، کودکي نتواند هويت جنسي خود را به خوبي مشخص نمايد، يعني والدين نيز به او کمک نکنند، ممکن است در دوره نوجواني که کودک تبديل به يک انسان جنسي مي گردد ، توجه به مسائل جنسي بيشتر مي شود، بيداري جنسي پيدا مي کند، هويت وي دستخوش اغتشاشات گردد و اين نيز منجربه يکسري انحرافات جنسي در نوجوان مي شود.



عوامل موثر در ايجاد انحرافات
عوامل موثر در ايجاد انحرافات جنسي نوجوانان و جوانان عبارتند از :
1-بيماري هاي جسمي و رواني : که علت اصلي آن عوامل ژنتيکي است. نوجواناني که دچار اختلالات رواني هستند ، اشکال در روابط خانوادگي، مبهم بودن روابط بين والدين و والدين منحرف مي توانند نوجوان را دچار انحرافات بکند.
اشکال در ايجاد هويت شخصي و حرفه اي
هويت جنسي که در دوره کودکي و نوجواني شکل مي گيرد مي تواند بر هويت شخصي و حرفه اي فرد نيز تأثير بگذارد و انحرافات جنسي را در وي به وجود آورد .
ناتواناييهاي جنسي نوجوانان و جوانان، اضطراب، افسردگي ،اعتياد به مواد مخدر، مشکلات تحصيلي، ناکاميها و محروميتها نيز ممکن است در ايجاد انحرافات جنسي تأثير بگذارند.
عدم شکل گيري هويت جنسي در نوجوان، ممکن است منجربه اين مسئله در فرد گردد که نتواند نقش جنسي خود را در دوره نوجواني و جواني به خوبي ايفا کند.
بنابراين توصيه بسيار مهم به والدين و معلمين اين است که حداکثر تلاش خود را بر ارائه آموزشهاي لازم در زمينه هويت جنسي و ايفاي نقش جنسي به دانش آموزان بکنند. بهتر است که اين آموزشها پيش از نوجواني ارائه شوند تا هنگام بيداري جنسي در دوره نوجواني، اطلاعات لازم در زمينه مسائل جنسي خود و جنس مخالف را داشته و دچار سردرگمي نشود.

2-شکل گيري نامناسب هويت جنسي

3-رفتارهاي نادرست والدين با يکديگر و نوجوان: گاهي اوقات والدين از نظر اخلاقي نمي توانند اصول اخلاقي را رعايت کنند، صحبتهاي مناسبي بر زبان نمي آورند و کودک به مرور عادت به شنيدن سخنان منافي عفت مي کند.

4-عوامل نامساعد فرهنگي – اجتماعي – محيطي .



علل انحرافات جنسي نوجوانان که ممکن است بستگي به کامجوييهاي بدني داشته باشد عبارتند از :
1- اختلال شخصيت و اختلالات رواني
2- ناکامي هاي ناشي از محيط زندگي و جامعه: که اين مسئله را مي توان در زمينه هاي اقتصادي – اجتماعي – شغلي – روابط با والدين و ديگران و ناکاميهاي تحصيلي خلاصه کرد .
3-نقص تربيت جنسي اوليه: يعني والدين نمي توانند اطلاعات و تربيت کافي را هنگام شکل گيري هويت جنسي کودک ارائه دهند.

کامجوييهاي بدني به صورت خود ارضايي، خود فروشي، همجنس بازي، نظر بازي و بچه بازي ظاهر مي گردد .

يکي از اشکال بسيار شايع کامجويي هاي بدني در نوجوان خود ارضايي است که عوارض بسياري را ايجاد مي کند که عبارتند از :
ايجاد مشکلات جسمي، آشفتگي خواب، احساس گناه، اضطراب، افسردگي، خود کم بيني، کاهش اعتماد به نفس و ايجاد اختلالات شخصيتي در فرد که تأثير بسياري بر رفتارهاي وي مي گذارد.



نشانگان انحرافات جنسي
انحرافات جنسي داراي نشانه هاي زير مي باشد: گوشه گيري و انزوا طلبي، کاهش اعتماد به نفس نوجواناني که داراي اعتماد به نفس کمي هستند، خجالتي و گوشه گير هستند بيشتر از سايرين دچار انحرافات جنسي مثل خود ارضايي مي شوند. بايد زمينه هايي را فراهم کنيم که آنها بتوانند با اعتماد به نفس بيشتر ، در زمينه هاي تحصيلي موفق شوند و کمتر دچار ناکامي شوند.


پيشگيري از انحرافات جنسي
به منظور پيشگيري از انحرافات جنسي مي بايستي قبل از دوره نو جواني آموزشهاي لازم به آنها ارائه شود، رفتار آنها تحت کنترل غير مستقيم باشد. چنانچه رفتارها و معاشرتهاي مشکوکي در نوجوان ديديد آنها را تحت نظر بگيريد و از رفتارهاي ناپسند منع کنيد، در صورت بيان عذر و بهانه هاي مختلف نبايد آنها را قبول کرد.


جلسه بيستم و ششم
بزهکاري نوجوانان

موضوع درس اين جلسه بزهکاري نوجوانان است. در اين جلسه به عوامل موثر بر بزهکاري و انواع بزهکاري مي پردازيم.


بزهکاري
منظور از بزهکاري، اعمال و رفتارهايي است که بر خلاف قانون، ارزشها و باورهاي فرهنگي جامعه است و در افراد زير 18 سال ديده مي شود. معمولاً بزهکاري در نوجوانان تمام دنيا وجود دارد و در پسران به دليل آزادي عمل بيشتر، افراد بالاتري دارد.


نشانه هاي بزهکاري
نشانه هاي بزهکاري در نوجوانان عبارتند از : دزدي، پرخاشگري، فرار از منزل، فرار از مدرسه، مصرف مواد مخدر، قتل ، قاچاق و ... .


عوامل موثر در ايجاد بزهکاري نوجوانان
علل موثر در بزهکاري نوجوان را مي توان به صورت زير مطرح نمود :
1-خانواده : خانواده هاي از هم گسسته، خانواده هايي که يکي از والدين دچار انحراف رفتاري هستند، بچه ها نيز آمادگي خاصي براي رفتارهاي بزهکارانه پيدا مي کنند .

نوجوانان بزهکار در دو نوع خانواده ممکن است وجود داشته باشند: يکي خانواده هاي متعادل که والدين رفتار بهنجاري دارند و برخورد و تربيت شان متناسب با هنجار پيش مي رود . گاهي اوقات در اين خانواده ها ، نوجوانان با دوستاني که به نحوي دچار بزهکاري هستند ارتباط برقرار مي نمايد و در نتيجه همنشيني با اين دوستان موجب يادگيري رفتارهاي ديگري از قبيل دزدي و فرار از مدرسه کشيده مي شوند . بنابراين والدين بايستي دوستان فرزند خود را بشناسند تا از بروز رفتارهاي خلاف پيشگيري نمايند .
دوم خانواده هاي از هم گسيخته مثل خانواده هاي طلاق يا خانواده هاي تک والدي يا خانواده هايي که يکي از والدين خلافکار بوده و نوجوان نيز با مشاهده رفتارهاي وي ، بزهکاري را ياد مي گيرد .

2-اختلالات رواني : برخي از نوجوانان به دليل اختلالات رواني ممکن است دست به اعمال خلاف بزنند و تنوانند تشخيص درست و مناسبي دهند.
معمولاً مراحل اوليه دوران نوجواني که مرحله جدايي نوجوان از خانواده مي باشد، تمايل به انجام اعمال خارج از فرم شروع مي شود ( ١٣-١١ سالگي). بيشترين ميزان بزهکاري در سنين ١٥ تا ١٨ سالگي ديده مي شود. زيرا نوجوانان آگاهي از اعمالشان بيشتر مي شود. يعني متوجه مي شوند که مي تواند هر کاري را بدون دخالت والدين انجام دهند. در صورتي که در مراحل اوليه به دليل عدم کسب استقلال عمل کافي و کنترل توسط خانواده، کمتر مرتکب کارهاي خلاف قانون مي شود، اما در حال يادگيري و تجربه هستند.



به طور کلي مي توان گفت که علل بروز رفتار بزهکاري عبارتست از :
1-اختلالات رواني که شامل اختلالات عصبي، افسردگي ، اضطراب و جامعه ستيزي است. اين دسته از افراد معمولاً قوانين، باورها و ارزشهاي اجتماعي را بدون احساس تقصير و گناه زير پا مي گذارند.
2- فقر فرهنگي – اجتماعي .
3-روابط سرد عاطفي با مادر در دوره کودکي، يا همدستي با مادر و جبهه گيري در برابر پدر .
4-والدين خطاکار و همانند سازي با آنان .
5-همانند سازي با بزرگسالان بزهکار و يادگيري رفتار آنان .



انواع بزهکاري
بزهکاري از نظر اجتماعي به سه دسته تقسيم مي شود :
1-بزهکاري بر عليه جامعه و اشخاص: از قبيل ضرب و شتم ، قتل و تجاوز به عنف .
2-بزهکاري بر عليه دارايي و مالکيت افراد: از قبيل دزدي و جعل اسناد.
3-بزهکاري بر عليه نظم عمومي: از قبيل خريد و فروش مواد مخدر، انحرافات جنسي .



درمان بزهکاري
به منظور درمان بزهکاري مي بايستي مراحل خاصي را در نظر گرفت که عبارتند از :
1-شناسايي نوع خلاف و رفتار بزهکارانه.
2-تشخيص منشأ رفتار : مثلاً در صورت اعتياد نوجوان اولين گام ، ترک اعتياد است و سپس عدم برقراري ارتباط با افراد ناباب و معتاد بسيار مهم است ( زيرا نوجوان معتاد نياز به فکر کردن درست دارد ) . اين فرايند موجب تفکر درست وي خواهد شد، زيرا اعتياد بر سيستم سمپاتيک مغز تإثير گذاشته و مانع تفکر درست و تصميم گيري مناسب خواهد شد . بنابراين دانستن علل و دلايل بزهکاري بسيار مهم است و درمان بر اساس آن صورت مي گيرد.
3- وارد کردن نوجوان در جامعه : پذيرش اجتماعي نوجوان امر بسيار مهمي است، يعني خانواده، آموزشگاه، محله و جامعه بايد فرد را پذيرفته و به او در ورود مجد به محيط کمک کنند. وي نياز به ياري ديگران به منظور حل مشکلات خود دارد، تا از اين طريق، مجدداً بر اثر محروميتها و مشکلات جديد بزهکاري کشيده نشود.
4-روان درماني : در اين مرحله مي توان از روشهاي شناختي کمک جست و نگرش نوجوانان را نسبت به خود، زندگي و آينده تغيير داد، تا از اين طريق بتوانند مسائل خود را تشخيص داده و راههاي مبارزه با آنرا پيدا کنند .
تقويت شناختي نوجوان سبب کسب تجارب، مقابله بهتر با مشکلات، افزايش اعتماد به نفس و عزت نفس، تغيير مثبت نگرش نسبت به خود، جامعه و ديگران خواهد شد.
در آخر بايد تذکر داد که به منظور توفيق در درمان و تثبيت نتايج آن مي بايستي همه افرادي که با نوجوان در تماس هستند در اين فرايند شرکت داشته باشند و ارتباط تنگاتنگ و نزديکي بين درمانگر ، خانواده ، دوستان و معلمين باشد و والدين بتوانند به نحو احسن نقش خود را در کنترل رفتار نوجوان ايفا کنند و فرايند درمان، کامل گردد.
در اينجا توجه به اين نکته بسيار ضروري است که پيشگيري بهتر از درمان است. بنابراين والدين بايستي به اين امر توجه داشته باشند که در صورت بروز اختلالات رواني در نوجوان، بايد از مشاوره و راهنمايي و مراکز درماني استفاده کنند. در صورت اشکال در روابط والدين، سعي بر بهنجاري روابط داشته باشند، دوستان ناباب نوجوان را کنترل کنند، تا نوجوان با الگوي صحيحي رشد کند و دچار خلاف نشود.
__________________

...


مهم این نیست که دیگران راجع به تصمیمات تو چه فکری میکنند
مهم این است که به درستی تصمیماتت ایمان داشته باشی

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم مهر 1387ساعت 6 بعد از ظهر  توسط محمدعلی جویا  | 


نقش خانواده در بروز بزهکاري نوجوانان و جوانان
گروه استان ها- کودکان و نوجواناني که بتوانند با هدايت ها و راهنمايي هاي بزرگسالان خود تفاوت بين کارهاي شايسته و پسنديده را از کارهاي نکوهيده و زشت درک کنند، دوران بلوغ و نوجواني خود را با سلامت فکري و به نحو احسن پشت سر گذارند.
خانواده اولين و مهمترين نهادي است که سهم عمده يي در پرورش و فراگيري رفتارهاي پسنديده نوجوان دارد. ارزش ها، ديدگاه ها، اعمال و گفتار والدين و اعضاي موثر خانواده تاثير مستقيمي بر فرآيند رشد و آينده فرزندان شان دارد. زماني که بچه ها الگوها، باورها و اعتقادات منطقي و سالمي از زندگي داشته باشند، به راحتي مي توانند در برابر دشواري ها و نابساماني هاي گوناگون ايستادگي کنند و سر تسليم فرو نياورند.

عواملي که در خانواده موجب زمينه سازي جرم و بزه نوجوانان مي شود، عبارتنداز:
-بي سوادي و فقر فرهنگي.
- انحرافات اخلاقي پدر، مادر و يا اعضاي نزديک خانواده.
- رواج خشونت و درگيري هاي خانوادگي.
- اعتياد به الکل، موادمخدر و....
- تعداد زياد فرزندان و افراد خانواده.
- روش هاي انضباطي بسيار سخت گيرانه و رواج تنبيه هاي بدني.
- طلاق و از دست دادن والدين.
- ديدگاه ها و ارزش هاي ناپسند خانوادگي.
- تبعيض بين فرزندان خانواده.

بديهي است نوجوان، هيچ گاه در دوران کودکي مفهوم جرم و بزه را درک نمي کنـد؛ او تصوري از اعمال ناپسند خود ندارد. زماني که والدين و اعضاي موثر خانواده ناخواسته در برابر عمل خلاف فرزندشان سکوت مي کنند يا آن را شوخي مي گيرند يا او را متوجه اشتباهش نمي کنند، نوجوان درکي از مفهوم ارزش هاي اجتماعي و روابط سالم پيدا نمي کند و به خيال اينکه کارش خلاف نيست آن را مجدداً تکرار مي کند و در مواردي نيز حتي بر شدت آن مي افزايد. تذکر به جاي والدين، موجب شناخت کودک از ارزش هاي اجتماعي، روابط دوستي، احترام به حقوق ديگران و ادب و نزاکت اخلاقي مي شود.
کودکان و نوجواناني که بتوانند با هدايت ها و راهنمايي هاي بزرگسالان خود تفاوت بين کارهاي شايسته و پسنديده را از کارهاي نکوهيده و زشت درک کنند، مي توانند دوران بلوغ و نوجواني خود را با سلامت فکري و به نحو احسن پشت سر گذارند.
نوجواني دوره بحراني و مشکل آفريني است که اگر نوجوان بتواند به سلامت از آن بگذرد، در آينده دچار مشکل چنداني نخواهد شد. در دروان بلوغ، نوجوان روحيه يي تهاجمي و پرخاشگرانه دارد، مدام در برابر محدوديت ها و ممنوعيت هاي والدين، حالت دفاعي به خود مي گيرد.
تحقيقات مختلفي نشان مي دهند که نوجوانان بزهکار داراي مشکلات رواني ـ عاطفي متعددي هستند که منجر به بروز رفتارهاي ضداجتماعي آنان مي شود. اين گروه اغلب:
 
- از عقب ماندگي ذهني يا هوش پاييني بر خوردارند
- رفتارهاي هيجاني ـ احساسي شديدي از خود بروز مي دهند.
- دچار ضعف عزت نفس و خويشتن داري هستند.
- مرتباً به حقوق ديگران تجاوز مي کنند.
- در برقراري روابط اجتماعي سالم ناتوانند.
- علاقه و انگيزه يي براي پيشرفت و ترقي ندارند.
- اعتماد به نفس و خود پنداره ضعيفي دارند.
- نسبت به ارزش ها و هنجارهاي اجتماعي بي تفاوت هستند.
- رفتارهاي غيرمسوولانه و ضداخلاقي دارند.

بروز حالت ها و واکنش هاي شديد عاطفي از سوي نوجوان و جوان موجب مي شود که ديگران نيز او را غيرقابل کنترل بدانند. در حالي که نوجوان نياز به محبت، امنيت، احترام، احساس تعلق، استقلال، خودشکوفايي و قدرداني دارد. نوع جرم و بزهکاري در ميان نوجوانان ?? تا ?? سال با بزرگسالان بسيار متفاوت است.
آنان به رغم اين که به ظاهر به مرحله بلوغ جسمي رسيده اند، اما هنوز به لحاظ فکري نمي دانند که چه بايد بکنند و چگونه بايد تصميم بگيرند. به همين دليل گاه دست به کارهايي مي زنند که به لحاظ اجتماعي نادرست و ممنوع است.
گردآوري:مرکز مشاوره معاونت اجتماعي انتظامي استان کرمانشاه

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم مهر 1387ساعت 6 بعد از ظهر  توسط محمدعلی جویا  | 


نقش خانواده در بروز بزهکاري نوجوانان و جوانان
گروه استان ها- کودکان و نوجواناني که بتوانند با هدايت ها و راهنمايي هاي بزرگسالان خود تفاوت بين کارهاي شايسته و پسنديده را از کارهاي نکوهيده و زشت درک کنند، دوران بلوغ و نوجواني خود را با سلامت فکري و به نحو احسن پشت سر گذارند.
خانواده اولين و مهمترين نهادي است که سهم عمده يي در پرورش و فراگيري رفتارهاي پسنديده نوجوان دارد. ارزش ها، ديدگاه ها، اعمال و گفتار والدين و اعضاي موثر خانواده تاثير مستقيمي بر فرآيند رشد و آينده فرزندان شان دارد. زماني که بچه ها الگوها، باورها و اعتقادات منطقي و سالمي از زندگي داشته باشند، به راحتي مي توانند در برابر دشواري ها و نابساماني هاي گوناگون ايستادگي کنند و سر تسليم فرو نياورند.

عواملي که در خانواده موجب زمينه سازي جرم و بزه نوجوانان مي شود، عبارتنداز:
-بي سوادي و فقر فرهنگي.
- انحرافات اخلاقي پدر، مادر و يا اعضاي نزديک خانواده.
- رواج خشونت و درگيري هاي خانوادگي.
- اعتياد به الکل، موادمخدر و....
- تعداد زياد فرزندان و افراد خانواده.
- روش هاي انضباطي بسيار سخت گيرانه و رواج تنبيه هاي بدني.
- طلاق و از دست دادن والدين.
- ديدگاه ها و ارزش هاي ناپسند خانوادگي.
- تبعيض بين فرزندان خانواده.

بديهي است نوجوان، هيچ گاه در دوران کودکي مفهوم جرم و بزه را درک نمي کنـد؛ او تصوري از اعمال ناپسند خود ندارد. زماني که والدين و اعضاي موثر خانواده ناخواسته در برابر عمل خلاف فرزندشان سکوت مي کنند يا آن را شوخي مي گيرند يا او را متوجه اشتباهش نمي کنند، نوجوان درکي از مفهوم ارزش هاي اجتماعي و روابط سالم پيدا نمي کند و به خيال اينکه کارش خلاف نيست آن را مجدداً تکرار مي کند و در مواردي نيز حتي بر شدت آن مي افزايد. تذکر به جاي والدين، موجب شناخت کودک از ارزش هاي اجتماعي، روابط دوستي، احترام به حقوق ديگران و ادب و نزاکت اخلاقي مي شود.
کودکان و نوجواناني که بتوانند با هدايت ها و راهنمايي هاي بزرگسالان خود تفاوت بين کارهاي شايسته و پسنديده را از کارهاي نکوهيده و زشت درک کنند، مي توانند دوران بلوغ و نوجواني خود را با سلامت فکري و به نحو احسن پشت سر گذارند.
نوجواني دوره بحراني و مشکل آفريني است که اگر نوجوان بتواند به سلامت از آن بگذرد، در آينده دچار مشکل چنداني نخواهد شد. در دروان بلوغ، نوجوان روحيه يي تهاجمي و پرخاشگرانه دارد، مدام در برابر محدوديت ها و ممنوعيت هاي والدين، حالت دفاعي به خود مي گيرد.
تحقيقات مختلفي نشان مي دهند که نوجوانان بزهکار داراي مشکلات رواني ـ عاطفي متعددي هستند که منجر به بروز رفتارهاي ضداجتماعي آنان مي شود. اين گروه اغلب:
 
- از عقب ماندگي ذهني يا هوش پاييني بر خوردارند
- رفتارهاي هيجاني ـ احساسي شديدي از خود بروز مي دهند.
- دچار ضعف عزت نفس و خويشتن داري هستند.
- مرتباً به حقوق ديگران تجاوز مي کنند.
- در برقراري روابط اجتماعي سالم ناتوانند.
- علاقه و انگيزه يي براي پيشرفت و ترقي ندارند.
- اعتماد به نفس و خود پنداره ضعيفي دارند.
- نسبت به ارزش ها و هنجارهاي اجتماعي بي تفاوت هستند.
- رفتارهاي غيرمسوولانه و ضداخلاقي دارند.

بروز حالت ها و واکنش هاي شديد عاطفي از سوي نوجوان و جوان موجب مي شود که ديگران نيز او را غيرقابل کنترل بدانند. در حالي که نوجوان نياز به محبت، امنيت، احترام، احساس تعلق، استقلال، خودشکوفايي و قدرداني دارد. نوع جرم و بزهکاري در ميان نوجوانان ?? تا ?? سال با بزرگسالان بسيار متفاوت است.
آنان به رغم اين که به ظاهر به مرحله بلوغ جسمي رسيده اند، اما هنوز به لحاظ فکري نمي دانند که چه بايد بکنند و چگونه بايد تصميم بگيرند. به همين دليل گاه دست به کارهايي مي زنند که به لحاظ اجتماعي نادرست و ممنوع است.
گردآوري:مرکز مشاوره معاونت اجتماعي انتظامي استان کرمانشاه

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم مهر 1387ساعت 6 بعد از ظهر  توسط محمدعلی جویا  | 

پديده بزهكاري در بين نوجوانان و جوانان و راههاي پيشگير - Tuesday 23 September 2008-1, 12:59 PM


بزهكاري يك پديده بسيار پيچيده اجتماعي است كه در محيط هاي اجتماعي مختلف به شكل هاي متفاوتي ديده مي شود . تعريف بزه و رفتار بزهكارانه در هر جامعه اي توسط قوانين حقوقي و هنجار هاي اجتماعي آن جامعه مشخص مي شود . اگرچه در بيشتر جوامع ، بزه به عنوان رفتاري قابل تنبيه از طرف قانون تعريف شده است ،

اما صرفاً در تبيين آن مفهوم حقوقي مسئله كافي نيست . بزهكاري به معناي تعدادي متغير از اعمال ارتكابي عليه احكام قانوني كه مي تواند ماهيت هاي مختلفي داشته باشد ، وجه مشترك تمام جوامع انساني است . دوركهيم «Durkhim » جامعه شناس فرانسوي بزه را چنين تعريف مي كند " هر عملي وقتي جرم محسوب مي شود كه احساسات قوي و مشخص وجدان جمعي ( گروهي ) را جريحه دار سازد . " روش تحقيق پيمايشي است و بر اساس داده هاي آماري استان و سالنامه آماري جمعيتي اقتصادي اجتماعي به تجزيه و تحليل پرداخته شده است و با استفاده از فرمولهاي آماري ، 65 نفر به عنوان نمونه انتخاب شده اند. و نمونه گيري به صورت تصادفي ساده در بين نوجوانان كانون اصلاح و تربيت استان گلستان مي باشد و همچنين ازشيوه مصاحبه نيز استفاده مي شود .
نتايج تحقيق : بررسي هاي بعمل آمده نشان مي دهد كه بايد فرزندان را از محبت سيراب كرد ، براي نوجوان ارزش قائل شد و همچنين تفريحات سالم براي فرزندان فراهم كرد و همچنين تعليم و تربيت و آموزش هاي صحيح و دادن آگاهي به موقع به جوانان آنها را در مسير درست راهنمايي مي كند و با افزايش مراكز خدمات روانشناختي و مشاوره در همه مراحل زندگي ، كمك موثري در جهت مصون نگه داشتن افراد در برابر ارتكاب بزهكاري و اعمال مجرمانه جلوگيري مي شود .

مقدمه :

بزه ،اولين پديده اي بود كه باتجمع افرادبه دوريكديگروشكل گرفتن جامعه ،تظاهرپيداركرد،زيرا گردهم آمدن افرادموجب سرپيچي ازبرخوردهاي گوناگوني بين آنها گرديدوبه همين دليل دستورات ومقرراتي پديدآمد تاقدري آزادي افراد رابه سودجامعه مقيد گرداندوحدودهريك ازافراد جامعه مشخص گردد بررسي هاي جرم شناسي نشان مي دهدكه هرمعلولي ،علتي داردوهيچ چيز به خودي خودبه وجودنمي آيد بنابراين هرجرمي هم داراي علل سازنده اي است كه برروي فرد اثرمي گذارد واورابسوي ناسازگاري ونابهنجاري سوق مي دهد .

بزهكاري اصولا ازمجموعه اي ازجرائمي به وجودمي آيد كه دريك زمان ومكان معين به رقوع مي پيوندد وبه همين جهت زماني كه مورد بررسي قرار مي گيرند ،درحقيقت كليه پديده هاي اقتصادي فرهنگي ،بهداشتي ،سياسي ،مذهبي ،خانوادگي و... يك جامعه عميقا موردمطالعه واقع مي شوند دروحله اول بزهكارن ازجهات مختلف ،سن ،ميزان تحصيلات ،جرم ،مشكلات خانوادگي و... تقسيم بندي مي شوند وبدنبال آن علل وعوامل موثربزهكاري اطفال ونوجوانان و پيشگيري ازاين عامل رااشاره خواهم كرد .[1]

«لغت نوجواني كه معادل كلمه Adolescent انگليسي مي باشد ازلغت لاتين مشتق شده كه به معناي رشد كردن مي باشد عنوان نوجواني معمولا به گونه اي مختلف مورداستفاده قرار مي گيرد ساده ترين تعريف مي توان آنرا به گروه سني اطلاق كردكه بين دوران كودكي وبزرگسالي است واين خود دامنه وسيعي رادربرمي گيرد .حدودوهمچنين طول مدت آن چندان مشخص نيست وبسته به افراد وجوامع گوناگون مي باشد دوران نوجواني ازقديم دوراني دشوار قلمداد شده است .300سال پيش از تولد مسيح ارسطوچنين اظهارداشت كه نوجوانان پرشورند وآماده اندكه خود رابدست غرايز بسپارند بنابراين نوجواني دوره اي است حدفاصل ميان كودكي وبزرگسالي به نظر برخي ازدانشمندان نوجواني يك پديده فرهنگي است .

دراين دوران ، نوجوان بدنبال هويت مي باشد زيرا هويتشان درحال شكل گرفتن است چون در حال يافتن پاسخ من كيستم هستند تابراي زندگي درجامعه مهيا شوند، براساس نظريه اريكسون

« اگرهويت نوجوان شكل بگيرد ونوجوان بتواند ونوجوان بتواند خود رابشناسد تعادل رواني وي تضمين مي شود ولي اگر سرخوردگي وعدم اعتماد جاگزين شود وبه تماس بامردم نوجوان گوشه گير شودوبه جاي تحرك به ركود گرايد تعادل رواني وي به هم مي خورد ودچار بحران هويت مي شود .» [1]

مفاهيم ومتغيرهاي اساسي تحقيق :

عمده ترين مفاهيم ومتغيرهايي كه ازمطالعه منابع وبررسي تئوريكي بزهكاري دربين نوجوانان بدست آمده است .

عبارتست از :

1- بيكاري

2- فقر

3- عوارض والديني (اعتياد يكي ازوالد ين )

4- اختلاف والدين

5- مهاجرت

6- جنگ

7- محيط اجتماعي

8- اقتصاد خانواده





1 - مجموعه افراد بررسي شده ازلحاظ گروه سني دربند اصلاح وتربيت استان گلستان در3 طبقه به شرح ذيل قرارگرفته اند :

( توزيع فراواني افراد بررسي شده بر حسب گروه سني )

سن
فراواني
درصد

17-15
10
40/15

20-18
35
80/53

23-21
20
80/30

جمع
65
100


براساس نتايج بدست آمده ازاين بررسي هايي كه دربند اصلاح وتربيت استان گلستان صورت گرفته است . سن نوجواني يعني 20- 18 سالگي بيشترين رقم بزهكاري با (8/53 درصد )را داشته است .بزهكاريها درنوجوانان ازاين جهت چشمگير است كه آنان نيروي فوق العاده اي دارند ومي توانند مشكلي جدي براي خانواده واجتماع خود ايجاد كنند .

2- مجموع افراد بررسي شده ازلحاظ سطح تحصيلات دربند اصلاح وتربيت استان در4طبقه به شرح ذيل تقسيم شده اند :

( توزيع فراواني افراد بررسي شده بر حسب سطح سواد )

تحصيلات
فراواني
درصد

بيسواد
16
60/24

ابتدايي
21
30/32

راهنمايي
20
80/30

متوسطه
8
30/12

جمع
65
100


همانطوري كه جدول فوق نشان مي دهد كه ازمجموع افراد مورد بررسي ،بيشترين فراواني مربوط به افرادي است كه داراي تحصيلات ابتدايي (با 30/32 درصد ) وكمترين فراواني نيزبه افراد باسطح تحصيلات متوسط (با 30/12 درصد )تعلق دارد. به عبارت ديگر با افزايش سطح تحصيلات ازتعداد اينها كاسته شده ودرمواقع اغلب آنان رامددجويان كم سواد تشكيل مي دهند .

3- مجموع افراد بررسي شده ازلحاظ جرم دربند اصلاح وتربيت استان گلستان در4طبقه به شرح ذيل تقسيم شده اند .

( توزيع فراواني افراد بررسي شده بر حسب نوع جرم )

جرم
فراواني
درصد

سرقت
28
07/43

ايراد ضرب
19
25/29

اعتياد
15
07/23

قتل
3
61/4

جمع
65
100


همانطوري كه جدول فوق نشان مي دهد كه ازمجموع افراد موردبررسي ،بيشترين فراواني مربوط به جرايم سرقت (با 07/43درصد وكمترين فراواني نيز مربوط به جرايم قتل (با61/4درصد )مي باشند بقيه افراد بزه اعتياد وموادمخدر وايراد ضرب وجرح ذكر كرده اند.

4- مجموع افراد موردبررسي شده ازلحاظ تعداد خانوار در4طبقه به شرح ذيل تقسيم شده اند .

( توزيع فراواني افراد بررسي شده بر حسب تعداد خانوار )

تعداد خانوار
فراواني
درصد

5-2
10
40/10

9-6
32
23/49

13-10
21
30/32

17-14
2
07/3

جمع
65
100


همانطوري كه جدول فوق نشان مي دهد بيشترين فراواني مربوط به افرادي هستند كه تعداد خانوار آنان از 6تا9نفر باشند. درواقع اين نشان دهنده اينست كه خانواده پرجمعيت بيشتر مرتكب جرم مي شوند شايد علتش نيز اين است كه بخاطر پرجمعيت بودن خانواده ،والدين نمي تواند به فرزندانشان ازنظر عاطفي رسيدگي نمايند .

5- مجموعه افراد بررسي شده ازلحاظ مدت تحمل كيفري در4طبقه به شرح ذيل تقسيم شده اند .

( توزيع فراواني افراد بررسي شده بر حسب مدت تحمل كيفري )

مدت تحمل كيفرس به ماه
فراواني
درصد

6-1
37
92/56

12-7
36
61/24

18-13
7
77/10

24-19
5
70/7

جمع
65
100


باتوجه به جدول فوق ملاحظه مي شود كه اكثر افراد بررسي شده ،مدت تحمل كيفري كوتاهي داشته يعني از بين 65نفرافراد بررسيشده 37نفر آنان (با 92/56درصد ) تحمل حبس تا6ماه مي باشد درواقع اين نشان دهنده اينست كه هرچه برميزان تحمل كيفري افزوده مي گردد ازتعدادآنان كاسته مي شود .

6- مجموع افراد بررسي شده ازلحاظ سابقه كيفري در4طبقه بشرح ذيل تقسيم شده اند .

( توزيع فراواني افراد بررسي شده بر حسب سابقه كيفري )

سابقه كيفري
فراواني
درصد

1
45
25/69

2
15
07/23

3
2
07/3

4
3
61/4

جمع
65
100


همانطوري كه جدول فوق نشان مي دهد ازبين افراد بررسي شده دربنداصلاح وتربيت استان افراد باسابقه به مراتب كمتر ازافراد بدون سابقه است ازبين 65موردبررسي شده 45مورد آنان يعني (25/69درصد ) داراي يكبار سابقه هستند بقيه افراد بررسي شده داراي 2بار يابيشتر سابقه دارند .

7- جدول زير وضعيت خانوادگي بزهكاران دربند اصلاح وتربيت رانشان مي دهد .

( توزيع فراواني افراد بررسي شده بر حسب مشكل خانوادگي )

سابقه كيفري
فراواني
درصد

فوت والدين
15
07/23

طلاق
10
38/15

ازدواج مجدد
11
92/16

اعتياد والدين
15
07/23

ناسازگاري والدين
35
15/53

جمع
65
100


« ازاطلاعات فوق مي توان استنتاج نموده خانواده بزهكاران دچار نوعي اختلال واشكال است . 15/53 درصد ناسازگاري درخانواده هايي كه پدر ومادرزنده بود وباهم بوده اند نمايانگر ارتباط نادرست خانوادگي است كه مي تواند باعث اقدام به بزه درنوجوانان گردد. و47/38 درصد آنان ازمحبت لازم كه اعضا خانواده رابيكديگر نزديك مي كند محروم بوده اند . بطور كلي مي توان چنين استنتاج كرد كه روابط خانوادگي دراين بزهكاران مطلوب نبوده واشكالات مختلف خانوادگي وجود داشته است . » [2]

بررسي انجام شده دربند اصلاح وتربيت استان نشان مي دهد كه دربزهكاري نوجوانان روابط و اشكالات خانوادگي وجود داشته وبصورت زير بوده است .

1- نداشتن سرپرست وجدا بودن پدرومادر ازيكديگر

2- ناهنجاريهاي خانوادگي ووجود اختلاف بين پدر ومادر

3- عدم توجه به تربيت فرزندان وفقدان راهنمايي لازم به آن

4- سخت گيري پدر ومادر وبدرفتاري آنان با فرزندان خود

5- ظلم وستم ناپدري يا نامادري



علل وعوامل بزهكاري :

علت بروز بزهكاري معمولا علت واحدي نيست بلكه هميشه چندين علت دست به دست يكديگر داده وباعث بروز بزه در افراد مي گردند. اينك علل مهمي را كه مي توان نسبت به ساير عوامل اساسي تر تشخيص داد درزيراشاره مي نمائيم .

عوامل اجتماعي : جامعه شناسان به عوامل مستقيم وغير مستقيم محيط وتراكم جمعيت ، وضع سكونت ، آلودگي هواوغيره توجه كرده اند . نقش شرايط اجتماعي وتعارضاتي كه درچهارچوب آن به وقوع مي پيوند د ،انكار ناپذيراست . مع ذلك نه مي توان بزهكاري راتنها براساس عوامل اجتماعي بررسي كرد ونه يافته هاي مستقل اين زمينه قبلي همواره هماهنگ است .

بررسي ها نشان مي دهد وقتي كه در جامعه اي ثبات وپايداري اجتماعي وجود نداشته باشد ، جامعه در شرايط دشواري چون شورش ، جنگ يا انقلاب باشد وياپاره اي شرايط غير عادي وناسازگاري عمومي درجامعه رواج داشته باشد ،ميزان بزهكاري روبه افزايش مي گذارد . وبه عكس ، هرقدرجامعه به سوي پايداري سوق داده شود ،ميزان بزهكاري كاهش مي يابد .

طبقه اقتصادي : فقر يكي ازعوامل مهم ازانواع انحرافات ازجمله دزدي وانحراف جنسي در مردم ، به ويژه اطفال ونوجوانان است . فقر بي گمان به وجود آونده سختي هاوناملايمتي است كه اگر نتوان با آنها مبارزه كرد ، خواه ناخواه انسان رابه در مي آورد . بيشتر محروميتها وبرآورده نشدن تمايلات كه موجب عدم اطمينان اجتماعي مي شود، ناشي ازعامل فقر است ونمي توان آن راناديده گرفت . بيكاري ،كمبود مواد غذايي وپوشاكي ،بي سوادي وعقب افتادگي ، جهل وخرافات ، عدم بهداشت كافي وانواع بيماريهاي روحي وجسمي وحتي درسطح جهاني ،جنگها و خونريزيها ،ريشه در نيازهاي مادي وترس از فقر دارد . فقدان مسكن ، زندگي درزاغه ها ،سوء تغذيه وبهداشت كافي ناكافي نيز كه بافقر ، ارتباط دارند . ازعوامل مهم بزهكاري به شمار مي آيند .

روابط والدين ونوجوان : احتمال مي رود مهم ترين عامل مؤثر دربزهكاري ،روش تربيتي نارس يا اختلال درشبكه ارتباطي خانواده باشد . تقريبا تمام پژوهشها نشان داده اند . والدين كه باكودكان خود مهربان نيستند بيشتر احتمال دارد كه فرزنداني بزهكار داشته باشند .

افزايش احتمال بزهكاري در خانواده هايي وجوددارد كه :

1- والدين از روشهاي انظباطي بسيارسخت گيرانه يا بسيار بي بند وبار وفريبنده استفاده مي كنند

2- شيوه انظباطي به جاي آنكه مبتني بر استدلال باشند مبتني بر تنبيه بدني است.

3- والدين نسبت به فرزندان خود به جاي آنكه گرم صميمي وعاطفي باشند ،بي توجه ،غافل وتمسخركننده هستند آشكار شده است كه كودكان بزهكار رابطه بسيار ضعيفي با پدران خود داشته وآنها را به عنوان الگوهاي غير قابل پذيرش ارزيابي ميكنند .خانواده هاي كودكان بزهكار اغلب فاقد پدر بوده ويا پدرطولاني دارد در حالي كه بزهكاري با جدايي وطلاق در خانواده همبستگي دارد،ثابت شده است كه داشتن مشكلاتي در مدرسه با بزهكاري رابطه بالايي دارد همچنين،والدين كه از مشكلات عاطفي رنج مي برند يا آنهايي كه سابقه جنايي دارند بيشتر احتمال دارد كه كودكان بزهكار داشته باشند تنبيه والدين تاثيري برتقليل بزهكاري ندارد وموجب تشديد وگاهي انتقامجو مي گردد .چنانچه روسو مي گويد :آنقدر كتك خوردم كه حساسيتم به آن كم شد وسرانجام كتك به نظرم به صورت پاداشي براي دزديهايم در آمد .باخود مي گفتم وقتي مثل يك دزد كتك مي خورم حق دارم مثل يك دزد هم رفتار كنم متوجه شوم كه دزديدن وكتك خوردن به هم مربوط هستند.

نقش دوستان وهمسالان :

همانندسازي شديد با همسالان با وابستگي به آنها ،صرف نظر از طبقه اجتماعي-اقتصادي،عامل مهمي دربزهكاري است نوجواني كه توسط والدينش مورد طرد قرار گرفته اند براي كسب حمايت وتاييد به سوي همسالان كشانده ميشوند .چنين نوجواني در مدرسه ضعيف هستند وبه دنبال افرادي مي گردند كه مانند خودشان باشند ازاين رو احتمال دارد كه دست به اعمال ضد اجتماعي زنند وهمديگر را براي اين اعمال ضد اجتماعي زنند وهمديگر را براي اين اعمال مورد تشويق قراردهند .در سوال از بزهكاران در بند اصلاح وتربيت استان در اين باره كه ازچه كسي بزه رافرا گرفته اند اظهارتي داشته اند .ازاظهارات بزهكاران بر مي آيد كه دوستان بالاترين منبع يادگيري بوده اند مسئله توجه بيشتر والدين ومربيان را به كنترل ونظرات بر دوستان فرزندان ومربيان مي طلبد.

افرادي كه از آنان ياد گرفته اند
فراواني
درصد

دوستان
40
53/61

خود شخص
15
07/23

اتفاقي و بدون تقصير
10
70/15

جمع
65
100


همانطور كه در جدول بالا مشهود است بيشترين فرواني درمورد افراد بررسي شده در بند اصلاح وتربيتمربوط به افرادي است كه از دوستان فرا گرفته اند با(53/61درصد)

عوامل روان شناختي :

روان شناسان علل مختلفي را براي بزهكاري بر شمردند گاهي بزهكاري را نتيجه نا كامي وتعارضات شديدي مي دانند كه كودك در حال رشد به شدت از آنها رنج مي برد ،روان شناسان اهميت زيادي به روابط مادر وفرزند داده اند .محروميت از وجود مادر عامل بزرگي است كه باعث بزهكاري يك نوجوان مي شود .بزهكاري با صفات روان شناختي مختلفي همراه است كهبرخي از آنها عبارتند از هوش كمتر از متوسط سطوح بالاي خشم دروني ورفتار پرخاشگرانه ،ناشكيبايي،نياز به هيجان ،فقدان هم حسي با ديگران وسطوح يا بين استدلال اخلاقي ثابت شده است كه بزهكاران نسبت به غيربزهكاران عزت نفس پائين تري داشته است . پژوهش نشان مي دهد عوامل ديگر عبارتند از : جنگجو بودن ، جاروجنجال به راه انداختن ، داشتن مشكلاتي درمدرسه وگريزازمدرسه وناتواني سازگاري با ديگران .

علتهاي ديگر بزهكاري عبارتند از :

1- خانواده هاي ستيزه گر و متلاشي شده ، چنين خانواده هايي يكي ازعوامل اصلي و اوليه گرايش به بزهكاري محسوب شده است . زيرا اكثر ناراحتي هاي نوجوانان زا ئيده امر و نهي وسخت گيريهاي والدين و بي مهري دركودكي ومحروميت وعدم رفاه وامنيت ،عصبانيت والدين سستي اصول اخلاقي ، حمايت زياد ازنوجوانان ، آرزوهاي جاه طلبا نه والدين براي نوجوانان مي باشدكه گاهي هم به جنون منتهي مي گردد . [3]

« نوجواناني كه دركودكي ودرنوجواني آزادي و وسا يل اوليه زندگي محروم بوده ونتوا نسته اند به تحصيلات خود ادامه دهند مسلما مي خواهند حقوق ازدست رفته را بدست آورند وا نتقام خود را از والدين واجتماع بگيرند اينست كه بطور عمدي به دنبال اعمالي مي روند كه براي آنها منع شده است بنا براين به طغيان وتجاوز برعليه حقوق ديگران ازطريق ارتكاب بزهكاري اقدام مي نمايند ، تا بدين وسيله فشارهاي دروني وناراحتي هاي خودرا تسكين داده باشند . غافل ازاينكه دردي بر درد هاي خود خواهند ا فزود . منازعات خانوادگي اعم ازمشاجرات والدين ويا مشاجرات بين فرزندان ،اعتيادوالدين به مواد مخدرومشروبات الكلي،ازرواجهاي مكرربوجود آوردن برادران وخواهران ناتني ، حسادت وتبعيض بين فرزندان ، طلاق و غيره ، همگي ازعوامل مهم بزهكاري نوجوا نان وا طفال محسوب مي گردند .» [4] اينگونه خانواده ها سازما نها ئي بدون رخ هستند كه هيچ گونه عا طفه ومحبتي بر آن حكمفرما نيست وبه همين جهت نوجوان احساس نا امني مي كنند وهمين اضطراب ونگرا ني وعدم تا مين زندگي اجتما عي اورا وادار به خلافكا ري مي نمايد . اينگونه نوجوا نان به شدت از والدين خود نارا ضي بوده ودرعين حال چون نمي توا نند با آنها ستيزه كنند ، به ناچار شورش وطغيان خودرا درخارج ازخا نواده ونسبت به هم رديفان خودكه اولياي اجتماع باشند به ظهور مي رسا نند ، كودكي كه دا ئما درخا نواده با بي مهري وخشونت روبرو بوده است نه تنها درنوجوا ني احساس خشم نسبت به آنها مي نمايند بلكه خشم خود را به خارج از خانواده نيز ا نتقال خوا هد دادكه به آن مي توان نام بزهكاري داد .

2- مدرسه : مدرسه بعدازخانواده نقش بسيارمهمي درزندگي اجتماعي كودك ونوجوا نان به عهده دارد زيرا دانش آموز اغلب بيشتروقت زنده وفعال خودرادر مدرسه مي گذراند بنابراين اولياء آموزشگاه بخوبي مي توانند ضمن مراقبت وكنترل رفتارهاي نو جوانان به مشكلات وناسازگاري آنها پي ببرد . ازطرف ديگر موقعيت ورفتار وبرنامه هاي مدرسه اثر مهمي درعلاقمندي ويا فرار ازنوجوا نان ازمدرسه دارد . مدرسه همچنين رشد فكري ، عاطفي واجتماعي كودكان مي شود وبا آموزش حرفه اي خاص آنهارا براي وارد شدن به دنياي بزرگسالان آماده مي سازد .

3- مهاجرت : عامل ديگري كه امروزه افزايش بزهكاري ا طفال ونوجوانان گرديده مهاجرت ازروستا به شهرومشكلات مربوط به حاشيه نشيني دست وضع مساعد ومطلوب مراكز شهري وتمركز امكا نات رفا هي در شهرها باعث شده همه ساله عده اي ازروستائيان به نقاط شهري و عده اي از كشورهاي فقير به كشورهاي پيشرفته مهاجرت كنند . كمبود مسكن مناسب وعدم انطباق باقواعد ومعيارهاي حاكم برجوامع شهري باعث مي گردد كه اينگونه مهاجرين باسكونت درزاغه هاي حاشيه شهر ،عملا زندگي مجرما نه اي را آغاز نمايند . افزايش جرايمي نظير سرقت ، خريدوفروش استعمال موادمخدر دراين گونه ، افراد ، امروزه ، به صورت معضلي بزرگ درآمده است بديهي است سهم افراد خردسال

دراين ميان بيش از سايرين مي باشد . مهاجرين براي كسب در آمد ،ا طفال خردسال را نيز وادار به كارهاي كاذب نموده ، عملا راه سوء استفاده ازآنها براي ديگران باز مي گذارند وخودبا ديگران آنان را به تكدي ، سرقت ، جيب بري وباخريد وفروش موادمخدر وادار مي كنند .بعضي ازدانشمندان معتقدند كه مهاجرتهاي داخلي وبين المللي ،امروز يكي ازدلايل عمده افزايش نرخ بزهكاري مخصوصا دربين نسل اول مهاجرين مي با شد .

4- گسترش وتوسعه وسايل ارتباط جمعي : پيشرفت وتوسعه وسايل ارتباط جمعي علي رقم تمامي مزايا كه داشته است داراي معايبي نيز مي باشد . باتوسعه وسايل تصويري ازقبيل تلويزيون يا مجلات ، سينما ، رايا نه واينترنت اينگونه وسايل تبديل به مدارس آموزشي مجرمانه اي براي افراد ا طفال ونوجوانان گرديده است كه استعداديادگيري وتقليد آنان بسيار زياد مي باشند . نمايش فيلمهاي رزمي وجنگي ،افزايش صحنه هاي سرقت ما هرا نه وافزايش صحنه هاي قبيح هر كدام درنوع خود باعث تاثير منفي بر اينها وگرايش آنان به اعمال مجرمانه مذكور گرديده است .

« بديهي است آشنايي با اينگونه مسا ئل هرروز بر ميزان وگستره جرايم ا طفال ونوجوا نان مي ا فزايد .

درارزيا بي برنامه هاي سه شبكه تلويزيون آمريكا يعني ABC و NBC و CBS معلوم شده است كه اين شبكه ها در برنامه هاي خوددرهرهفته 92موردحمله با ا سلحه گرم ، 113صحنه تجاوز به عنف ، 9صحنه خفه كردن ، 168صحنه نزاع با مشت ولگدو179مورد تخلف از قانون رانمايش مي دهند . ازسوي ديگر ، هركودك تارسيدن به سن 14سالگي جميعا 13000موردقتل وتجاوزرا مشاهده مي كنند .» [5]

به علاوه چون بيشتر تماشاچيان تلويزيون را طبقات فقير ومحروم جامعه را تشكيل مي دهند كه به علت نداشتن سرگرمي متنوع ديگر به تلويزيون پناه مي برند ،بنابراين تاثير تلويزيون درترغيب آنان به دزدي بيشتر بوده است .

، نشا نه يا شاخص مولفه وا بستگي نوجوان به خا نواده و مولفه وضع سلامت خا نواده با شدت بزهكاري موثر است . بدين ترتيب كه هر چه پيوند هاي عا طفي نوجوان با خا نواده بيشترمي شود وروابط پدرومادر با فرزندان سالم تروامن تر باشد بزهكاري كاهش مي يا بد . مولفه اعتقادات مثل اعتقاد به حلال وحرام وثواب ياگناه وفكربه گناه ازشدت بزهكاري مي كا هد . مولفه هاي مربوط به پيوند هاي افتراقي و مولفه ارتباط نوجوا نان بادوستان واقوام نشان مي دهد وجود همسايگان خلافكار ومحله جرم خيز در بزهكاري موثر است .

پيشگيري از بزهكاري

پيچيدگي ما هيت بزهكاري پيشگيري را نيز مشكل مي كند ورهيا فت هاي چندگا نه اي راكه مي طلبد كه كليه عوامل خطرزارادرنظر بگيرد . ازديدگاه بهداشت عمومي درپيشگيري بزه ، استراتژي هاومداخله در سه سطح كلي هما نند ساير مسائل بهداشتي واجتماعي طبقه بندي مي شود . اين سه سطح شامل پيشگيري نوع اول يا اوليه پيشگيري نوع دوم ياثانويه وپيشگيري نوع سوم يا ثالثيه است كه براساس سطوح مختلف براي هرجامعه اي متغير است .

.پيشگيري اوليه (سطح اول) : ايجاديك محيط سالم

درپيشگيري اوليه به ريشه مسئله وعوامل خطرزاي محيطي توجه مي شود . اين نوع پيشگيري سعي برآن دارد كه امكان درگير شدن با مسئله طوري پيش برود كه هرگز محلي براي رشد مسئله وجود نداشته باشد . به همين علت استرا تژي هاي برنامه ضرورتا طوري ا نتخاب مي شوند كه بتوا نند عوامل مخا طره آميز را كا هش دهند ، وضع قوا نين كه بعضي ازمحدوديت ها را ايجاب مي كنند ازآن جمله ا ند . براي مثال درجامعه اي كه حمل اسلحه آزاد است ، اين آزادي خود يك عا مل خطر زاي امكان درگير شدن با مسئله بزه است . بنا براين منع حمل اسلحه يكي ازاستراتژي ها درآن جامعه خوا هد بود . درجدول شماره 1نمونه اي ازاستراتژي هاي پيشگيري نوع اول معرفي شده ا ند .

اگر چه تناقضاتي دربعضي ازيافته هاي پژوهش درمورد كنترل بزه وجوددارد ليكن اكثر يا فته ها بيا نگر آنند كه برنامه هاي پيشگيري مستقيما تاثير زيادي دركاهش رفتارهاي بزهكارا نه نداشته اند درمقابل به پژوهشهائي نيز بر مي خوريم كه نشان داده اند مداخله اوليه جامعه وخانواده متفقا در كنترل بزهكاري تاثير دارند.عمده برنامه ريزيهاي اين مداخلات بر اساس يافته هائي است كه نشان ميدهند عوامل خانوادگي مانند : طلاق ، مرگ والدين، كثرت اولاد، فقدان حمايتهاي رواني وبي توجهي به نيازهاي عاطفي فرزندان بي انضباطي درخانواده ، وجود فرد بزهكاريا ناسازگار اجتماعي ، خيانت زن يا شوهر،اختلافات خانوادگي ،طرد ازخانواده، فقدان زمينه هاي تربيتي مناسب درخانواده، مسكن نامناسب از نظر فضاي فيزيكي وفقر در تقويت ويا كنترل بزهكاري نقش دارند. عوامل اجتماعي مانند :بيسوادي ، رشد بي رويه جميعت ، صنعتي شدن، اختلافات طبقاتي ،قوانين تحميلي ، بي عدالتي اجتماعي ، بيكاري، جنگ، محيط اجتماعي نامناسب (زندگي در جوار بزهكاران) فقدان امكانات تفريحي سالم وقابل دسترس همه طبقات جامعه، زاغه نشيني، زورمداري سيا سي ، در كنترل ورشدبزه موثرند . به همين جهت استراتژي هاي مداخله اي خانواده گرا وجامعه گرا در پيشگيري نوع اول اهميت پيدا مي كنند .خلاصه اينكه درسطح اول پيشگيري عمده مسئوليت به عهده خانواده وجامعه است .بسياري ازديدگا ه هاي روانشناختي ،سن مناسب براي سطح پيشگيري نوع اول راقبل از8سالگي مي دانند .

پيشگيري ثانويه (سطح دوم ) : كاهش عوامل خطرزا

درپيشگيري ثانويه هدف كلي دورنگهداشتن فرد ازفعاليت هايي است كه خطر برچسب بزه رادرفرد تقويت مي كند . مثل كنترل خشم وخشونت ،كنترل خانواده بر رفتارهاي ضداجتماعي ودوري ازدوستان بزهكار . پيشگيري نوع دوم نيز مانند پيشگيري نوع اول استراتژي هاي برنامه ريزي خود رابراساس يافته هاي پژوهش ها طرح مي كند وتاكيد زيادي برفرد وياارتباطات فرد دارد . به همين جهت استراتژي هاي پيشگيري نوع دوم ازطريق يادگيري مهارت هاي زندگي اجتماعي وارتباطات فردي از طرف ديگر تاكيد مي كند . اهميت اين سطح بهعنوان سطح پيشگيري كمك به افراد در معرض خطراست .

پيشگيري ثالثيه (سطح سوم ) : كنترل موقعيت خطر

پيشگيري سطح سوم سعي مي كند موقعيت مسئله رااصلاح ويادرآن مداخله كند وهدف آن پيشگيري از تكرار فعاليت هايي است كه جرم شناخته مي شود . براي اين نوع پيشگيري لازم است درگير مسائلي مانند تنبيه ، جريمه وبازتواني از طريق نظام حقوقي وقضا شود . پيشگيري نوع سوم برنامه ريزي مداخله اي واداره موقعيت هاي خطرناك(Management Crisit Situation ) را براساس فعاليت هايي تنظيم مي كند كه ممكن است باعث بزهكاري شوند .

استراتژي هاي پيشگيري ازبزهكاري

بهترين تمرين ها براي برنامه ريزي پيشگيري باتوجه به نو بودن مسئله استفاده ازروش هاي مطالعه طولي وطراحي تصادفي است . ارزشيا بي هاي زيادي در مورد برنا مه هاي پيشگيري درهمه سطوح ا نجام شده است ليكن نتايج اين پژوهش ها وارزشيا بي ها نتوانسته ا ند اين ادعا را ثا بت كنند كه طرح هاي مداخله اي موفقند . مركز كنترل بيماري هاي آمريكا (Centeres for Diseases Control:CDC) استراتژي هاي جامعي رادرمقابله با مسئله بزهكاري جوا نان پيشنهادكرده است كه عبارتند از :

1- استراتژي هاي خانواده گرا

اين استراتژي ها مهارت هايي راجهت تمرين آماده كرده است مانند آموزش وا لدين درمورد روش هاي فرزند پروري ،مهارت هاي ارتبا طي بين كودك وخانواده وحل مشكلات كودك وخانواده بدون تخلف وتنبيه . ملاقات هاي خانگي (Home Visit Startegies) كه قادرند منابع خطرزا در خانه معرفي كنند وزمينه هاي راهنمايي لازم براي نگهداري ورشد سالم كودكان رادر خانه فراهم كنند .

جدول1- استراتژي هاي پيشگيري ازبزهكاري

جامعه
كنترل شخصي
رشد اجتماعي

خانواده
* قبل از ازدواج : آموزش د رمورد اهداف زندگي مشترك

* قبل از تشكيل نطفه : ممنوع كردن باروری برای کسانیکه در معرض عوامل خطر زای مختلف و چندگانه قرار گرفته اند . ( این موضوع نقض قوانین حقوق بشر است .

*هنگام تولد : فراهم کردن شرایط مناسب برای وضع حمل به طوریکه تمام عوامل خطر را در نظر داشته باشند

* بعد از تولد : ایجادوابستگی کودک به خانواده
* حمایت هایجامعه در آماده کردن جوانان برای تشکیل خانواده

* حمایت های مربوط به دوران بارداری

*مراقبت های حین زایمان توسط پزشک و تیم پزشکی

* تامین بهداشت

*تامین مسکن

* مراقبت از خانوادهبرای ایجاد وابستگی از طریق آموزش

* افزایش تعداد سازمانهای حمایتی

همتايان
* آگاهی از قوانین اجتماعی

قطع ارتباط با دوستان بزهکار
* درگیر کردن اطفال در فعالیتهای اجتماعی سالم

* شناساندن حس همکاری

مدرسه
* ایجاد نظم و انضباط

* تقویت رفتارهای مناسب از طریق ÷اداش دهی

* افزایش مهارت های اجتماعی و ارتباطی و زندگی
* مشخص کردن ارزش های جامعه توسط مدرسه ، خانواده ، بچه ها

* درگیر کردن بچه ها با تکالیف درسی به صورت پروژه های گروهی

*تعیین تکالیف درسی که بخشی از وقت کودکان به آن اختصاص یابد

كار
* شرایط ورود به کاز طبق قانون تعریف شود ( محدودیت های مربوط به سن کار رعایت شود )

* کار نیمه وقت بدون تنظیم قرارداد انجام شود

*حقوق زمان بیکاری ÷رداخت شود ( در مورد افرادی مه شرایط احراز را دارند
*کار تمام وقت

* آزادی صنعتی

* ادغام کار با مطالعه


2- استراتژی جامعه گرا

این استراتژی مهارت لازم برای حل مشکل و مشکلات را فراهم می کند به طوریکه کودکان قادر باشند به جای برخورد بزهکارانه و متخلفانه مسئله را به طریق درست حل نمایند .

جدول 2 – گام های طراحی استراتژی های موثر پیشگیری و درمان

گام اول

تشخیص
اولین اقدام در موضع پیشگیری ، بررسی کمی و کیفی داده های قبلی است که به نوعی شیوع رفتار های بزهکارانه را در جامعه تایید می کند . مقایسه مشکلات ، تبیین عوامل خطر، آگاهی از آمار سازمان های مختلف بهداشتی تربیتی ، نظر سنجی از جامعه و محققینی که در زمینه بزه مطالعه می کنند ضرورت دارد .

گام دوم

شناخت گروه هدف
بعد از تشخیص رفتار بزهکارانه ، جامعه درگیر را برای مداخله مشخص کنید . مطالعه در مورد ویژگی های گروه هدف و عوامل زمینه ای آن بر اساس برنامه ریزی و مشخص کردن استراتژی های مداخله است . توجه داشته باشید استفاده از برنامه های مداخله ای باید آسان و قابل دسترس باشد

گام سوم

تبیین هدف ها ئ تحلیل آن
سومین اقدام مشخص کردن هدف های برنامه مداخله است .

تحلیل هدف ها از نظر قابلیت دسترسی و سهولت در دسترسی در این مرحله انجام می شود .

گام چهارم

طراحی و اجرا
این مرحله برای دسترسی به هدف ها برنامه ریزی می شود . منابع حمایت کننده و درگیر مشخص می شوند . آموزش های لازم جهت مداخله صورت می گیرد و برنامه طراحی شده به اجرا در می آید.

گام پنجم

نظارت و ارزشیابی
در آخرین مرحله ، برای پایش و ارزشیابی طرح مداخله برنامه ریزی می شود . نظارت در طول برنامه سبب می شود برنامه به همان نحو پیش بینی شده ، پیش رفت نماید . عمل ارزشیابی مب تواند اثر بخشی برنامه و نکات قوت و ضعف را مشخص کند .


3-استراتژي هاي پايشي

بيشتر بر پايه الگوهاي تربيتي مثبت بزرگسالان استوار است ومي تواند خطر رفتار بزهكارانه را كاهش دهد. درتدوين استراتژي ها مداخله توصيه هايي شده است كه در جدول 2 خلاصه شده است .

توجه داشته باشيد در برنامه هاي پيشگيري از بزهكاري مدل برنامه پيشگيري پزشكي كه شامل تشخيص ودرمان باشد چندان كارآيي ندارد.

بهترين رهيافت در برنامه ريزي استراتژي هاي هدف گرا وجامعه گرا است .اگر چه بايد توجه داشت كه يك برنامه هرگز جوابگوي همه جوامع نيست .اما عناصري از برنامه كه لازم است مورد توجه قرار بگيرند عمدتا مشتركند اين نقاط مشترك عبارتند از:توجه به افراد در معرض خطر ،توجه چند جانبه در مداخله،توجه وحمايت از مجريان برنامه وارزشيابي برنامه هاي پيشگيري .

پيشگيري وبازداري اطفال ونوجوانان درمقابل بزهكاري:

روشهاي درماني بسيار زيادي براي درمان وكاهش بزهكاري مورد استفاده قرارگرفته است اعتقاد عمومي بر اينست كه گسترش برنامه هاي اجتماعي نظير :گواهي پيش از ازدواج ،تاسيس درمانگاههاي ويژه براي زنان باردار وايجاد زايشگاهها ودرمانگاههاي ويژه نوزادان ،برقراري وكمك هزينه هاي خانوادگي وبالا بردن سطح آموزش وپرورش ،روان درماني فردي وگروهي ،خانواده درماني اصلاح رفتار ،كارآموزي ،تفريح ومطالعه كتاب وچندين عوامل ديگر ،متناسب ترين راه براي پيشگيري ومقابله با زمينه هاي بروز ارتكاب جرم وبزه ،بصورت تيتر وار مورد اشاره قرار مي گيرند.

الف)ايجاد محيطي آرام وسالم در خانواده براي اينكه خانواده از محيطي آرام وسالم برخوردار باشد رعايت نكاتي ضروري است .

1- برقراري دوستي وتفاهم بين والدين: دوستي وتفاهم پدر ومادرموجب آسايش خا طر واطمينان كودك ونوجوا نان درخانواده مي گردد . ازهنگامي كه نوزاد چشم به جهان مي گشايد به محبت ، لبخند ، مواظبت ونگهداري نيازمند است . ازاين رو اگر درمواردي مشكلات ومسائلي درروابط پدرومادر وجودداشته باشد ،لازم است اين مسائل را بين فرزندان آشكار نكنند يا احيا نا يكي درغياب ديگري به انتقاد وبدگويي از طرف مقابل نپردازند . اگر پدرنزدفرزندان ، مادررامورد اهانت داشت ؟ پس بايد درروابط خانواده سعي شود باگذشت وسازش روابط عمومي صميمانه راروزبه روز مستهكم تر ساخته وانتظارات نا معقول وسخت گيري صميميت رابه سردي ودرگيري تبديل نكنيم كه دراين صورت اولين كسي كه ضربه خواهد خورد ، فرزندان معصوم وبي گناه مي با شد .

2- همبازي شدن با كودك ونوجوان : والدين بايد امكان سرگرمي ، استراحت وتفريحات سالم را براي فرزندانشان فراهم كنند . شركت درمسابقات ورزشي ، رفتن به پارك وترتيب دادن مسافرتهاي دسته جمعي ، رفتن به باشگا ه هاي ورزشي وتفريحي ، فرهنگي ومجامع ديني مي تواند از بزهكاري جلوگيري كند . تفريح وورزش با كودكان ونوجوانان هميشه لذت بخش وشادي آفرين است .

3- احترار ازرقابت درجلب محبت فرزندان : اگر والدين بخواهند كه فرزندان آنها در كنارشان باقي بمانند ومسائل ساده باعث ارتباط روحي آنان نشود،بايد بتوانند رابطه اي صميمانه با فرزندان خود داشته باشند.علاوه براين ،وجود رابطه صميمانه ميان والدين وفرزندان محيط خانه را به پناهگاهي عاطفي وامن براي فرزندان تبديل مي كند كه آنها مي توانند درآن آرام گيرند،احساس امنيت كنند.

اگر محيط خانواده براي اعضاي آن يك محيط دوستانه باشد ودختر بتواند در مواقع حساس كه با يك بحران روحي روبرو مي شود، موضوع را باپدر ويا مادر خود مطرح كند،قطعا از بسياري از انحرافات كه در سر راه دختران قرار مي گيرد ،جلو گيري خواهد شد.

4-عدم ايجاد ناسازگاري در محيط خانواده: ناسازگاري محيط خانواده ،كودكان ونوجوانان را تحت تاثير قرار مي دهد .اگر اختلاف والدين به طلاق وجدائي منتبح گردد وطفل از محبت وتوجه والدين يايكي ازآنها محروم شود،از محيط زندگي گريزان واصولا دلسرد وافسرده خواهد شد واين وضع او رابه راه انحراف،لغزش وبزهكاري خواهد كشانيد.

5-عدم پرخاشگري والدين نسبت به خود ويا نسبت به فرزندان: پرخاشگري والدين نسبت به يكديگر ويا نسبت به فرزندان خود،كودك را از محيط خانواده فراري وناراضي مي سازد وممكن است اين عدم رضايت او را به سمت بزهكاري سوق دهد .

6-پرورش حس اعتماد به نفس: ازدست دادن اعتماد به نفس موجب فلج شدن فكروروح انسان مي شود، اورا ازخود مايوس ومتكي وابستهبه ديگران بار مي آورد . والدين به جاي اينكه همواره روي نقاط ضعف فرزند خود انگشت بگذارد وبخواهند وبخواهند از طريق سرزنش اورااصلاح كنند، بايددركنار نقاط ضعف بيشتر به نقاط مثبت وامتيازات او توجه كنند ودراين زمينه او راتائيدوتشويق نمايند تااعتماد به نفس او

بيشترشود. توجه به نقاط مثبت باعث ايجاد واعتماد نسبت به والدين وبرقرار ارتباط روحي وعاطفي با آنها مي شود.

7- حفظ شخصيت فرزندان: جوانان ونوجوانان دوست دارند شخصيت او مورد توجه واحترام قرار گيرد وبه همين سبب به صورتهاي مختلف به ابراز شخصيت مي پردازد. اگرروزي دست به خطا زد ، سعي مي كند كه آن را ازديد ديگران پنهان سازد تا خوار نشود. از اين حيث شايسته است:

اولا: از هر عملي كه باعث خدشه دار كردن عزت وكرامت فرزندان مي شود،اجتناب كنيم.اهانت،تحقير،بكاربردن الفاظ طعن آلود، سركوفت زدن ،شكست ها را به رخ او كشيدن، سرزنش بي جا، عواملي هستند كه باعث از ميان رفتن احساس شخصيت در فرزندان مي شود.

ثانيا: براي اصلاح ومعايب فرزندان خود از روش هاي غير مستقيم استفاده كنيم.

ثالثا: اگر لازم آيد كه خطائي را بخواهيم بطور مستقيم ياد آوري كنيم بهتر است اين تذكر بصورت علني و آشكار در حضور ديگران نباشد. ويا اگر فرزند خودش عذرخواهي كرد بايد عذر او را به راحتي پذيرفت.

8-مشورت با فرزندان: اين مشورتها سبب مي شود:

اولا آنها احساس كنند كه در خانواده به حساب مي آيند بدين ترتيب آنچه را كه دردل دارند با والدين خود درميان بگذارند وهمين امر سبب پيدايش صميمت و همدلي در خانواده مي گردد.

ثانيا:اگر فرزندان مورد مشورت قرار گيرند اين امرسبب مي شود والدين به تدريج راه و روش فكر كردن و تصميم گيري را به آنان بياموزند برخي از افراد با وجود برخورداري از تحصيلات عالي ، در تصميم گيري بسيار ناتوان بوده ودر زندگي اجتماعي وخانوادگي با مشكلات جدي روبرو مي شود. اين گونه افراد كساني هستند كه در محيط خانوادگي به درستي پرورش نيافته اند.

2- ابراز مهر و محبت به فرزندان:

بايد فرزندان را از مهر ومحبت سيراب كرد. محبتي كه فرزندان در خانواده مي بيند، موجب آرامش رواني آنها شده وهمين آرامش روان آنها را ازتمايل به بسياري از لغزش اخلاقي باز مي دارد. البته بايد خاطرنشان نمود كه تاكيد برمحبت به معناي افراط نيست محبت بايد چنان باشد كه:

اولا: فرزندان بيش از حد وابسته بار نيايند وبتوانند درغياب والدين روي پاي خود بايستند وهمواره خود را محتاج توجه وياري آنها نبينند.

ثانيا محبت افراطي باعث ميشود كه فرزند از خود راضي ، پرتوقع داري بار بيايد هنگامي كه وارد اجتماع مي شود چون توقعات او برآورده نمي شود ، سرخورده ومايوس وافسرده مي گردد.

خلاصه والدين بايد در رفتارهاي خود به نكات زير توجه داشته باشند:

* با كودك و نوجوان ارتباط گرم وعاطفي برقرار كند.

* براي نوجوان ارزش قائل شوند واز به كار بردن صفاتي كه بي ارزش را القاء مي كند ، پرهيز كنند.

* در حل مسائل به جاي پرخاشگري برخورد منطقي داشته باشند تا براي نوجوان الگو شود.

* نوجوان را از توجه به لذات زود گذر مسخ كنندونظرآنان رابه لذات درازمدت ومنطقي جلب كنند.

* زمينه استفاده ازتفريحات سالم وارزشهاي مناسب رابراي فرزندان خود فراهم كنند.

* ازتنبيه نوجوان پرهيز كنندواز پاداشهاي مناسب در مقابل رفتارهاي مطلوب استفاده نمائيد.

* از تماشاي فيلم هاي غير اخلاقي توسط كودكان ونوجوانان جلوگيري به عمل آورند.

در همين راستا، افزايش مراكز خدمات روان شناختي ومشاوره وارتقاع سطح فرهنگي عمومي براي مراجعه به اين گونه مراكز درهمه مقاطع زندگي، مخصوصا در دورانهاي بحراني كمك موثري در جهت مصون نگهداشتن افراد در برابر ارتكاب بزهكاري و اعمال مجرمانه محسوب مي گردد.

وجان كلام اين كه :

اگربسياري ازخانواده هاي ما ومربيان اجتماع به اين عشق مولا علي (ع ) كه مي فرمايند : (همانا قلب وجان وروان جوان مانند زمين خالي ، آماده اي است كه هربذري درآن پاشيده شود مي پذيرد وباورش ميكند .)ارج نهاده بودند وتعليم وتربيت وآموزشهاي صحيح ودادن آگاهي به موقع به جوانان ونوجوانان بذرراستي ودرستي رادرنهاد آنان كاشته بودند امروز باتصميمي جدي واستوار به استقبال امورزندگي فردي واجتماعي مي شتافتند ولي متاسفانه اين بذر به موقع درنهاد آنان پاشيده نشده وقلب آنان سخت گرديده وعقل وفكرت آنان به امور ديگري مشغول است وبار كجي دردست آنهاست كه آنان رابه سرمنزل مقصود واقعي نخواهد رساند .

 


سلام
من به شما ...................!!!!!!!!!!!!!!!!

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم مهر 1387ساعت 6 بعد از ظهر  توسط محمدعلی جویا  |